شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar.sh110@gmail.com
salam@khunamun.ir
****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر

مجری : دوستان عزیز چندی پیش یه کارخونه خودرو سازی خارجی که به دلایل تبلیغاتی نمی تونم اسمشو بیارم ، یه عالمه از ماشیناشو به خاطر مشکل فنی از سطح جامعه جمع کرد ، حالا ما یک سری کارشناسای زبده و مسئول تو این زمینه رو جمع کردیم تا به بررسی این مشکل البته داخل کشور خودمون بپردازیم...

کارشناس 1 : آقا به نظر من کارشون واقعا اشتباه بوده ! اصلا از نظر علم مدیریتی من خدمتتون عرض کنم ، نه که خودم سال های سال مدیر فلان قسمت کارخونه بودم ( البته ریا نشه ها ، یه چند وقتم هم تو گاو داری پدرخانمم اینا مدیر بودم ) خلاصه من با این سابقه مدیریتی می گم این کارشون نشون دهنده ضعفشون بوده ! بابا 2 تا مشکل فنی که کسی رو نکشته...

کارشناس 2 : اِ آقا یعنی چی این  حرفا ! اصلا الان مُد شده این کارا ! کلاس کاری یعنی اینکه هر از گاهی ماشینا رو جمع کنی ، بازیافتشون کنی و به اسم ماشین مدل بالاتر بدی بیرون ! اون موقع که ما تو سفر خارجی بودیم ، البته بگما ماموریت کاری بود ، تو یکی از این رستورانای باحال شهر با یکی از همون مدیرا اشنا شدم ، خودش بهم تکنیکای مدیریتی رو تو 10 دقیقه یاد داد ، این شد که منم وقتی برگشتم احساس وظیفه کردم که باید پست مدیریتی رو هم بگیرم و این همه اطلاعاتم رو هم مدیون همین سفرای خارجی هستم که امیدوارم عموی عزیز ببخشید مدیریت عزیز لطف کنن و بیشترش کنن .

مسئول 1 ( رییس کارخونه پشم گوسفند بُری فلان ، سرمایه دار ) : آقا اینا اوضاع ماشیناشون خیلی خرابه ، من می دونستم که ما تو خاورمیانه تو ماشین سازی تکیم ، اتفاقا همین چند روز پیشم آمارشو به خبرنگارا دادم ، اما اگه می دونستم این خبرو ، می گفتم که ماشینامون استاندار جهانی هم هست ، آخه تا حالا ماشین خراب شده نداشتیم !

مجری : ببخشید جناب مسئول 1 اون چند وقت پیش ، یادتون نمیاد ؟

مسئول 1 : آقا بر طبق قانون شماره 12355252 به ماشینی می گن خراب که از رو وضع ظاهریش نشه مدلشو فهمید ، اما اون ماشینا رو راحت از رو چرخشون می شد فهمید که مدل ماشینشون چی بوده ، پس خراب نبودن !

کارشناس 3 : خب من همینجا قبل از شروع صحبتام از  جناب آقای بوق بابت محصول .... شون تشکر می کنم و همینطور از کارخانه ... بابت حمایتاشون نیز....

مجری : خب دوستان عزیز وقت ما به پایان رسیده ، امیدوارم از سیل اطلاعات فنی و این جلسه بررسی راهکارهای ما استفاده شدیدی کرده باشید ....

نویسنده : مازیار شاهسون پور


منتشر شده در روزنامه قدس ( هفته نامه سوسه )






نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : ماشین، خودرو، ایران، کارخانه، خارجی، داخلی، فورد، طنز، کاریکاتور، مدیریت، سرمایه داری،
لینک های مرتبط :

اخبار شایعه ای :

یک مسئول در مصاحبه با خبرگزاری بی بی سی کلاغ گفت : "90 درصد فارغ التحصیلان هنرستانی یا کسانی که از طریق هنرستان وارد دانشگاه شده و فارغ التحصیل شدند جذب بازار کار شده اند! " وی همچنین اذعان داشت :" البته اون ده درصد هم برای خالی نبودن عریضه و ریا نشدن ذکر شد وگرنه به نظر خود من 100 درصدشون جذب بازار کار شدن و ..." وی در جواب خبرنگار ما که پرسید : " پس اینهمه بیکار کجای این آمار هستن؟آخه 30 – 40 تاشون که فقط اطراف خود ما هستن " گفت : " ای بابا از دست شما رسانه ها ! اصلا کار شما شده بزرگنمایی و تنذیر افکار عمومی ! یکم دنبال خبرای علمی باشید ! ول کنید این اخبار زرد رو ! بعدشم مگه این افرادی که شما گفتید تا حالا پیش نیومده تو اتوبوس به کسی بلیط فروخته باشن ؟ یا مسافرکشی کرده باشن ؟ خب همه اینا بازاره کاره دیگه ! من که نباید همه چیزو به شما یاد بدم !!!! "






منبع خبری : روزنامه خراسان - 21/1/91 صفحه 9




نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
برچسب ها : بیکاری، هنرستان، فنی، دانشگاه، 90 درصد، اشتغال، بازار کار، آمار، فارغ التحصیل،
لینک های مرتبط :

اخبار شایعه ای :

یکی از مسئولین در گفت و گو با خبرگزاری طنزکده شایعه گفت : " به زودی حسابی با مفسدین و مجرمین و اراذل و اوباش برخورد می کنیم ! کلی طرح برای پاک سازی کشور از جرم و جنایت داریم " وی همچنین در ادامه گفت : مثلا ببینید همین ماهواره چه به سر جوونای مردم میاره ؟ اونارو معتاد می کنه ، قلیونی می کنه ، ترویج بی بند و باری و کارای بــــــــــــوقی می کنه ... اصلا منشا همه جرم و جنایات ما همین ماهوارست ، به نظر خود من اگه ماهواره وجود نداشته باشه جامعه گل و بلبل می شه ! راستی یادم رفت اسلحه و مهماتِ دزدا و قاچاقچیامونو هم تهیه می کنه ! حالا اگه از آموزشای تروریستیش بگذریم ! البته وی خاطر نشان کرد که تا الان کلی نیروهای زبده و حرفه ای را با کمک پخش سریال های خیره کننده و میخ کوب کننده تلویزیونی به جنگ با این پدیده ضد بشریت فرستاده اند...

 نویسنده : مازیار شاهسون پور






نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
برچسب ها : ماهواره، امنیت اجتماعی، طرح، تشدید، رادان، اراذل، اوباش،
لینک های مرتبط : طرح امنیت اجتماعی،
اخبار شایعه ای :
همه جور غرب زدگی و تهاجم فرهنگی دیده بودیم ، جز غرب زدگیِ میوه ای !! بله ، تعجب نکنید میوه ها هم دچار غرب زدگی شدن . یکی از خبرنگارای بی بی سی کلاغ ( وابسته به طنزکده شایعه ) بعد از پیگیری علت اینکه چرا مزه پرتقال های امسال اینقدر آبکی بود و ... به خبری دست پیدا کرد که مو بر  تنمان سیخ کرد . بر طبق این خبر ، با ورود خیل عظیم میوه های خارجی که با خودشون فرهنگ خارجی و بی بند و باری رو به همراه آورده بودن ، تعداد کثیری از میوه های ایرانی که تا به این روز چشم و گوش بسته بوده اند ، تحت تاثیر فرهنگ این میوه های از خدا بی خبر قرار گرفته و به فساد کشیده شده اند . تا کنون خبری مبنی بر اینکه چند انبار از این میوه های چشم و گوش بسته دچار پدیده غرب زدگی و فاسد شدن شده اند به دست ما نرسیده است ...


*****************
بر طبق گزارش های رسیده از جناب آقای "عشق دعوا" بعد از اینکه تعدادی دانشمندِ از همه جا بی خبر و آزمایشگاهی که اصلا تجربه کاسبی و بازاری هم نداشتند اعلام کردن : دارچین برای لاغری مفیده و دیابتیا هم می تونن ازش تو غذاشون استفاده کنن ، تعداد بسیار زیادی از کسبه محل که شامل : تِرِدمیل فروشان ، شکم بند فروشان ، دکترای لاغری ، جراحان گوش حلق و بینی ، آقا ماشالا ( سوپری محل ) و تعدادی از رمالانِ محترم بود ، به نشانه اعتراض روبروی عطاری اقای شمبلیله فروش تجمع کرده و دانه های دارچین را به آتش کشیدند . در همین حین اهالی طنزکده شایعه برای کمک به تناسب اندام دوستان عزیزمون ، اقدام به فروش دارچین با تضمین لاغری تحت لیسانس مازیار ( دارنده مدرک دکتری لاغری از دانشگاه پولَکیان واحد چلغوزآباد )  کرده اند . علاقمندان می توانند با ما در تماس باشند...

****************
یک منبع آگاه : چغله بادوم ، جایگزین پیشنهادی ما برای معاملات بین المللی است .
این منبع آگاه در گفت و گو با خبرگزاری بی بی سی کلاغ در این باره اذعان داشت : " ازونجا که این خارجیا قیمت دلار رو حسابی زیاد کردن که برای ما کلاس بذارن و ازون طرفم حال مارو بگیرن تو معامله هامون ، ما هم با کلی ازین مشاورای فهمیده و خیلی فهیمِ تره باری  و کاسبمون مشورت کردیم و به این نتیجه رسیدیم که ازین به بعد به جای پول و طلا و این چیزا ، با چغله بادوم معامله کنیم . آخه می دونید که هر کیلو چغله بادوم الان تقریبا 20 دلاره !!!اینجوری هم حال این خارجیا رو می گیرم ، هم کلی تجارت سودمند می کنیم ! راستی شما باغ بادوم ندارید ؟ ....







نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، بساز بفروشیِ فرهنگی، 
برچسب ها : میوه، واردات، قیمت، گران، ارزان، فساد، غرب زدگی،
لینک های مرتبط : فساد میوه ای، خواص دارچین، قیمت چغله بادام،

اخبار شایعه ای :

به گزارش خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، به زودی جلسه ای برای رفع مشکلات خیلی اساسی و بین المللی در مکانی زیبا و دل انگیز ، در طبیعت وحشی ، دونبشی ، لوکس و با قیمت عالی برگزار خواهد شد . منبع خیلی آگاه ما که خواست ، اما نشد که نامش فاش شود اعلام کرد : در این جلسهِ خیلی حیاتی ، مسائل مهم بین المللی از جمله اعتراض به درآمد پایین مسئولین کشورها ، اتمام فحش و کتک کاری برخی مسئولین و همکاری آنها برای بالا بردن کلاس کاری و زیباتر شدن عکس های چند نفره ، برنامه ریزی جهت یک اردوی کاری در جزایر قناری و بررسی مشکلات قشرهای سطح پایین و کم درآمد مجامع از جمله تجار ، فروشندگان نفت ، سرمایه داران و ... به نقد ، بررسی و تبادل نظر گذاشته خواهد شد . همچنین برای خالی نبودن عریضه ، ازکلیه خبرنگاران مشهورو عکاسان حرفه ای برای مصاحبه های جنجالی و عکس های یادگاری دعوت به عمل آمده است ...

**************************

مدیر عامل یک کارخانه خودرو سازی درگفت و گو با خبرنگار بی بی سی کلاغ درباره افزایش کیفیت محصولات تولیدی شان اعلام کرد اعلام کرد :

" با این که کیفیت ماشین های ما با مدل های خارجی مخصوصا بنز و اینا رقابت می کنه ولی به جهت ایجاد روحیه رقابت و تنوع ، تعداد خیلی ماشین با تغییرات باحال و قدرتمند وارد بازار کردیم . " وی همچنین در رابطه با مشتریان و بازار ماشین های جدید گفت : " البته فعلا این ماشین ها مخصوص افراد بدلکار ، ورزشکار ،از خود گذشتگان و داوطلبانِ کمک به پیشرفت علم از طریق اهدا عضو یا جان در این راه برای آزمایش محصولات جدید می باشد . "

*************************

آگهی بازرگانی : به تعدادی باغ ، باغچه ، دشت ، کوه ، آثار باستانی ، طبیعت وحشی و اهلی و جاذبه توریستی برای ساخت و انتقال ساختمان های اداری و افزایش بازده کاری کارمندان دولتی نیازمندیم ...


نویسنده : مازیار شاهسون پور








نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : ایران خودرو، سمند، موتور، جدید، 5+1، مذاکره، ایران، طنز، سیاسی، شهرداری، پارک پردیسان، دولتی،
لینک های مرتبط : جلسه مسئولین بین المللی، انتقال ساختمان اداری به پارک، افزایش کیفیت ماشین،
اخبار شایعه ای :

به گزارش خبرگزاری بی بی سی کلاغ ، این دانشمندان که بعد از کلی دام پهن کردن و انجام عملیات جاسوسی ، موفق به دستگیری عمو نوروز شده بودند ، با انجام آزمایشات خون و ادرا.... ( به دلایل اخلاقی سانسور شد ) ، نسبت عمو نوروز را با یک شخصیت ترکی کشف کرده و پرده از راز ناگفته عمو نوروز که هزاران سال خود را ایرانی تبار نامیده بود ، برداشتند . عمو نوروز در مصاحبه با یک شبکه خارجی ، در حالی که صورتش شطرنجی شده و ندامت و پشیمانی از ظاهرش می بارید ، گفت  : " من اغفال شدم ، من باید همون خیلی سال پیش می گفتم که ایرانی نیستم ، آره من ترکی هستم ، الان هم در صحت عقل و دور از هر شکنجه ای  اعتراف... اِ آقا چرا سیخونک می زنی ، گفتم که ... " در پی انتشار این خبر ، یک مسئول فرهنگی ایرانی واکنشی صریح و قاطعانه در قبال این حرکت ترکیه انجام داده  و در گفت و گو با بی بی سی  کلاغ اذعان داشت : " ای دل غافل ! دیدید؟ من از همون اول هم متوجه لهجه ترکی عمو نوروز  شده بودما ، اما گفتم ریا نشه .... " وی همچنین در رابطه با مولانا گفت : " البته قبل از اینکه این رفقای ترکیه ای ما بگن ، من فهمیده بودم که مولانا ترکه و ایرانی نیست ، من نشونه های ترکیه ای بودن اون رو از لابلای اشعارش کشف کرده بودم .... البته ناگفته نمونه که یه کشفیات جدیدی هم در مورد فردوسی دارم که بعدا افشاگری خواهم کرد .... "





نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : ترکیه، شایعه، مولوی، مولانا، ترک، خبر، نوروز،
لینک های مرتبط : عید نوروز هم ترکی شد،
-    مامان نمیای خرید ؟
مادر سرشو از لابلای خرت و پرتای انباری کوچیک خونه بیرون آورد و با دستمال گردگیری سیاه شده ای که تو دستش بود ، عرقشو پاک کرد که البته این کارش باعث شد یه خط سیاه رو پیشونیش بیافته  ، رو به دختر کرد و گفت : میبینی که کلی کار مونده ، هنوز باید همه وسایل تو انباری رو تمیز کنم ، فردا هم سال تحویله... شما با باباتون برید.
- دختر به مامانش که با این خط سیاه رو پیشونیش عینهو کماندوهای ارتش شده بود ، نگاه کرد و گفت : آخه مامان تو هم بیای بهتــ...
- راستی تو چرا داری میری؟بدو بیا کمک کارت دارم!
- بابا ! بابا ! من دم در منتظرتونم ، سریع بیاید.
-    - مادر به دخترش نگاه کرد و با لبخند ، واژه تکراری " ای تنبل " رو تکرار کرد .
-    خانم نمیای ؟ چاییت سرد شد ، تازه این فیلم اکشنه به جاهای حساسش رسیده ...
-    نه حاجی ، باید لباسای بچه هارو آماده کنم . آخه فردا که میان می خوام عیدیاشون آماده باشه ...راستی تو با داری پای فیلم تخمه می خوری پیرمرد ؟ مگه دکتر نگفت برات ضرر داره ...
*********************
مامان ! مامان ! مامان ! ما برگشتیم ...
-    مادر دختر کوچولوشو بغل کرد و گفت : سلام دخترکم ، بیا ببینم چیا خریدی ؟
-    دختر کوچولو بدون ترس از دستمال سیاه گردگیری ای که دست مامانش بود ، پرید تو بغلش و گفت : من که چیزی نخریدم ، آخه خودتون گفتید امسال باید بیش تر صرفه جویی کنیم . منم که لباسام هنوز نو بودن مامانی...
-    راستی بریم ببینیم آبجی و داداشی چه چیزای خوشگلی خریدن ؟
*********************
-    خانم جون چرا اینهمه زحمت کشیدید؟ بچه ها بیاین سر سفره بشینین و عیدیای امسالتون رو ببینید . الان سال تحویل می شه ها !
-    مادربزرگ با لبخند همیشگیش عیدی بچه ها رو که با حوصله کادو کرده بود بهشون داد و هرکدومشون رو جدا یه ماچ مادربزرگی کرد...
-    اِ مامان ! پس عیدیِ من چی شد ؟
-    مادربزرگ بلافاصله یه شکلات چپوند تو دهن پسرش و یه ماچ مادرونه کرد و به یاد اون همه لباسی که تو طولِ این همه سال عمرِ پسرش براش دوخته بود افتاد...
-    مامان ! مامان ! مامان نیگا کن مامان بزرگ چی برام دوخته ! چه لباس خوشگلیه ! تازه شلوارم داره . مال آبجی و داداشی شلوار نداره ...
-    مادربزرگ نوه شیرینشو بغل کرد و گفت : آخه برای همتون به یه اندازه پارچه گرفتم ، اما چون تو کوچولوتری ، اضافه پارچتو شلوار کردم ...
-    پدربزرگ که تا الان داشت قرآن می خوند ، سرشو بالا آورد و رو به پسرش گفت : بیا ، بیا این آیه رو بخون ! آره همین آیه 24 و 25 سوره یونس ! من که خوندم یاد حرفای اون مجریِ ماهواره افتادم که درباره آزادی و خوشبختی و ایران و ... صحبت می کرد.دلم می خواست اینارو می خوند تا عین یه مشت محکم از خدا بخوره تو فَکِش ...
-    دخترک که انگار چیز جدیدی کشف کرده بود پرسید : اِ بابا بزرگ ! مگه شما ماهواره نگاه می کنید ؟ آخه خانوم معلممون می گه ماهواره خیلی بده !!!
-    پدربزرگ مِن و مِن کنون خواست درباره خانوم معلم نوه اش حرف بزنه ، اما پشیمون شد و به جاش گفت : خب من فقط کانالای خوبشو نگا...

آغاز سال یک هزار و سیصد و نود و یک
.
.
.
.
راستی بابا بزرگ ، خدا مهربونه که ! مُشت تو فک کسی نمی زنه ...

 
 




نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها : نوروز، عید، هدیه، عیدی، خرید، قرآن،
لینک های مرتبط :



 

* خانم اون ساک رو ببند بریم سفر ...
- اِ کجا ؟ مگه نمی خوای سال تحویل تو خونه باشی ؟
* نه خانم . بدو سریع جمع کن تا فک و فامیل پیش دستی نکردن و سرمون خراب نشدن ! بلیط اتوبوس گرفتم که سال تحویل خونه اصغر آقا اینا باشیم .
- باشه ، پس برو یکم گوشت و مرغ اینجور چیزا بخر تا یه چیزی واسه تو سفرمون درست کنم ...
1 ساعت بعد : * بیا خانوم  ، اینم خریدایی که داشتی .
- اینا چی هستن ؟ کو بقیش؟
* خانوم تو این گرونی این ماست و پیازی که گرفتم خیلی  مقوی تر از گوشته . تازه الان باید ساده زیست باشیم.خوب نیست اسراف کنیم . ایشالا خونه اصغر آقا اینا جبران می کنیم ...
چند ساعت بعد تو اتوبوس :
* می گم خانوم یادته چند تا از دوستای دختر عمه بابات نزدیکای خونه اصغر آقا اینا بودن ؟ به نظرت با پول عیدیایی که ازشون می گیریم می تتونیم اون میز و صندلیا که خوشت اومده بود رو بخریم ؟
- نه اقا زشته ! من  با اونا رودربایستی دارم ، روم نمی شه ازشون عیدی بگیرم . اووووم ،  اما اگه قول می دی با پول عیدیا همون میز و صندلیا رو بخری ، باشه فدا سرت . اصلا هرچی آقامون بگه . رودربایستی یعنی چی !
.
.
.
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف ( صدای مشت و لگد و پاره آجر که به در می خوره )
* خانوم چرا درو باز نمی کنن ؟ نکنه روز سال تحویلی رفتن خونه کسی ؟ نکنه فهمیدن ما داریم میایم و عمدا درو باز نمی کنن؟اره همینه ، حالا بهشون نشون می دم
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف
# آقا چته ؟ می خوای درو بشکنی چرا خودتو اذیت می کنی ؟ یه بولدوزر خبر می کردی. بعدشم وقتی بعد از این همه به در و دیوار کوبیدن تو درو باز نمی کنن ، یعنی کسی خونه نیست !
* آقا شرمنده ! نمی خواستم سال  تحویلی اذیتتون کنم . آخه ما مسافریم . سال تحویل قرار بود خونه این اصغر آقا اینا باشیم . شما خبر ندارید کجان؟
# ای آقا دیر اومدی ! دیروز همچین با عجله دست زن و بچه هاشو گرفته بود ، چند تا ساکم زده بود زیر بغل و انگاری رفتن سفر . البته ما که فضول نیستیم ولی عیال شنیده بود که می رن خونه یکی از فامیلاشون که کارمنده . فکر نکنی ما قصد فضولی داشتیما ، اما انگار کلی خرت و پرت به این کارمندا دادن ، اونا هم واسه خاطر همین داشتن می رفتن خونه اونا ! ...
* ای داد بیداد ! می بینی خانوم ؟ نگفتم باید زودتر راه می افتادیم ؟ اینا رفتن شهر ما . فکر کردن خونه ما خبریه ! ولش کن . اینم از فامیل ! بریم خونه اکبر اینا . رفیق قدیمیمه . تازه کاسبم هست ! بهتره ...
***************************
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف ( صدای مشت و لگد و پاره آجر که به در می خوره )
# آقا نزن ! خونه نیستن .
* آقا چرا نیستن ؟ سال تحویلی کجا رفتن ؟
# اونجور که اکبر آقا می گفت رفتن خونه یه دوست قدیمی که کارمنده . این روزا اوضاع کارمندا خوبه دیگه ...


******************************
.
.
.
* خانم به نظرت الان اکبر و اصغر آقا پشت در خونه ما سفره هفت سین پهن کردن ؟  یا اونا هم رفتن تو پارکی ، جایی ؟ باز خدا صاحب این پارکو خیر بده که رادیو رو روشن  کرد تا بفهمیم کی سال تحویل می شه ...

آغاز سال یک هزار و سیصد و نود و یک

خانوم ببین ماست و پیاز با یکم علفِ تازه چه خوشمزه می شه . بیا امتحان کن ...


نویسنده : مازیار شاهسون پور









نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، قصه های هزار و یک روز شایعه، 
برچسب ها : طنز، عید، نوروز، کارمند، گران، سفر، هزینه، سال نو، چتر، خانه، عید دیدنی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 13 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic