شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar.sh110@gmail.com
salam@khunamun.ir
****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر
چهارشنبه 19 مرداد 1390

پیمانکاران موجودات سخت کوشی هستند که به دور از از هر سوء استفاده از رفاقت های Undoقدیمیشان با برخی افراد مسئول و غیر مسئول در مزایده ای برنده شده و پروژه های سنگینی چون قطار شهری ، آب و فاضلاب ، پل هوایی و زمینی و زیر زمینی و ... را که در حالت عادی و به صورت طبیعی میلیون ها سال انجام آن ها به طول می کشد و کلی تلفات می گیرد را در عرض 10 -15 سال ( با حداقل تلفات جانی و مالی مردم ) به اتمام می رسانند .البته از اصول پیمانکار شدن این است که در راستای احقاق حق مظلومین ( کارگران سرگذر خودمون وعده ای مسئول و غیر مسئول طفلکی ) قسمتی از کار را نا تمام گذاشته تا همیشه برای این افراد فداکار فرصت شغلی فراهم باشد .

خلاصه این پیمانکار خوب و عزیز ما موجودیاست که مایه مباهات و فخر ملی ماست و باید به فکر صادرات این موجود به کشور های خارجی هم باشیم تا همگان را در شادی و نعمتهای خدا دادی خود سهیم کنیم  .

مازیار شاهسون پور

2/5/90

به چاپ رسیده در صفحه طنز (هفتگی‌) روزنامه قدس : " سوسه"

http://www.homeenergy101.net/Portals/0/ContractorCartoon.jpg





نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، بساز بفروشیِ فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
http://www.khabaronline.ir/images/2010/3/govahi_ezdebaj.jpg

همانطور که می دونید هر دختر و پسر دم بختی ، توی ذهنش معیاری واسه ازدواج داره . مثلا زمانی بود که خانم ها معیارشون واسه همسر ، داشتن پشت و پناه و به طور خلاصه داشتن یک مرد بود و آقایان هم داشتن یک رفیق دلسوز و همراه ... اما با پیشرفت تکنولوژی این معیارا هم تغییر کردن و خب چون ممکنه خیلی از عزیزان دم بختی هنوز هیچ معیاری به ذهنشون نرسیده باشه ، ما این مطلب رو به عنوان سر نخ براشون می نویسیم :
در آقایان :
1 – دختر حتما باید تک بچه باشه که سهم ارث زیادی ببره ، همچنین پدر دختر کمتر از صاحب کارخونه  نباشه . البته هدف پسر ها از این معیار فقط اینه که دختر درد نداری نکشیده باشه و عقده ای نباشه ، وگرنه کدوم پسره که چشم داشتی به پول پدرخانمش داشته باشه ؟
2 – دختر حداقل باید شبیه سارا هیلتون باشه  و حداکثری برای این مقوله ذکر نشده .  البته اگر دختر خانم شرط بالا رو به صورت 100 درصد داشته باشن ، " کلا قیافه می خوام چه کار ؟ من فقط به باطن خانما اهمیت می دم "
3 – دختر از هر انگشتت ( انگشتش )  70000 هنر بباره . از جمله این هنرها : تسلط به پخت انواع غذا ایرانی ، فرانسوی ، چینی ، ژاپنی و ... تسلط به انواع هنر لباس دوزی ، منجوق دوزی ، جوراب دوزی و ... مسلط به زبان انگلیسی ، فرانسه ، آلمانی و .... ( البته داشتن همه این شروط ففط به پربارتر شدن زندگی کمک می کنه وگرنه پسرا خودشون همه فن حریفن!!!! )
4 – دختر  باید بتونه با ماهی 100000 تومان که در اختیارش قرار داده می شه ، تمام خرید خونه ، از گوشت و پیاز و سیب زمینی تا انواع البسه و ... رو انجام بده و البته آخر ماه 50000 تومان هم پس انداز کنه ......

در خانم ها :
1 – پسر حتما باید کارخونه دار باشه ، خودش نه ، باباش . کارخونه نداره ، حداقل ماهی 2-3 میلیون دیگه دربیاره . اگه کمتر درآمدش کمتر بود با اردنگی پرتش می کنیم بیرون . (" خب من اگه هر ماه یه سر پاریس نرم دچار بحران روانی می شم ")  
2 – ظاهر پسر اصلا مهم نیست . مهم اینه که فهمیده باشه و البته شرط بالا رو هم داشته باشه . یکم به براد پیت هم شبیه باشه بد نیست .
3 – صبح صبحونه درست کنه . ظهر ناهار یا درست کنه یا از بیرون بگیره ، شب هم که کلا خانم مهمونیه و آقا هر غلطی می خواد بکنه ....
4 – آقا پسر باید مخلوطی از دستگاه پولساز ، غذاساز ، پوشک بچه و ... باشه و البته توانمندی شنیدن درد و دل های خانم به مدت زمان 24 ساعت بدون خاموشی رو داشته باشه . ...

خلاصه همه اینا رو گفتیم که بدونید چرا سن ازدواج رفته بالا و هی نگید آقا کار نیست ، خونه گرونه ، قبض آب را باید داد ، قبض گاز جدا و ......





نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یه لوله فلزی بردار ، بذار تو آتیش .خوب داغ که شد ... چیه ؟ مگه می خوام نحوه شمشیر سازی رو یادت بدم ؟

نخیر لوله داغ رو بذار تو دهنت .

چیه ؟ داغه؟معلومه که داغه . طبق قانون فیزیک هر جسم رسانایی رو وقتی بذاری تو آتیش داغ می شه . اما من که بهت نمی خوام فیزیک یاد بدم . می خواستم بگم که تمرین کنی واسه وقتی مردی.

چی ؟ چرا؟ خب معلومه دیگه . فکر کردی اون دنیا بابت اینهمه دروغ و غیبت و بی ادبی بهت آجیل مشگل گشا می دن بخوری ؟

نخیر ! به دلت صابون نزن . تازه این تمرینه !!!!

چرا ناراحت شدی؟ پشیمونی یا ترسیدی؟

هرکدومش که هستی ، اشکال نداره ، پیش میاد ( البته کاش که هیچ وقت پیش نیادا )

حالا که پشیمونی می شه اسمت رو گذاشت یه آدم توبه کرده که دیگه نمی خواد این کارو تکرار کنه.

خب حالا پای قولت رو امضا کن ، برای اطمینان هم یه سفته به ارزش جونت امضا کن و بده .

خب حالا شدی یه آدم خوب

اگه همینطور پیش بری ، می تونم قول یه خونه دوبلکس تو بهشت + سینی سینی شربت آبلیمو و فالوده شیرازی رو از خدا واست بگیرم

همش دسته خودته ها !!!

ببینم چکار می کنی...

http://thisfragiletent.files.wordpress.com/2008/12/hell-lake-of-fire.jpg

.---------------------------------------------------------------------------------.

جدیدا گدایی هم سبک مدرن پیدا کرده . یکی از سبک های گدایی که اتفاقا بین گداهای باسواد محبوبه ، سبکه زیره :

geda : hi . can you speak english

 گدا : سلام . شما می تونید انگلیسی صحبت کنید

me : yes

من ( مازیار ) : بله .

geda : wow . how are you ? i am .... from pakistan - kishmish :D

گدا : وای چه خوب . حالت چطوره ؟ من ... هستم ، اهل پاکستان - کیشمیش ( یکی از شهرای پاکستان )

me : ok . so?...

من ( مازیار ) : خب که چی ؟

geda : oh . she is my wife . my brother and my father are in this country and they are sick . we dont have any money and any food .

گدا : آه خدای من ، اونی که می بینی زنمه . داداش و آقا جونم هم تو این کشور ( که بلیط اتوبوسش 200 تومن و نون 400 تومن - اینارو توی دلش گفته بنده خدا )  زندگی میکنن . داش و بابام مریضن ، منم هیچی پول و غذا ندارم ....

me: (see in my bag) i dont have any money

من : بهش کپک های توی کیف پولم رو نشون می دم و می گم : آقا جون جدت هیچی ندارم .

geda : want u that  i help u ? i need an assistant.

گدا : اوه ، تو که از من داغون تری ، می خوای کمکت کنم ؟ من به یه دستیار احتیاج دارم ، خواستی ، آدرس می دم بیا فرم پر کن و مصاحبه کن ، شاید استخدامت کردم.

me : سر به بالا کرده و سوت زنان محل را ترک می کنیم

http://i25.tinypic.com/zush6u.jpg


مطلب بالا صرفا بابت به روز بودن وبلاگ نوشته شده و به نظر نویسنده ارزش محتوایی خاصی ندارد . 

مطلب گدا بر اساس واقعیت اتفاق افتاده برای نویسنده است






نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390
روز معلم نزدیک بود و من و بچه ها می خواستیم به تلافی همه شرارت ها و اذیت هایی که به سر معلممون درآورده بودیم ، یه جشن بزرگ واسه آقا معلم بگیریم .آقا معلم خیلی خوب و مهربون و صبوره . وقتی اذیتش می کنیم هیچی بهمون نمی گه . مثلا اون روزایی که زیر صندلیش بمب بودار میذاشتیم، یا به جای برف شادی ، کف میریختیم رو سرش یا صندلیشو شل می کردیم ، فقط نگاهمون می کرد و با یک لبخند جوابمون رو می داد . اما دیگه بسه ! باید یک بار واسه همیشه بهش بفهمونیم که چقدر دوستش داریم و برای همین همه بسیج شدیم و ریاست کارها با من شد .من که شرور ترین دانش آموز کلاسم و اما خیلی آقا معلم رو دوست دارم . آخرای کلاس بود ، بیکار بودیم و داشتیم نقشه می کشیدیم ، همه مراحل باید محرمانه انجام می شد ، آخه من اعتقاد شدیدی به کارهای فوق سری و عملیات های سرعتی دارم . ( این جمله رو دیشب تو فیلمی که بابا از دوستش گرفته بود شنیدم ،  مثلا داشتم درس می خوندم ، اما عجبب فیلم باحالی بود  بعدش کلی بزن بزن راه انداختم با داداش کوچیکه )

تو همین افکار بودم که ناصر خپله ( این اسمیه که من روش گذاشتم ، البته مامان می گه اسم گذاشتن کار خوبی نیست ) بلند از آقا معلم پرسید : " آقا از چه کادوهایی خوشتون میاد ؟ " .. اگه نزدیکم بود چنان می زدم پس گردنش که نفهمه از کجا خورده پسره زبون نفهم . فکر کنم آقا معلم فهمید . خیره بودم به آقا معلم و منتظر عکس العملش . عینکش رو جابه جا کرد و گفت :

" محمدی واسه من بهترین کادو اینه که شما موفق بشید و به آرزوهاتون برسید "

اولش فکر کردم که آقا معلم فهمیده و منظورش این بوده که هرچه سریع تر کادو ها رو آماده کنیم و نقشه رو اجرا کنیم ، اما بعد دیدم که نه حرف آقا معلم درسته ، پس بهترین کادو اینه که ما تو این عملیات موفق بشیم و اونو خوشحال کنیم . چیزی که آرزوی همه ماست .

تو راه برگشت سعید هی بهم می گفت بهتره فلان کار کنیم ، بهتره این کارو بکنیم و همش دستور می داد ، اصلا نمی فهمید که من فرمانده گروهم ، اگه جانشینم نبود ، می زدم پس کلش ، اما بهش گفتم : " نه به نقشه ای که من طراحی کردم عمل می کنیم "

آخه نقشم خیلی حساب شده بود ( اصل نقشه مخلوطی از چندتا فیلم ساخته شده بود که من به صورت ماهرانه ای به هم پیوندشون دادم ).

از امروز حسابی همه با هم مشغول تهیه تدارکات بودیم ، البته پول زیادی نداشتیم و برای این جشن مجبور بودیم از امکانت خودمون استفاده کنیم . پدرام همش می گه من نقش جومونگ رو بازی می کنم ، هرچی بهش می گم که تو نقشه من جومونگ وجود نداره و به جاش آرش کمانگیر داره ، گوش نمی کنه ( آخه جدیدا همه DVD های جومونگ رو دیده و یه تیرکمون تاشو هم خریده ، خیلی جو گرفتتش ) ...

بالاخره روز جشن رسید . همه تجهیزات تو کلاس نصب شدن و بچه ها همه تو آماده باشن ( منم شنل مخصوصم رو که مامان واسم دوخته و منو شبیه یه فرمانده ایرانی قدیمی می کنه پوشیدم و بچه ها رو رهبری می کنم ).

در کلاس باز شد و آقا معلم وارد شد . با فریاد من عملیات آغاز شد که ....

وای خدای من ، بچه ها قاطی کردن و ...( همینکه آقا وارد شد ، محمود که هول شده بود ،  بستنیه آقا معلم رو ریخت جلو پا آقا معلم ، آقا هم که پاش لیز خورده بود در حالی که به زمین می خورد دستشو دراز کرد تا پرده ای که کشیده بودیم رو بگیره که یاعث شد هم پرده – چادر مامان وحید – پاره بشه و هم چوب پرده – چوب جاروی سرایدار – بخوره تو سر آقا معلم ، اما ماجرا به همین ختم نشد و پدرام که تو حال وهوای جومونگ بود تیرشو شلیک کرد ، اما تیری که باید به بادکنک پر از گل می خورد ، مستقیم نشست وسط پیشونی آقا معلم – شانس آوردیم که سر تیر ازین چسبکا داشت – اما همه اینا به کنار حسین کوری – لنز عینکش شبیه ته لیوان چایی خوریه بابامه - هم به کنار که بی توجه به قضایا ، انگار نفهمیده آقا معلمه کف کلاس خوابیده با ظرف پر از بستنی – که بابای ممد بستنی ، آورده بود – روی آقا معلم افتاد و کت و شلواره خوشگل و نویی که معلوم بود تازه خریده رو...

نقشه قشنگم چی شد . برای اولین بار می خواستم اذیت رو کنار بذارم و آقا معلم رو که اینهمه کمکمون می کنه تا موفق بشیم و به آرزوهامون برسیم رو خوشحال کنم . اما ...

آقا معلم بلند شد و کتش رو درآورد و گذاشت رو میز ، کیف و وسایلش رو هم همینطور ، بعد در حالی که با نگاه محبت آمیز همیشگیش به چهره وحشتزده و متعجب ما خیره شده بود گفت : " می دونم که این دفعه دیگه شوخی نکردید و می خواستید من رو خوشحال کنید ، هرچند که معلومه برای اجرای برنامتون تمرین نکرده بودید ، اما واقعا زیباترین لحظه رو به من هدیه کردید ، خاطره ای که این سال آخر تدریس ، هیچ وقت فراموش نمی کنم ، برگذاری یک جشن اشرافی اونم توی یک کلاس مملو از دانش آموزای شیطون که هیچ وقت با هم متفق نبودن . کارتون واقعا عالی بود .هرچند که... راستی مدیریت این کار با کی بود ؟ "

من با قیافه ای شرمنده بلند شدم و گفتم " ما آقا "

آقا معلم با چهره ای که تعجب و تحسین توش جمع شده بود بهم نگاه کرد و من از اینکه اون دفعه که نمره کم گرفته بودم و لاستیک ماشین آقا رو پنچر کرده بودم ، واقعا پشیمون شدم .

تقدیم به همه معلم های ایران ، که با صبری قابل تقدیر در راه تربیت شاگردانی استوار و موفق تلاش می کنند.

مازیار شاهسون پور

بهار 90



http://media.farsnews.com/Media/9002/ImageNews/900212/34_900212_L600.jpg

بعد نوشت :

این نوشته من تا به حال توسط وبلاگ های زیر بدون ذکر منبع کپی برداری شده :




نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، قصه های هزار و یک روز شایعه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

همانطور كه می دانید چهارشنبه سوری نزدیك است و خیلی از ما به دنبال ترقه های مرغوب میگردیم تا در این شب حالی ببریم ! اما همانطوركه جنس ترقه در این لذت ، بسیار مهم می باشد ، نحوه استفاده از آن نیز بسیار كاربردی است.در این جا ما چند راه آزمایش شده را برای دو چندان شد لذت این شب به یادماندنی به شما آموزش می دهیم :

1-در مرحله اول سوسول بازی را كنار گذاشته و بدانید كه رفتن به كوه و دشت و صحرا و انداختن ترقه در آن جا اصلا لذتی ندارد ، پس همچون انسانی با شور به آغوش شهر بازگشته و دو چندان از شنیدن نفرین ها و فحش های معنا دار لذت ببرید.

2 -  هر چه صدای ترقه بلندتر باشد ،بر طبق قانون بالا ( شنیدن فحش و نفرین ) ، لذت شما زیادتر می شود و چه بسا كه اگر توانستید یك عدد هسته اورانیوم شكافته شده را به مقدار كافی بیابید ، لذت ترقه بازیتان تا 100 سال آینده تامین می شود.

3 – یكی از عناصر مهم چهارشنبه آخر سال ، آتش است . از آن به بهترین نحو استفاده كنید . مثلا با آتش زدن یك مغازه و یا جایی شبیه آن ، لذتتان را به صاحب آن مغازه منتقل كرده و او را در شادی خویش شریك كنید.

و به عنوان آخرین نكته : از آن جا كه امسال پلیس عزیز هرگونه ترقه و امثال آن را جرم محسوب كرده است ، در ایام عید كه در سلولی لوكس و چند خوابه با امكانات كافی ، به سر می برید ، ما را از دعای خیرتان محروم نفرمایید.

http://irancartoon.ir/news/archives/4sh-soori87.jpg





نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، بساز بفروشیِ فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
این روز ها بازار یارانه و هدفمندی بسیار داغه و مردم استفاده های مختلفی از این شرایط می كنند !
اما این شرایط برای كسانی كه یك عمر تلاش و كوشش شبانه روزی كردند تا نزد اطرافیان با كلاس به نظر بیایند ، بسیار سود بخش بوده و می شود از تك تك موارد هدفمندی برای با كلاس بودن استفاده كرد.
ما هم از آن جا كه سرمان درد می كند برای هیزم ریختن در هرگونه آتشی ، مطالبی برایتان نوشتیم تا خیلی سریع با كلاس بشید و حالشو ببرید :
1 - فصل سرماست ، اما اصلا اهمیتی نداره ، چرا كه شما اینقدر پول دارید كه استخر خانه تان را پر از آب می كنید و درونش شنا می كنید و هرروز !!! آبش رو عوض می كنید ( اگه سردتون شد و نخواستید این كار رو انجام بدیدی ، تو استخرتون ماهی قرمز بندازید و هر روز آبشو عوض كنید !
2 - تا می تونید خونه رو گرم كنید ، اصلا به بهونه رژیم خانه را تبدیل به سونا كرده و كاری كنید كه هر كس كه وارد خانه تان می شود در یك نفس 10 كیلو لاغر شود ! ( خدا می دونه چقدر مردم به پولداری شما در مصرف گاز حسرت می خورن )
3 - خیلی از ما ماشینا رو خوابوندیم تو خونه و سوار بر اتوبوس به محل كار عزیمت می كنیم و كلی هم خسته می شویم و حسرت یك فشار كوچك بر پدال گاز به دلمان مانده ! اما شما چون عموما با آدمیزاد ، ببخشید با ما عوام الناس تفاوت دارید ، ماشین رو پر بنزین كرده و وسط سرما قصد سفر به دور كشور كنید ( با ماشین ! ) ... خود من به شخصه می گم عجب آدم... هستید ( منظور آدم با كلاس بود ، فكر بد به ذهنتان راه ندید )
4 - خانواده شما تشكیل می شه از شما ، همسرتان و فرزندتان ! یعنی جمعا 3 نفر آدم ! اما وقتی نانوایی می روید به اندازه جیره یك ماه یك خانواده 12 نفره نان بخرید و اگر كسی هم حرفی زد ، بگید اضافش رو می ریزم جلو اردكمون بخوره !
اما نكته آخری كه می مونه اگه احیانا همه این كار ها رو كردید و باز حس مهم بودن و با كلاس بودن بهتان دست نداد ، كاری را انجام بدید كه از اول باید انجام می دادی ، یعنی خودتان ا به روانپزشك معرفی كنید !






نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تا حالا شده که تو خیابون دارید به سمت محل کار ، تحصیل ، خانه و ... تان حرکت می کنید و در عالم خیالتان به چیزای خوب مثل غذا ، خواب ، کتاب ، دانشگاه ، یارانه ، بنزین و ... فکر می کنید که یکدفعه با یک صحنه تصادف یا دعوای یک نانوا با یک مشتری ( بر سر کیفیت نان ) و یا ...مواجه شوید ؟! اینجاست که با خود فکر می کنید و در اعماق وجودیتان به کند و کاوشی پیرامون فلسفه آفرینش انسان می پردازید و در ذهن مبارکتان ، تفاوت های بنیادی میان انسان و شتر را مرور می کنید ! اما از آنجا که تمام روز را درگیر کارکردن پشت روزنامه در اداره یا سر و کله زدن با ارباب رجوع های بی منطق ( که نمی ذارن روزنامه تون رو کامل بخونید ) و یا سر و کله زدن با استاد گرامی که احساس نداره و الکی می خواد شمارو بندازه و اصلا درکتون نمی کنه و نمره پاسی رو نمیده !  بودید ، مغز عزیزتان هنگ کرده و قید این تفکر های اساسی و فلسفی رو می زنید و به همان مسائل خوب همیشگی فکر می کنید ! اما ما شایعـــه ای ها همیشه به فکر شما و تفکراتتان هستیم و برای اینکه مانع فشار زیادی به مغزتان بشویم ، چند مورد از تفاوت های بنیادی میان انسان و شتر را که کارشناسان علمی و فرهنگی شایعه ماه های مدیدی با انجام آزمایشات بسیار بر روی نوع خاصی از شتر به دست آورده اند را در اختیارتان قرار می دهیم .باشد که همزاد پنداری نفرمایید !
1 - شتر مذکور معروف به کینه ای بودن است و اصلا هم کاری ندارد که شما ( منظورمان شما نبودا ! ) پسرخاله یا همسایه اش هستید ، به هر حال بدنه ماشینتان را چون تمیزتر از بدنه ماشین اوست خط خطی میکند !
2 - همچنین عقل این گونه از شتر به چشمش است ! یعنی اگر شتری جهاز و بار بیشتری داشت ، شتر مذکور حرکات دیوانه واری انجام داده و یا باعث ایجاد تلفات جانی شده و یا مجبورید تلفات مالی ( خرید جهاز و بار و ... ) را ترجیح دهید .
3 - البته نوعی شتر هم هست که تمابل شدیدی به هم نوع خود دارد . چرا که وقتی خودش کار بدی انجام می دهد ( مثلا خار و یا علف خانه همسایه را می خورد ) به جای مخفی کردن این کار ( حالا نمی گیم ترک کردن این کار ) ، این عمل ناپسند را به دوست دیگرش هم سرایت می دهد !
4 - کلا درباره شتر های مونث صحبت نمی کنیم ، اما فقط یک نکته را در لفافه بیان کنیم و آن هم که این شتر های مورد تحقیق قرار گرفته بسیار بی حیا شده اند و اصلا هم به این اهمیت نمی دهند که بابا صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ، ای شتر جان سیرت زیبا بیار !! ( دیگه بیشتر از این نمی شد در لفافه گفت )
خلاصه این محقق های ما ای نتایج رو با جان کندن و فداکاری های بسیار به دست آورده اند و پیدا کردن تفاوت میان این شتر ها و انسان ها و همچنین نتیجه گیری کلی رو هم به عهده خودتان می گذاریم شاید در این قسمت مجبور به استفاده از مغز عزیزتان در مسائلی جز سیاست و توهین به جناب آقای ... ،هدفمندی و بنزین و ... استفاده کنید !



________________________________________________________________

ته دیگ :
از اینکه این مطلب خیلی دیگه فلبداهه بود و ما زیاد به مخمان فشار نیاوردیم تا چیزی در خور شما عزیزان وبگرد ! بنویسیم شرمنده ایم ! آخه ذهن ما هم درگیر مسائلی چون هدفمندی و نمره و کار و پول و بنزین و گاز و نفت و مه و خورشید و فلک و .... است !!!




نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امروزه تكنولوژی باعث افزایش سرعت شده است كه این امر حتی در غذا خوردن هم دیده می شود !!!! به همین دلیل كارشناس تغذیه وبلاگ شایعه چند توصیه كوچك برای نحوه غذا خوردن شما دوستان عزیز تجویز كرده اند كه هم از سرعت تكنولوژی !! عقب نمانید هم از دیگران تو غذا خوردن !!!!!

    1 -  شستن دستها قبل از غذا خوردن یك كار بدون فایده است.چرا كه شما یك روز كاری را صرف كرده اید و كلی باكتری و میكروب روی دستان و صورتتان جمع كرده اید . حال چرا وقتی را بی خود صرف نابودی این همه موجود زنده كه همچون خودتان نیاز های مادی چون : خوراك و پوشاك دارند ، میكنید  و به عبارتی یك قتل عام راه می اندازید . از طرفی این كار باعث می شود كه وقت از دستتان برود و دیگر دوستان عزیز كه همچون قبایل آدم خوار میمانند ، ته دیگ را بالا بیاورند !!

2 – استفاده از قاشق و چنگال باعث اصطكاك شده و مانع از سرعت گرفتن در هنگام غذا خوردن می شود ، پس به جای قاشق و چنگال ( كه تازه بعد از غذا خودتان مجبور به شستن آن هستید ) از دستان مباركتان استفاده كنید ( تا یك چیزی هم گیر باكتری ها و میكروبان بیچاره بیاید)

3 – هرچه سرتان به بشقاب نزدیك تر باشد ، سرعتتان بالاتر می رود و در نتیجه در  وقت گرانبهایتان كه مطمئنن همه آن را صرف كمك به پیشرفت تكنولوژی می كنید !! صرف جویی میشود ( البته اگر خیلی سرتان را به بشقاب نزدیك كنید نیازی به استفاده از دستهایتان ندارید و میتوانید به دستتان استراحت بدهید و از دهان محترم به صورت مستقیم استفاده كنید . به یاد داشته باشید كه حتی سلطان جنگل ، جناب حضرت شیر هم این گونه غذا می خورد! )

4 – اگر به وسایل ماشینی دقت كنید ، متوجه می شوید كه در سرعت بالا به دلیل اصطكاك به روغن كاری نیاز دارند ، حال شما كه انسان هستید !! مطمئنا نیاز بیشتری به چیزی دارید كه مانع اصطكاك معده شریفتان شود و آن هم نوشابه خانواده در بسته بندی های 2.25  لیتری برای هر نفرتان است. به هنگام غذا خوردن ، چند صدم ثانیه ای هم به فرو كردن بطری در حلق مبارك بگذرانید تا هم غذا پایین برود و هم غذا در داخل معده تان راحت تر هضم شود ! ( البته به شرطی كه قبل از غذا ، خود معده تان هضم نشود !! )

5 – اگر از غذا چیزی اضاف آمد ، ( همانطور كه در مطلب آموزش فرهنگ آپارتمان نشینی گفتیم ) ، باقی مانده را بیرون از خانه بریزید تا غذای سگ ها و گربه ها شود ، یا به مرور زمان در طبیعت تجزیه شود ( خیالتان راحت ، كسانی كه شعار اسراف نكنید یا بهداشت عمومی را رعایت كنید ، میدهند هم از این تكنیك برای صرفجویی در وقتشان  استفاده می كنند!! )

- در آخر اگر بعد از مدتی كه از این روش استفاده كردید و زنده ماندید ! متوجه می شوید كه چقدر توصیه های گرانبهایی برای صرفه جویی در وقتتان و پیشرفت تكنولوژی میباشد ، پس توصیه های ایمنی را جدی بگیرید !!!!!!!!!

                            وبلاگ شایعه ( در صورت باز نشدن تصویر ، از مرورگر فایر فاکس استفاده کنید )


ته دیگ :

این مطلب در تاریخ 11 تیر 89 ثبت شده بود كه به دلایلی در تاریخ 29 دی 89 دوباره به آغوش صفحه اول بازگشت





نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 13 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات