طنــزکده شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور(نویسنده و طنزنویس)
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 فروردین 1391 توسط مازیار
                         آموزش تصویری                   راه های ارتباط با نویسنده این وبلاگ            تاریخچه طنزکده شایعه

                                                                                               
جدید***دانلود کتاب الکترونیکی طنزیجاتِ مازیار مخصوص موبایل ( جلد 1 )***جدید


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 توسط مازیار

اخبار شایعه ای :

در پی اطلاع رسانی عوامل همیشه در صحنه و پشت صحنه ای شایعه ، اینبار خبرنگار بی بی سی کلاغ مزاحم اوقات شریف یکی از مسئولین بهداشت شده و از سخنان گوهربار ایشان مستفیظ شد:

خبرنگارِ مفلوک : جناب اقای مسئول عزیز ، شنیدیم توی بعضی از خوراکی هایی که بین دانش آموزا پخش می شه ، مشکلهای بهداشتی وجود داره ، علتش چیه ؟

مسئولِ عزیز دل : قبل از سلام و احوال پرسی اول بگم که من همه چیز رو انکار می کنم که بعدا علیه خودم استفاده نکنید ، ثانیا چرا شما تو کار ما دخالت می کنید  ؟ ما صلاح بقیه رو می خوایم یا شما ؟ هرچی که ما به خورد ملت می دیم مقوی ، سالم و سرشار از انرژیه ! اصلا چرا شما می خواین دانش آموزا رو نخورده بار بیارید ؟ 2 روز دیگه گرونی جوری می شه که مجبور می شید برید کِرم شکار کنید و بخورید ، ما هم در همین راستا سعی کردیم دانش آموزا رو از الان با این وضع وفق بدیم تا یه هو دچار شوک نشن !!! در ضمن خوب نیست اینقدر  شایعه سازی کنید ، اصلا کی به شما مجوز داده ؟ خوبه به خاطر این تهمتا ازتون شکایت کنم ؟


نویسنده : مازیار شاهسون  پور

منبع خبر : دوست عزیزم جناب آقای عبداللهی ( صاحب وبلاگ ریاضی مهربان )


توضیح اضافی : در عکس مزبور ، درون بیسکوییت کرم نیست ، بلکه نخ می باشد اما برای طنز آمیز شدن مطلب و البته اشاره به موضوعات وسیع تر از نام های دیگه استفاده شده .




طبقه بندی: بساز بفروشیِ فرهنگی،  چاله ، چوله اجتماع،  خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
مطالب مرتبط: خوراکی، مدرسه، دانش آموز، چاشت، غیر بهداشتی، بهداشت، طنز، خبر،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 توسط مازیار

اخبار شایعه ای :

جناب آقای تب کنگو در گفت و گو با خبرنگار ما گفت : من از همه مسئولا به خاطر شایعه سازی درباره خودم شکایت دارم ! یعنی چی که همه جا ورود من رو مخصوصا به شهر مشهد جار می زنن و به همه مردم و طرفدارای من میگن از این موجود بترسید ؟ من که بیماری بدی نیستم ، تبلیغات علیه من منفیه ، خودم خیلی هم خوب و مفیدم ، تازه جدیدا با حضرت مرگ هم قرارداد بستم تا چندتایی مشتری بفرستم اون دنیا ... چرا بی خود کار و کاسبی من رو کساد می کنید؟ آقا اصلا چرا مردم نباید گوشتای در پیتی و کنار خیابونی و غیر بهداشتی بخرن ؟ کی گفته فقط گوشتایی که مُهرِ وزارت بهداشت دارن رو بخرید؟آقا این گوشتایی که کنار خیابون  ذبح می شه خیلی با کیفیت و خوشمزه تاره ، من امتحان کردم که می گم !!!




طبقه بندی: بساز بفروشیِ فرهنگی،  چاله ، چوله اجتماع،  خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
مطالب مرتبط: تب کنگو، گوشت، گوسفند، مرگ، تب، مریض، طنز، کاریکاتور،
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 اردیبهشت 1391 توسط مازیار

-          خانم جون من می خوام برم خرید . چیزی نمی خوای ؟ ... ای بابا ، باز که آلبوم قدیمی رو گرفتی دستت ! خسته نمی شی اینقدر عکسای قدیمی رو نگاه می کنی ؟

-          دلم برای بچه ها خیلی تنگ شده ، خیلی وقته دور هم جمع نشدیم ،از وقتی هم که رضا واسه ادامه تحصیلش از ایران رفته ، خیلی تنها شدیم ... راستی می خواستی بری خرید. چی می خوای بخری ؟

-          برم یکم سبزی بخرم تا شما یه قرمه سبزی خوشمزه واسمون درست کنی.

-          نه نمی خواد شما بری خرید ، همون دفعه قبل که به جای سبزی خورش ، سبزی خوردن گرفتی بس بود . خودم می رم ، شما هم پاشو به این گلای بیچاره آب بده .

-          پس بی زحمت کم نگیر ، آخه انگار برای این 2 تا جوون کناریمون مهمون می خواد بیاد.

 از وقتی یه زوج جوون همسایشون شده بودن ، خانم جون شده بود عین  مادرِ تازه عروس همسایه ... هم محرم رازش بود ، هم راهنما و هم .... آشپز !!

-          سلام خانم جون ، خوش اومدید ، چی شده حاج آقا نیومدن خرید ؟ سرافرازمون کردید.

-          سلام احمد آقا ، ممنون پسرم ، گفتم بیام یه حالی ازت بپرسم ببینم در چه حالی ... راستی خانومت چطوره؟ خوراکی که گفتم رو دادی بهش بخوره ؟ برای تو راهیتون خوبه !!.... بی زحمت همین سبزیای منو هم حساب کن ...

 

-          جون خودم اول مسعود شروع کرد ، من که نمی خواستم بزنمش ...

 

زن گوش پسرشو پیچوند و گفت : مگه هزار بار بهت نگفتم با این پسره نگرد؟دیدی آخرشم مثل خودش شدی؟هی می گم .... اِ   سلام خانم جون . خوبید ؟ می بینید اوضاع منو؟کلافم کرده این پسر ....

-          ناراحت نباش دخترم ، شیرینی پسر داشتن به همین شیطنتاشه دیگه ...علی جون اون سوره ای که گفته بودم رو حفظ کردی ؟

-          آره خانم جون. می خواین بخونم؟

قبل از اینکه خانم جون حرفی بزنه ، علی شروع کرد به خوندن سوره کوثر ... البته اگه از تلفظ اشتباهش بگذریم ! سوره رو درست خوند .

-          باریکلا علی آقای گل خودم . عصری که اومدی خونمون جایزتو می دم ...

همین که خانم جون کلید خونه رو چرخوند و وارد شد ، حاج آقا که انگار جا خورده بود ، تلفن رو سریع قطع کرد . چند روزی بود که رفتارای حاجی مشکوک شده بود .اگه بعد از این همه سال زندگی ، شوهرشو نمی شناخت و البته بکم جوونتر بودن ، به حاج آقا شک می کرد . هرچند که همین الانم بدش نمیومد یکم حاجی رو سین جیم کنه ، بلکه یکم از یکنواختی در بیان ...

-          عجب بویی میاد از آشپزخونه خانم . نکنه غذا داره می سوزه ؟

خانم جون سریع رفت تو آشپزخونه که خدایی نکرده غذاش نسوخته باشه . همین طور که مشغول هم زدن خورش بود ، احساس کرد چیزی به پاش چسبیده ، تا برگشت ، قبل از اینکه بتونه نسبت به نوه کوچولوش که پای مادر بزرگشو بغل کرده بود ، واکنشی نشون بده ، دختر بزرگش پرید تو بغلش ...

حسابی شوکه و زوق زده شده بود ، همون حسی رو داشت که 35 سال پیش ، بعد از  اینکه نوزاد کوچولوش رو دادن بغلش پیدا کرده بود ... تو همین فکر بود که دستی مردونه شونه هاشو گرفت . تا برگشت اشک از چشماش جاری شد ...

رضا همونطور که مادرشو بغل می کرد گفت :

*** روزت مبارک مامان جونم ***



تقدیم به مادر عزیزم و همه مادرانی که بی وجودشان وجودمان بی معنا می شود

نویسنده : مازیار شاهسون پور





طبقه بندی: قصه های هزار و یک روز شایعه، 
مطالب مرتبط: روز مادر، روز زن، داستان، کوتاه، مادربزرگ، مادر، ولادت حضرت زهرا، حضرت فاطمه،
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1391 توسط مازیار

 یکی از مسئولین با خبر از همه جا در پاسخ به سوال خبرنگار ما که پرسید : " ببخشید جناب مسئول چرا این همه که قیمت بنزین رو گرون می کنید ، قیمت خودرو کم نمی شه ؟  مگه این جزو هدفمندی نیسـ.... " گفت : " اولا آقای خبرنگار تازه به دوران رسیده جو گیر نشو !! خودتو کنترل کن سعی نکن تشویش اذهان عمومی درست کنی !! بعدشم همه کار ما کارشناسی و حساب شده ست ! این همه آلودگی هوا رو می بینی؟ این همه ترافیک ، این همه بوق ، این همه تصادف ، این همه گلایه از خرابی آسفالت و جاده و خیابون و چاله چوله و ... همه اینا از پیامدای ماشین داشتنه دیگه ! ما هم همه سعی و تلاشمون اینه که مردم از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنن و کمتر مشکل داشته باشن ، اصلا همه فکر ما همینه که اینقد ماشین و بنزین رو گرون کنیم که دیگه کسی ماشین نخره و اون وقت همه چیز خوب و خوش و خرم می شه و همه با هم به خوبی و خوشی زندگی خواهیم کرد !! وگرنه من یکی که از قیمت زیاد خودرو سود زیادی نمی برم که ، همه کارام به خاطر رفاه شماست ...."

 به چاپ رسیده در روزنامه قدس ( هفته نامه سوسه )

**********

مسئول کافه سنتی محل که آشنا در زمینه کتاب و نَشر هم هست  گفت : " به نظر من اگه این نویسنده ها رو  ول کنی ، تند و تند می خوان کتاب بنویسن و اون وقت نمی شه خوب کتاباشون رو سانسور  کرد و ممکنه حرفای زشت و بی ادبی مثل رمان و  عشق و آزادی بیان و ... رو وارد فرهنگ غنی کتاب خونی ما بکنن ! اصلا چه معنی می ده این همه کتاب چاپ بشه ؟ وقتی تفریحای مفید تری هست ، کسی کتاب نمی خونه ، کتاب دیگه قدیمی شده ، الان دوره اینترنت و فیس بوک و کافه سنتی و قلیونه ! چرا می خواین سر جوونای مملکت رو با ادب و علم و اینجور چرت و پرتا که به دردشونم نمی خوره پر کنید ....

 




مطالب مرتبط: قیمت، بنزین، گران، ماشین، خودرو، آسفالت، جاده، خیابان، کتاب، نشر، انتشارات، فروش، فرهنگ،
منابع خبری: افزایش قیمت بنزین، در زمینه کتاب و نشر،

اخبار شایعه ای :

یک نشریه خارجی منتشر کرد : " بر طبق اخبار خیلی خیلی موثقی که به دست ما رسیده الان ایران به تصرف آمریکا و اسرائیل درآمده و البته بین آمریکائییان و اسرائیلیان بر سر نام گذاری این کشور اختلاف نظر است ... هم چنین در ادامه خبری که به دستمان رسیده گفته شده است که موقع تقسیم کردن سهم نیز این دو کشور با اختلاف مواجه شده اند و نمی دانند که نصفه بزرگ ایران را کدام یک بردارند . در ادامه این خبر آمده علی بابا بعد از دیدن اختلاف نظر دزدان بغداد .... ببخشید انگار ادامه اخبار موثقمان هنوز آماده بیان نشده ، پس با ما باشید در برنامه ها و اخبار موثق دیگرمان ...

 

*********

 یک مسئول در مصاحبه ای با خبرنگار بی بی سی کلاغ بیان کرد : " آقا یعنی چی که به بیکار جماعت پول مفت و بیمه بیکاری بدیم ؟ اصلا کسی که بیکار شد دیگه جزو افراد جامعه نیست ، ما خودمون هزار تا مشکل داریم که نمی دونیم به کدومش برسیم . خود من به شخصه هنوز پاداشمو نگرفتم ، منی که این همه آشنا دارم باید دیرتر از رییس اون اداره که جدیدا بهش گیر داده بودید چرا این همه پاداش گرفته ، باید پاداش بگیرم ، بعد شما می گی بریم به هر بیکار نفری دویست هزار تومن بدیم ؟!!!!!!!!!! وای که چقدر شما بی مروت و نامردید !!!تازه اگه الان بخوایم به همه ازین بیمه ها بدیم ، واسه انتخابات بعدی شعاری نمی مونه بدیم که ....ای بابا نمی شه که همه طرح ها رو یه دفعه اجرا کرد !!! "

نویسنده : مازیار شاهسون پور

به چاپ رسیده در روزنامه قدس (هفته نامه سوسه )





طبقه بندی: چاله ، چوله اجتماع،  ماشین لباسشویی سیاسی،  خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
مطالب مرتبط: بیمه بیکاری، بیکاری، مسئولین، هدیه، نشریه خارجی، حمله به ایران، آمریکا، اسرائیل، شایعه،
منابع خبری: توقف طرح بیمه بیکاری، یک نشریه :آمریکا و اسرائیل 4شنبه به ایران حمله می کنن !،

همراه با کارشناس همه چیز دان :

به بهانه پاداش های صد میلیونی جناب آقای مدیر عامل شرکت " یه جایی " مزاحم این آقای همه چیزدان شدیم ، بلکه مخ خاموش و از کار افتاده ما رو که قدرت درک و حساب این پولا رو نداره روشن کرده و مارو از فیض معلوماتشون بهره مند کنند .

جناب همه چیز دان : دِ آخه اینم شد سوال ؟ الان دیگه هر بچه دبستانی و حتی پیش دبستانی هم می دونه کسی که مدیر می شه جزو شما عوام الناس ها نیست !!! یعنی واقعا فکر می کنی اینجور پاداشا رو باید بیان بدن به امثال تو که فرتی بری یه روزنامه باز کنی و انتشارات بزنی و هی تند و تند مطلب و کتاب و اعلامیه بدی بیرون و ادعای روشن فکریت اونجای استکبار جهانی رو مستفیظ کنه !! ( به جهت روشن سازی افکار عمومی ، منظور چشم و چال استکبار جهانی می باشد – نویسنده ) تازشم باید چشم و دهن این زبون بسته های از همه جا بی خبر رو پر کرد یا نه ؟ وگرنه تویی که واسه یه وام 2-3 میلیونی باید عالم و آدم رو جلوی بانک رژه ببری و به شهادت بگیری رو چه به توان اختلاس و فساد اقتصادی و ...

خب حالا خیلی هم سخت نگیر ، به هر حال دنیا دو روزه ، هرچی کمتر بخوری سالم تر می میری ، تو هم دیگه زیادی ادعات نشه و عَلَمِ روشن فکری و حقوق بشر نگیر دستت ، وگرنه مجبور می شم از هدیه جناب آقای مسئول به شما خبرنگارا هم پرده برداری کنم ....

نویسنده: مازیار شاهسون پور




طبقه بندی: ماشین لباسشویی سیاسی، 
مطالب مرتبط: هدیه، مسئول مخابرات، صد میلیون، اختلاس، مسئولین، وام، طنز، کارشناس، مازیار، شاهسون پور،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 توسط مازیار

اخبار شایعه ای :

یک مسئول با تدبر و فهیم در مصاحبه با خبرگزاری بی بی سی کلاغ راجع به وضعیت محاکمه این نامردای فراریِ پرونده اختلاس گفت :

درسته که دستمون بهشون نمی رسه ، اما بصورت غیابی که می تونیم محاکمشون کنیم ، اصلا به نظر من غیابی باید اعدامشون کنیم ، حتی اگه شده همه مردم رو بسیج کنیم که بهشون فحش بدن و نامه های غیر اخلاقی براشون بفرستن ، اینجوری لااقل نمی ذاریم خارج بهشون خوش بگذره و کیف دنیا رو ببرن و اونوقت خودشون میان تسلیم می شن ....

*************

یک فرد آگاه در حالی که از شدت خوشحالی در پوست خود نمی گنجید به دفتر بی بی سی کلاغ مراجعه کرد و گفت : " دوستای عزیز بالاخره تونستیم گرونی رو ریشه کن و کنیم و کلی از خوراکی هارو ارزون  کنیم !! " همچنین وی در حالی که لیوان شربت نیم خورده سردبیر را سر می کشید در پاسخ به سوال خبرنگار هاج و واج ما گفت : " بنده ناشکر به شماها می گن دیگه !! آقا دیروز باقالی 650 تومن بود ، امروز 640 تومن شده ، به نظر شما این نشون دهنده همت مضاعف مسئولای میوه جات برای ریشه کن کردن گرونی نیست ؟؟؟!!! "






طبقه بندی: ماشین لباسشویی سیاسی،  خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
مطالب مرتبط: محاکمه، خاوری، غیابی، طنز، کاریکاتور، میوه، قیمت، گران، ارزان، خلیج فارس، persian gulf،
(تعداد کل صفحات:20)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

سخنی از پدر عروس

maziar_sh110@yahoo.com
maziar.sh110@gmail.com

****
به طنز نوشته های مازیار شاهسون ( + پور ) خوش آمدید . لطفا با کفش وارد نشوید .
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .
موضوعات
آخرین چرندیات
آرشیو چرندیات
نظر دونی
با کدام یک از تغییرات زیر برای این وبلاگ موافقید ؟








چرند نویس
حرف حساب ما با شما
همسایه ها
DOTA2
ابر برچسب ها
دیگر وبلاگ های این نویسنده
گزارش تخلفات این وبلاگ
رهگذران امروز : نفر
رهگذران دیروز : نفر
كل رهگذران : نفر
مخاطبین این ماه : نفر
مخاطبین ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل چرندیات : عدد
آخرین رهگذر :
آخرین جَو گیری نویسنده :
شایعـــه را به خاطر بسپارید