شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar_sh110@yahoo.com
maziar.sh110@gmail.com

****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر

چند وقت پیش کلیپ یه دختر خانمی که با نوع حجابش عفت عمومی، روحیه جوانان مجرد و اقتصاد ارزی رو متشنج کرده بود توی فضای مجازی منتشر شد که کلی حاشیه داشت،  اما اصل ماجرا ازین قرار بود که این دختر خانم کاملا به میل خودش موهاشو در اختیار خانم گشت ارشاد قرار داده بود که تا رسیدن به ون پلیس، براش به صورت خرگوشی ببافه، اما رسانه ها با شیطنت گفتن که درگیری بوده و اون خانم یکم خشونت به خرج داده و خلاصه اون خانم پلیس به گفته رییس پلیس تعلیق شد!

جناب مسئولی هم فرموده بودند که اصلا همه جای دنیا همینه! اصلا همینه که هست:

(عکس رو یه جور کوچیک کردم که کسی نفهمه منظورمون با کیه! آخه از داخل زندان مطلب نوشتن یکم سخته)

خلاصه بنده به عنوان یک منبع آگاه به همه امور باید خدمتتون بگم که اولا حق با ایشونه و اون خانم اشتباه کرده بوده که اونقدر موهاش چرب و کثیف بوده و خوب توی دست نمیومد، دوما به خانمای عزیز توصیه میکنم ازونجا که این حق گشت ارشاده که موهای شما رو خرگوشی ببافه، پس لطفا اگه مدل موی خرگوشی دوست ندارید موهاتون رو از ته بتراشید یا از نرم کننده های تولید داخل استفاده کنید تا خدایی نکرده دستان لطیف مامور گشت ارشاد اذیت نشه و به عنوان آخرین توصیه خدمتتون عرض کنم که همینه که هست! می خواستید برید اختلاس کنید تا کسی کاری به کارتون نداشته باشه !

ارادتمند

مازیار شاهسون

منبع: سایت خونمون 





نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

کارشناسان فعال و دقیق خونمون طی بررسی های بسیــــار دقیق، بالاخره ریشه همه مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران رو پیدا کردند!

به گفته یک مسئول که نخواست نامش فاش شود، تلگرام با کشیدن جوانان به دام اعتیاد و فساد باعث میشود فاجعه هایی چون زلزله، سقوط هواپیما، آلودگی هوا و افزایش تحریم رخ دهد.

به گفته مسئولی دیگر که دلش میخواست نامش فاش شود اما نخواستیم که نامش را فاش کنیم: تلگرام به زودی فیلتر می شود تا جلوی همه بدبختی ها و فقر گرفته شود، البته این مسئول اشاره ای به نقش تلگرام در کاهش قدرت خرید کارگران نکرد.

در نهایت امیدواریم که مسئولین عزیز همیشه با همین دقت مشکلات رو ریشه یابی کنن و با مدیریت مدبرانه شون، زندگی رو برای ما ساده تر و مشکلات رو ریشه کن کنند!

ارادتمند

مازیار

 منبع: سایت جدیدمون: خونمون دات آی آر

تصویر کاملا بی ربط می باشد !!!





نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امسال ازون سال های پر از ناراحتی و اتفاق های سختی بود که خیلی وقت ها واکنش مسئولین، این اتفاق ها رو برامون طنز می کرد.

مثلا یه مسئولی می گفت برای حل مشکل آلودگی هوا باید دعا کنیم بارون بیاد….یکی از برف اومدن غافلگیر می شد…یکی زلزله رو مینداخت گردن دولت قبل و خلاصه همه با هم تلاش می کردن که ملت در عین ناراحتی، سوژه خنده شون رو از دست ندن.

اما آیا درسته که همیشه دنبال مقصر بود ؟ اینکه هواپیما سقوط کنه و ما بخوایم یک فرد! (نه یک ایراد ریشه ای) رو به عنوان مقصر به مردم معرفی کنیم و نهایتا از اون ارگان اخراجش کنیم که مشکلات رو حل نمی کنه!

توی هر مشکلی چه در سطح کشور و چه درسطح شرکت ها و کارآفرینی، یکی از مهم ترین سموم همینه ! که شما به جای پیدا کردن ریشه ی مشکل و حل اون، دنبال مقصر بگردی تا سریع افکار عمومی رو آروم کنی و مردم خوش و خرم منتظر سوژه بعدی بشینن و این ریشه ای که خشکانده نشده همینطور می مونه و رشد می کنه و مشکلات بعدی هی میان و میان…

شاید باید از مسئولین مهربون و مدبرمون بخوایم که آقا ما نمی خوایم هی این مدیر و اون مدیر رو برامون قربونی کنید، ما می خوایم بهمون توضیح بدید که چکاری کردید که دفعه بعدی وجود نداشته باشه…

 

ارادتمند

مازیار شاهسون پور

منتشر شده در سایت خونمون دات آی آر

 





نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ماجرای خوب یا بد بودن ولنتاین رو بذاریم کنار، توی همچین شبی که خیلی ها جفت جفت و دست توی دست هم بیرون میرن، یه عده هم هستن که به گوشی هاشون زل زدن یا دارن به دیوار اتاقشون نگاه میکنن و غصه تنها بودن رو می خورن.

اما به نظر من نیازی نیست حتما کسی رو داشته باشید تا زندگی تون معنا پیدا کنه، هرچند که یک عشق واقعی بوی خاصی به همه لحظات زندگی می ده اما برای تجربه این عشق باید یاد بگیریم که اول خودمونو دوست داشته باشیم (البته با خودخواهی فرق می کنه).باید بتونیم خودمون از با خودمون بودن لذت ببریم تا یکی دیگه هم بتونه از با ما بودن لذت ببره پس تا دیر نشده، دست خودتونو بگیرید و برید به یکی از تفریحایی که دوست دارید برسید، غذای مورد علاقه تون رو بخورید، توی طبیعت قدم بزنید، فیلمایی که دوست داشتید رو ببینید، به خانواده یا دوستی که دوست دارید زنگ بزنید و این یک شب و هر شب دیگه ای که نیاز داشتید به خودتون توجه کنید رو با خودتون خوش باشید.

مطمئن باشید که ضرر نمیکنید.

ارادتمند

مازیار شاهسون

(منتشر شده توی سایتمون - khunamun.ir )





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ماجرا از اونجایی شروع شد که اکبر آقا، همسایه طبقه آخر آپارتمان به این نتیجه رسید که مدیر فعلی آپارتمان یعنی آقای روبندیان داره از پست مدیریت ساختمون سو استفاده میکنه و طناب لباساشو توی حیاط که متعلق به همه ست پهن میکنه! تازه پولای شارژی که میگیره هم معلوم نیست چیکار میکنه چون همیشه یا لامپ سوخته یا در پشت بوم قفله !
خلاصه اینجوری شد که اکبر آقا مدیر ساختمون شد و همه لامپا تعویض شدن و کلید پشت بوم تحویل اکبر آقا شد.

هنوز 2 ماه نگذشته بود که یک روز رفتم پشت بوم تا آنتن رو تنظیم کنم که چشمم افتاد به بند و بساط کباب ساز و تخت و سایه بون و … انگار پشت بوم شده بود پنت هاوس! به اکبر اقا که گفتم، گفت فعلا اونا رو اونجا چیده تا یکم خرده کاریای خونش تموم بشه و حتما توی اولین فرصت اونا رو بر میداره! البته آخر حرفاش اضافه کرد البته اگه اهل منزل تا همین الان اون وسایل رو جمع نکرده باشن، وگرنه اون بالا متعلق به همست نه فقط من ! و ازون به بعد به بهونه مراقبت از ساختمون از شر دزدهایی که از پشت بوم همسایه میومدن، در پشت بوم قفل شد!

زمان آقای روبندیان، چون بند لباساشون و گهگاهی بساط قلیون کشیدنشون تو حیاط بود، همیشه حیاط تمیز و جارو خورده بود و همین بهونه اصغر آقا همسایه طبقات وسطی اینا شد که کلی از اکبر و آقا ناکارآمدیش برامون سخنرانی کنه و از پشت بومی که متعلق به همه ست برامون بگه که حالا بعضی شبا صدای جشن و سرور ازش میومد و اکبر آقا مدعی میشد مربوط به همسایه های دیگست!

خلاصه ما هم به بهونه اعتراض یه شب همه آشغالای حیاط رو جمع کردیم و آتیش زدیم ( جاتون خالی توش 7-8 تا سیب زمینی هم انداختیم که یه حالی هم برده باشیم) و از فردای اون روز اصغر آقا مدیر ساختمون شد.

اصغر آقا خیلی منظم به نظر میومد، میگفت برای اینکه بتونیم کلی کار برای آپارتمان انجام بدیم(مثل نصب آسانسور، درب برقی، آب نما و استخر، باغچه خیلی بزرگتر و … ) باید پول جمع کنیم و همینطوری شد که پول شارژ هر واحد بیشتر شد تا برای برنامه های عمرانی اصغرآقا پول کافی داشته باشیم و ما هم مثل همیشه گفتیم اگر مدیر ساختمون اینو میگه، چه نیازی به چیز دیگه ست و قبول کردیم. چند ماهی گذشت که یه روز صبح که بیدار شدیم، دیدیم اصغرآقا اینا از این محله رفتن ! هیچ خبری هم ازشون نیست که نیست! انگار قراردادشون تموم شده بود و شبانه جمع کرده بودن و رفته بودن البته با همه پولای ما….

الان که فکر می کنم ما که طبقه همکف بودیم، نه نیازی داشتیم به آسانسور و نه پشت بوم ! اصلا کاش از همون اول با آقای روبندیان حرف زده بودیم و خواسته بودیم بند لباساشو تو خونش پهن کنه … شایدم بهتر بود به جای فقط گوش کردن به حرف اکبر آقا و اصغر آقا، یکم به حرفاشون هم فکر میکردیم !
نذاریم خواسته هامون بهونه قدرتمند شدن عده ای بشه که مارو فقط وسیله خودشون میدونن!

ارادتمند

مازیار شاهسون





نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : انقلاب، مطالبه، نتیحه، اعتراض، قانون، سو استفاده،
لینک های مرتبط :

پشت میزم نشسته بودم، فنجونم توی دستم بود و از پنجره بیرون رو نگاه میکردم. عجب حس و حال خوبیه که به آسمون و پرنده ها نگاه کنی و توی صندلی محکم خودت نشسته باشی.همه چیز سر جاشه!

که یک دفعه یک لرزه ناگهانی همه اینا رو از بین برد، یک زمین لرزه، چند ثانیه استرس و تمام.هرچی که فکر می کردم محکم و پایداره توی دلم فرو ریخت اما یک حس و فقط یک حس وجود داشت،‌آیا آماده کندن از این ها هستم ؟

کاش همیشه یه ویبره توی دلم بود که یادم میاورد:

هیچ چیز پایدار نیست، جز خوبی ها!

ارادتمند-مازیار





نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 

  • من دیگه روزه نمیگیرم

  • باشه نگیر، هر طور راحتی...

انتظار نداشتم اینقدر راحت و سرد باهام برخورد کنه، احساس می کردم الان کلی ازم دلیل میپرسه و سعی میکنه قانعم کنه که روزه بگیرم، اما هیچ کاری نکرد .

  • دلیل محکم و عقلانی هم دارم، روزه بهم فشار میاره، جسمم هم نمیتونه تحمل کنه، خب خدا هم گفته اگه نمیتونید نگیرید دیگه.

یه نگاه معمولی بهم انداخت، یه لبخند ملیح زد و راهشو کشید و رفت. عجب آدمیه، چرا هیچ کاری نمیکنه که جلوی منو بگیره، انگار احساس میکردم حتما اون باید تصمیم منو تایید کنه، پس دنبالش راه افتادم:

  • خب روزه مال زمونای قدیم بود دیگه، الان ما نمیتونیم بشینیم تو خونه عبادت کنیم، الان باید کار کرد، مطالعه کرد، تلاش کرد… روزه آدمو ضعیف میکنه!

این دفعه حتی نگاهم نکرد، روشو کرد سمت پیرمردی که سعی داشت یه سینی پر از میوه بذاره رو گاریش، رفت سمتش و یه یا علی گفت و سینیو گذاشت رو گاری و با یه لبخند از پیرمرد جدا شد.دیگه داشت حرصم در میومد، یعنی من اینقدر بی ارزش بودم که بهم توجه نمی کرد؟ راهشو به سمت باغای کنار خیابون کج کرد، رسیدیم جلوی 2 تا باغ که یکی درختای بلند و تنومندی داشت و یکی درختای ضعیف تری داشت...اما هردوشون به نظر میرسید میوه دارن… رفتم سمت اون باغی که درختای تنومند داشت و زیر یکی از درختا نشستم.عجب سایه ای داشت، ازینجا می شد بهتر دید با اینکه هر دوتا  درخت میوه دارن، اما واقعا میوه های این باغ خیلی درشت تر و بهتر بودن…

  • میبینم که خودت جوابتو پیدا کردی.

  • متوجه منظورت نمیشم.به چی جواب دادم؟

  • ببین، تو اومدی زیر درختی نشستی که سایه بهتری داشت، درختی که احساس کردی میشه بهش تکیه کرد! خب فرق اینا چیه ؟ اون باغ دیگه هم درخت داره، سایه هم داره، اما تو اینو انتخاب کردی فرق اون باغ اینه که باغبونشا توی تغذیه درختاش دقت نکرده، وقت نذاشته برای درختاش و به توصیه های پیر باغبونا عمل نکرده! درختای این باغ بدون آفت رشد کردن، تغذیه مناسب داشتن، توی سختیا ازشون مراقبت شده و هر چیزی بهشون داده نشده! ماجرای روزه تو هم همینه ! تو برای روحت باید وقت خرج کنی، بهش استقامتو یاد بدی و جلوی ورود آفت ها رو بگیری با روزه گرفتن علاوه بر اینا بدنت رو از مشکلات تغذیه ای یک سال گذشته پاک کنی! اون وقت نتیجش میشه چیزی که بقیه میتونن از سایه و محصول تو استفاده کنن….

 

مازیار شاهسون پور - خرداد 1396






نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، 
برچسب ها : روزه، رمضان، چرا روزه بگیریم،
لینک های مرتبط :

  • آقا، عزیز دل، برادر، اخوی، بیا یه لحظه

  • جانم با منی ؟

# نه آقا سمت اونا نری ها، اونجا بری دورت دیوار میکشن

  • یعنی چی، چرا مشتری ما رو بُر میزنی؟ آقای گلم بیا اینور تا تو فساد غرق نشدی

-- آقا کجا میری سمت اونا نرو، اونا فقط حرف می زنن، بیا اینجا برنامه های عملی ما رو ببین...تو خوابتم اینقدر رویاهای شیرین نمیبینی.

# هووووی چرا مشتری ما رو میگیری؟ معلومه دیگه شما همیشه کارتون همین بوده! اصلا آقا ببین اینا همشون خالی بندن،نیگا تو غرفه ما چقدر آدم اندیشمند داریم ؟

  • عه اون آقا عصبی طلبکاره رو می شناسم، عه اون بنده خدا همون خیییلی پولداره نیست ، عه اونم که …

# آقا چی داری میگی؟ اصلا معلومه شما اینکاره نیستی، بیا راهو نشونت بدم، اول یکی ازین برگه ها رو بردار کلید زندگیت باز میشه

  • شما باز خیال روشن فکری برت داشت، کاری نکن بگم اونجا اونروز ...

# میخوای اصلا من بگم اون اداره، اون موقع…

-- آخ جون رسوا بازیه؟ منم بازی

  • آقا امکانش هست از برنامه کاندیداتون هم یکم توضیح بدید ؟

  • برو آقا اونور من کل اینارو بخوابونم بعد

# عمرا اگه بتونی، ببین چیکارت کنم…

-- ریفیقِ مو ره تهدید موکونی ؟ الااان میاام برات

(...)


()آقای گلم یه لحظه میای ؟

  • حاج آقا منکه همینجوریشم گیج شدم، اینا به قدر کافی از کاندیداهاشون گفتن… حالا شما کاندیداتون کیه؟

() پسر عزیزم، می خوای بدونی کاندیدای من کیه ؟ کاندیدای من کسیه که از پیرایی مثل من مشورت میگیره اما کارو میده به جوونایی مثل تو که انرژی دارن و خلاقیت… کاندیدای من با آدمای پولدار نمیگرده که هواشو داشته باشن، بلکه خودش هوای اونایی رو داره که نیاز به حمایت دارن. یه کشور برای قوی بودن باید ریشه قوی داشته باشه، ببین کی می تونه ریشه کشورتو قوی کنه، کیه که فکرش فقط قدرت خودش نیست، فکرش نشون دادن کساییه که دیده نشدن و اطرافش دانشمندا گرفتن که کشور رو بسازن نه کاسبایی که اونو بفروشن …

  • ممنون حاج آقا، اما نگفتید نظر شما با کدوم … عه حاج آقا حاج آقا رفتید ؟



نویسنده مازیار شاهسون پور - بهار 1396






نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : ریاست جمهوری، کاندیدا، انتحابات،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 27 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه