شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar.sh110@gmail.com
salam@khunamun.ir
****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر

در یکی از محل های کارم ، من و همکارم که دوست های قدیمی هستیم ، همسایه ای داریم که اندکی بین ما معروف است به قاتل خوراکی . یعنی هر خوراکی که ما با هزار عشق و آرزو می خریم ، دستخوش حمله این فرد مذکور می شود و به همین دلیل کینه ای عجیب از او در دل ما جاری است به طوری که این کینه باعث شد که چندی پیش اقدامی بس کینه توزانه علیه اش انجام دهیم .ماجرا از این قرار است که ما بسیار محرمانه شیشه نوشابه ای خریدیم و خوشحال مشغول به غارت اش شدیم ( البته با دانستن این نکته که نوشابه ضرر دارد ، به شما توصیه می کنیم که از ما درس نگیرید ) ، ناگهان ذهن اینجانب تراوشی شیطانی کرد ، لیوانی حاوی آب لوله کشی را به اندکی نوشابه مزین کرده و با کمال عشق به فرد مذکور تعارف کردیم . فرد مذکور هم با کمال سخاوت تعارفمان را رد نکرد و لیوان را گرفت و زیبا سر کشید ، ما هم که هر  لحظه منتظر نشانه ای از ترکیدگی یا چیزی شبیه آن بودیم ، در کمال ناباوری به صورت اش خیره شدیم و بس ناجوانمردانه در خودمان رفتیم ، چرا که :

ضایع شدیم

_____________________________________________________________________________

پی نوشت :

ظاهر دوستمان انقدر ها هم خوشگل نیستا !!!! عکسشو با کلی کار درست کردیم تا قیافه آدمیزاد پیدا کرد

عکس مورد نظر به خاطر مشکلات روحی و روانی دوستمان ، کوچک شد !!!





نوع مطلب : هرز نوشته ها ( بر وزن هجـو )، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 31 شهریور 1389 10:06 ب.ظ
از دماغش و ککاپشنش و ژاکتش فهمیدم خیلی تابلو بود
مازیار شاهسون پورباریکلا به هوش و زکاوت شما . شما باید می رفتید رشته تشخیص هویت .





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات