شــایعـــــــه maziar.sh110@gmail.com salam@khunamun.ir **** قوانین : 1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید. 2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید . *** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است : بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ... ************************ هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد . *********************** به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد . http://shayea.mihanblog.com 2019-09-12T17:45:07+01:00 text/html 2018-09-09T07:12:41+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور نامه یکی از عوامل دشمن به مسئولین برتر از گل http://shayea.mihanblog.com/post/246 <div><font size="2">جناب آقای مسئول سلام، گفتم قبل از اینکه شما ذهن آرامتان را آشفته کنید و رابطه بین اعتراض بنده و سرویس های اطلاعاتی، عملیاتی و جهاد سازندگی آمریکا، اسراییل و جیبوتی را کشف کنید، خودم اعتراف کنم که یک عامل وابسته به آنان هستم و تحت القائات ایشان در پی تخریب چهره زیبا و نورانی شما مسئول محترم می باشم چرا که اصلا مگر می شود جناب مسئولی چون شما جایی برای نقد داشته باشد؟ شمایی که هوش سرشار و علم به عالم غیب دارید! منِ عامی را چه به درک برنامه های پنهان شما…اینکه شما سفر خارجی می روید حتما حکمتی دارد و اینکه رای نمایندگان مجلس شفاف نیست حتما به دلیل مصالح مملکتی است، اینکه قیمت ارز دهن واردات و تولید را آسفالت کرده نیز حتما به دلیل پیش بینی های اقتصادی شما برای توسعه گردشگری خارجی است و دعوای همیشگی شما سران مملکتی با هم نیز حتما مثل این کشتی کج های خارجی الکی و برای جذب مخاطب است و اینکه به دشمن بفهمانید شما چقدر خفن می باشید، فقط بی زحمت آن گردنی که گرفتید تا رویش فن بزنید، گردن نماینده مجلس نیست، گردن بنده، شهروند عامی و ملقا شده ( تحت القا قرار گرفته) می باشد که دهنم تحت القائات بیگانه زیر بار فشار کرایه خانه، قیمت شیر و دوغ و نون و پوشک به فنا رفته است!</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">لطفا تشریف آورده و بنده را به زندان بیندازید تا هم یکی از عوامل بیگانه کم شده و بنده نیز برای مدتی زیر سقف بدون اجاره با غذای مفت زندگی کنم.</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">با تشکر</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">یک شهروند عامیِ ملقا شده</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">مازیار</font></div><div><a href="http://maziarshahsavan.ir/2018/09/09/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7/" style="box-sizing: inherit; background-color: transparent; color: rgb(0, 121, 107); text-decoration-line: none; transition: color 0.35s ease 0s; font-family: Yekan; outline: 0px; display: block; font-size: 14px; text-align: center;"><img width="291" height="430" src="http://maziarshahsavan.ir/wp-content/uploads/2018/09/116357_331-291x430.jpg" class="attachment-islemag_blog_post_no_crop size-islemag_blog_post_no_crop wp-post-image" alt="" srcset="http://maziarshahsavan.ir/wp-content/uploads/2018/09/116357_331-291x430.jpg 291w, http://maziarshahsavan.ir/wp-content/uploads/2018/09/116357_331-203x300.jpg 203w, http://maziarshahsavan.ir/wp-content/uploads/2018/09/116357_331-74x110.jpg 74w, http://maziarshahsavan.ir/wp-content/uploads/2018/09/116357_331-284x420.jpg 284w, http://maziarshahsavan.ir/wp-content/uploads/2018/09/116357_331.jpg 400w" sizes="(max-width: 291px) 100vw, 291px" style="box-sizing: inherit; border: 0px; vertical-align: middle; max-width: 100%; height: auto; width: auto; max-height: 430px;"></a><a href="http://maziarshahsavan.ir/2018/09/09/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%af%d8%b4%d9%85%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7/" style="box-sizing: inherit; background-color: transparent; text-decoration-line: none; transition: color 0.35s ease 0s; font-family: Yekan; outline: 0px; display: block; font-size: 14px; text-align: center;"><a href="maziarshahsavan.ir" target="_blank" title=""><b>منبع: maziarshahsavan.ir</b></a></a></div> text/html 2018-07-26T08:07:01+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور چرا باید کسی رو دوست داشته باشیم؟ http://shayea.mihanblog.com/post/245 <font size="2">حتما شما هم شنیدید که اگر پسر و دختری همدیگه رو دوست داشته باشن، از دید افراد متعصب، ممکنه خراب به نظر برسن اما قبل از هرچیزی بیاین ببینیم خراب یعنی چی:</font><div style="text-align: center; "><b><font size="2">خراب یعنی موجودی که کاری که برای انجام اون خلق شده رو به درستی انجام نمیده و گاها باعث آسیب دیدن بقیه اعضا هم میشه.</font></b></div><div><font size="2">خب وقتی ویژگی دوست داشتن در انسان قرار داده شده، نمیشه انتظاری جز این داشت، اما اگر فردی(چه پسر چه دختر) عادت کرد به وقت گذرونی با جنس مخالف و نه دوست داشتن یک فرد این میشه خرابی سیستم.</font></div><div><font size="2">ضمن اینکه معنی دوست داشتن هم مشخصه، دوست داشتن به شما حس مهم بودن میده و این حس باعث میشه بتونید توی کارهای دیگه تون هم پیشرفت داشته باشید، اما اگر حس سرخوردگی و ناراحتی و شکست از یک رابطه دارید، شاید بهتر باشه یکم تجدید نظر کنید.</font></div><div style="text-align: center; "><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="https://khunamun.ir/wp-content/uploads/2018/07/23124-600x400.jpg" alt=""></div><div><font size="2">&nbsp;</font></div> text/html 2018-04-24T08:26:12+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور موهایتان را خرگوشی می بافیم- گشت ارشاد محل http://shayea.mihanblog.com/post/244 <p>چند وقت پیش کلیپ یه دختر خانمی که با نوع حجابش عفت عمومی، روحیه جوانان مجرد و اقتصاد ارزی رو متشنج کرده بود توی فضای مجازی منتشر شد که کلی حاشیه داشت،&nbsp; اما اصل ماجرا ازین قرار بود که این دختر خانم کاملا به میل خودش موهاشو در اختیار خانم گشت ارشاد قرار داده بود که تا رسیدن به ون پلیس، براش به صورت خرگوشی ببافه، اما رسانه ها با شیطنت گفتن که درگیری بوده و اون خانم یکم خشونت به خرج داده و خلاصه اون خانم پلیس به گفته رییس پلیس تعلیق شد!</p><p>جناب مسئولی هم فرموده بودند که اصلا همه جای دنیا همینه! اصلا همینه که هست:</p><p style="text-align: center; "><a href="https://khunamun.ir/wp-content/uploads/2018/04/LarijaniNews.jpg"><img class="wp-image-1581 size-thumbnail aligncenter" src="https://khunamun.ir/wp-content/uploads/2018/04/LarijaniNews-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150"></a></p><p style="text-align: center;"><span style="font-size: 8pt;">(عکس رو یه جور کوچیک کردم که کسی نفهمه منظورمون با کیه! آخه از داخل زندان مطلب نوشتن یکم سخته)</span></p><p>خلاصه بنده به عنوان یک منبع آگاه به همه امور باید خدمتتون بگم که اولا حق با ایشونه و اون خانم اشتباه کرده بوده که اونقدر موهاش چرب و کثیف بوده و خوب توی دست نمیومد، دوما به خانمای عزیز توصیه میکنم ازونجا که این حق گشت ارشاده که موهای شما رو خرگوشی ببافه، پس لطفا اگه مدل موی خرگوشی دوست ندارید موهاتون رو از ته بتراشید یا از نرم کننده های تولید داخل استفاده کنید تا خدایی نکرده دستان لطیف مامور گشت ارشاد اذیت نشه و به عنوان آخرین توصیه خدمتتون عرض کنم که همینه که هست! می خواستید برید اختلاس کنید تا کسی کاری به کارتون نداشته باشه !</p><p style="text-align: left; ">ارادتمند</p><p style="text-align: left; ">مازیار شاهسون</p><p style="text-align: left;"><a href="http://khunamun.ir" target="_blank" title="">منبع: سایت خونمون</a>&nbsp;</p> text/html 2018-04-01T08:59:15+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور ریشه آلودگی هوا و افزایش تحریم ها پیدا شد:"تلگرام" http://shayea.mihanblog.com/post/243 <blockquote><p><font size="3">کارشناسان فعال و دقیق خونمون طی بررسی های بسیــــار دقیق، بالاخره ریشه همه مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران رو پیدا کردند!</font></p></blockquote><p><font size="3">به گفته یک مسئول که نخواست نامش فاش شود، تلگرام با کشیدن جوانان به دام اعتیاد و فساد باعث میشود فاجعه هایی چون زلزله، سقوط هواپیما، آلودگی هوا و افزایش تحریم رخ دهد.</font></p><p><font size="3">به گفته مسئولی دیگر که دلش میخواست نامش فاش شود اما نخواستیم که نامش را فاش کنیم: تلگرام به زودی فیلتر می شود تا جلوی همه بدبختی ها و فقر گرفته شود، البته این مسئول اشاره ای به نقش تلگرام در کاهش قدرت خرید کارگران نکرد.</font></p><p><font size="3">در نهایت امیدواریم که مسئولین عزیز همیشه با همین دقت مشکلات رو ریشه یابی کنن و با مدیریت مدبرانه شون، زندگی رو برای ما ساده تر و مشکلات رو ریشه کن کنند!</font></p><p style="text-align: center;"><font size="3">ارادتمند</font></p><p style="text-align: center;"><font size="3">مازیار</font></p><p style="text-align: center; "><a href="https://khunamun.ir/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A2%D9%84%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%88%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%B4/" target="_blank" title=""><b><font size="2">&nbsp;منبع: سایت جدیدمون: خونمون دات آی آر</font></b></a></p><p style="text-align: center;"><span style="font-size: 13.3333px;">تصویر کاملا بی ربط می باشد !!!</span></p><p style="text-align: center;"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="https://khunamun.ir/wp-content/uploads/2018/04/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B12F%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%85%DB%8C_%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%AF.jpg" alt=""></p> text/html 2018-02-22T07:57:49+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور همیشه در هر بدبختی پای یک مقصر در میان است... http://shayea.mihanblog.com/post/242 <div class="image-full" style="box-sizing: inherit; text-align: center; margin: 0px auto 30px; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Yekan; font-size: 16px; letter-spacing: 0.6px;"><br></div><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); letter-spacing: 0.6px;"><font size="2" style="" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">امسال ازون سال های پر از ناراحتی و اتفاق های سختی بود که خیلی وقت ها واکنش مسئولین، این اتفاق ها رو برامون طنز می کرد.</font></p><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); letter-spacing: 0.6px;"><font size="2" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">مثلا یه مسئولی می گفت برای حل مشکل آلودگی هوا باید دعا کنیم بارون بیاد….یکی از برف اومدن غافلگیر می شد…یکی زلزله رو مینداخت گردن دولت قبل و خلاصه همه با هم تلاش می کردن که ملت در عین ناراحتی، سوژه خنده شون رو از دست ندن.</font></p><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); letter-spacing: 0.6px;"><font size="2" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">اما آیا درسته که همیشه دنبال مقصر بود ؟ اینکه هواپیما سقوط کنه و ما بخوایم یک فرد! (نه یک ایراد ریشه ای) رو به عنوان مقصر به مردم معرفی کنیم و نهایتا از اون ارگان اخراجش کنیم که مشکلات رو حل نمی کنه!</font></p><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); letter-spacing: 0.6px;"><font size="2" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">توی هر مشکلی چه در سطح کشور و چه درسطح شرکت ها و کارآفرینی، یکی از مهم ترین سموم همینه ! که شما به جای پیدا کردن ریشه ی مشکل و حل اون، دنبال مقصر بگردی تا سریع افکار عمومی رو آروم کنی و مردم خوش و خرم منتظر سوژه بعدی بشینن و این ریشه ای که خشکانده نشده همینطور می مونه و رشد می کنه و مشکلات بعدی هی میان و میان…</font></p><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); letter-spacing: 0.6px;"><font size="2" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">شاید باید از مسئولین مهربون و مدبرمون بخوایم که آقا ما نمی خوایم هی این مدیر و اون مدیر رو برامون قربونی کنید، ما می خوایم بهمون توضیح بدید که چکاری کردید که دفعه بعدی وجود نداشته باشه…</font></p><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); letter-spacing: 0.6px;"><font size="2" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">&nbsp;</font></p><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); letter-spacing: 0.6px; text-align: center;"><font size="2" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">ارادتمند</font></p><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); letter-spacing: 0.6px; text-align: center;"><font size="2" face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">مازیار شاهسون پور</font></p><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); letter-spacing: 0.6px; text-align: center;"><a href="http://khunamun.ir/" target="_blank" title="">منتشر شده در سایت خونمون دات آی آر</a></p><p style="text-align: center; box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); font-family: Yekan; font-size: 16px; letter-spacing: 0.6px;">&nbsp;<img width="436" height="507" src="https://khunamun.ir/wp-content/uploads/2018/02/khunamun_ir-crc.jpg" class="attachment-full size-full wp-post-image" alt="" srcset="https://khunamun.ir/wp-content/uploads/2018/02/khunamun_ir-crc.jpg 436w, https://khunamun.ir/wp-content/uploads/2018/02/khunamun_ir-crc-258x300.jpg 258w" sizes="(max-width: 436px) 100vw, 436px" style="letter-spacing: 0.6px; text-align: center; box-sizing: inherit; border: 0px; vertical-align: middle; height: auto; max-width: 100%;"></p> text/html 2018-02-14T20:01:12+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور ولنتاین مجردها http://shayea.mihanblog.com/post/241 <div><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 16px; letter-spacing: 0.6px;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">ماجرای خوب یا بد بودن ولنتاین رو بذاریم کنار، توی همچین شبی که خیلی ها جفت جفت و دست توی دست هم بیرون میرن، یه عده هم هستن که به گوشی هاشون زل زدن یا دارن به دیوار اتاقشون نگاه میکنن و غصه تنها بودن رو می خورن.</font></p><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 16px; letter-spacing: 0.6px;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">اما به نظر من نیازی نیست حتما کسی رو داشته باشید تا زندگی تون معنا پیدا کنه، هرچند که یک عشق واقعی بوی خاصی به همه لحظات زندگی می ده اما برای تجربه این عشق باید یاد بگیریم که اول خودمونو دوست داشته باشیم (البته با خودخواهی فرق می کنه).باید بتونیم خودمون از با خودمون بودن لذت ببریم تا یکی دیگه هم بتونه از با ما بودن لذت ببره پس تا دیر نشده، دست خودتونو بگیرید و برید به یکی از تفریحایی که دوست دارید برسید، غذای مورد علاقه تون رو بخورید، توی طبیعت قدم بزنید، فیلمایی که دوست داشتید رو ببینید، به خانواده یا دوستی که دوست دارید زنگ بزنید و این یک شب و هر شب دیگه ای که نیاز داشتید به خودتون توجه کنید رو با خودتون خوش باشید.</font></p><p style="box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 16px; letter-spacing: 0.6px;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">مطمئن باشید که ضرر نمیکنید.</font></p><p style="text-align: center; box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 16px; letter-spacing: 0.6px;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">ارادتمند</font></p><p style="text-align: center; box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 16px; letter-spacing: 0.6px;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">مازیار شاهسون</font></p><p style="text-align: center; box-sizing: inherit; margin: 0px 0px 1.5em; color: rgb(51, 51, 51); font-size: 16px; letter-spacing: 0.6px;"><a href="khunamun.ir" target="_blank" title="">(منتشر شده توی سایتمون - khunamun.ir )</a></p></div> text/html 2017-12-31T17:24:05+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور ما باید انقلاب کنیم، اما ... http://shayea.mihanblog.com/post/239 <div><font size="2">ماجرا از اونجایی شروع شد که اکبر آقا، همسایه طبقه آخر آپارتمان به این نتیجه رسید که مدیر فعلی آپارتمان یعنی آقای روبندیان داره از پست مدیریت ساختمون سو استفاده میکنه و طناب لباساشو توی حیاط که متعلق به همه ست پهن میکنه! تازه پولای شارژی که میگیره هم معلوم نیست چیکار میکنه چون همیشه یا لامپ سوخته یا در پشت بوم قفله !</font></div><div><font size="2">خلاصه اینجوری شد که اکبر آقا مدیر ساختمون شد و همه لامپا تعویض شدن و کلید پشت بوم تحویل اکبر آقا شد.</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">هنوز 2 ماه نگذشته بود که یک روز رفتم پشت بوم تا آنتن رو تنظیم کنم که چشمم افتاد به بند و بساط کباب ساز و تخت و سایه بون و … انگار پشت بوم شده بود پنت هاوس! به اکبر اقا که گفتم، گفت فعلا اونا رو اونجا چیده تا یکم خرده کاریای خونش تموم بشه و حتما توی اولین فرصت اونا رو بر میداره! البته آخر حرفاش اضافه کرد البته اگه اهل منزل تا همین الان اون وسایل رو جمع نکرده باشن، وگرنه اون بالا متعلق به همست نه فقط من ! و ازون به بعد به بهونه مراقبت از ساختمون از شر دزدهایی که از پشت بوم همسایه میومدن، در پشت بوم قفل شد!</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">زمان آقای روبندیان، چون بند لباساشون و گهگاهی بساط قلیون کشیدنشون تو حیاط بود، همیشه حیاط تمیز و جارو خورده بود و همین بهونه اصغر آقا همسایه طبقات وسطی اینا شد که کلی از اکبر و آقا ناکارآمدیش برامون سخنرانی کنه و از پشت بومی که متعلق به همه ست برامون بگه که حالا بعضی شبا صدای جشن و سرور ازش میومد و اکبر آقا مدعی میشد مربوط به همسایه های دیگست!</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">خلاصه ما هم به بهونه اعتراض یه شب همه آشغالای حیاط رو جمع کردیم و آتیش زدیم ( جاتون خالی توش 7-8 تا سیب زمینی هم انداختیم که یه حالی هم برده باشیم) و از فردای اون روز اصغر آقا مدیر ساختمون شد.</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">اصغر آقا خیلی منظم به نظر میومد، میگفت برای اینکه بتونیم کلی کار برای آپارتمان انجام بدیم(مثل نصب آسانسور، درب برقی، آب نما و استخر، باغچه خیلی بزرگتر و … ) باید پول جمع کنیم و همینطوری شد که پول شارژ هر واحد بیشتر شد تا برای برنامه های عمرانی اصغرآقا پول کافی داشته باشیم و ما هم مثل همیشه گفتیم اگر مدیر ساختمون اینو میگه، چه نیازی به چیز دیگه ست و قبول کردیم. چند ماهی گذشت که یه روز صبح که بیدار شدیم، دیدیم اصغرآقا اینا از این محله رفتن ! هیچ خبری هم ازشون نیست که نیست! انگار قراردادشون تموم شده بود و شبانه جمع کرده بودن و رفته بودن البته با همه پولای ما….</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div><font size="2">الان که فکر می کنم ما که طبقه همکف بودیم، نه نیازی داشتیم به آسانسور و نه پشت بوم ! اصلا کاش از همون اول با آقای روبندیان حرف زده بودیم و خواسته بودیم بند لباساشو تو خونش پهن کنه … شایدم بهتر بود به جای فقط گوش کردن به حرف اکبر آقا و اصغر آقا، یکم به حرفاشون هم فکر میکردیم !</font></div><div style="text-align: center; "><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="https://khunamun.ir/wp-content/uploads/2017/12/139207281137197771375954-300x209.jpg" alt=""></div><div style="text-align: center; "><font size="2">نذاریم خواسته هامون بهونه قدرتمند شدن عده ای بشه که مارو فقط وسیله خودشون میدونن!</font></div><div style="text-align: center; "><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center; "><font size="2">ارادتمند</font></div><div style="text-align: center; "><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center; "><font size="2"><b>مازیار شاهسون</b></font></div><div style="text-align: center; "><a href="https://khunamun.ir/revolution/" target="_blank" title="">منبع:سایت خونمون</a></div><div><br></div> text/html 2017-11-13T20:00:06+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور زلزله از درون http://shayea.mihanblog.com/post/238 <p style="zoom: 1; border: 0px; font-family: yekan; font-size: 15px; margin: 0px 0px 1.625em; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: rgb(85, 85, 85); text-align: right;"><span style="zoom: 1; border: 0px; font-style: inherit; margin: 0px; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;">پشت میزم نشسته بودم، فنجونم توی دستم بود و از پنجره بیرون رو نگاه میکردم. عجب حس و حال خوبیه که به آسمون و پرنده ها نگاه کنی و توی صندلی محکم خودت نشسته باشی.همه چیز سر جاشه!</span></p><p style="zoom: 1; border: 0px; font-family: yekan; font-size: 15px; margin: 0px 0px 1.625em; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: rgb(85, 85, 85); text-align: right;"><span style="zoom: 1; border: 0px; font-style: inherit; margin: 0px; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;">که یک دفعه یک لرزه ناگهانی همه اینا رو از بین برد، یک زمین لرزه، چند ثانیه استرس و تمام.هرچی که فکر می کردم محکم و پایداره توی دلم فرو ریخت اما یک حس و فقط یک حس وجود داشت،‌آیا آماده کندن از این ها هستم ؟</span></p><p style="zoom: 1; border: 0px; font-family: yekan; font-size: 15px; margin: 0px 0px 1.625em; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: rgb(85, 85, 85); text-align: right;"><span style="zoom: 1; border: 0px; font-style: inherit; margin: 0px; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;">کاش همیشه یه ویبره توی دلم بود که یادم میاورد:</span></p><p style="zoom: 1; border: 0px; font-family: yekan; font-size: 15px; margin: 0px 0px 1.625em; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: rgb(85, 85, 85); text-align: center;"><strong style="zoom: 1; border: 0px; font-style: inherit; margin: 0px; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;">هیچ چیز پایدار نیست، جز خوبی ها!</strong></p><p style="zoom: 1; border: 0px; font-family: yekan; font-size: 15px; margin: 0px 0px 1.625em; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: rgb(85, 85, 85); text-align: center;"><strong style="zoom: 1; border: 0px; font-style: inherit; margin: 0px; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="https://khunamun.ir/wp-content/uploads/2017/11/892947_908.jpg" alt=""></strong></p><p style="zoom: 1; border: 0px; font-family: yekan; font-size: 15px; margin: 0px 0px 1.625em; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline; color: rgb(85, 85, 85); text-align: center;"><strong style="zoom: 1; border: 0px; font-style: inherit; margin: 0px; outline: 0px; padding: 0px; vertical-align: baseline;">ارادتمند-مازیار</strong></p> text/html 2017-06-03T10:14:29+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور روح گرسنه و بدن سیر http://shayea.mihanblog.com/post/237 <span id="docs-internal-guid-628e6ca2-6d7b-b385-cf3a-998f31b587a4"><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;">&nbsp;</p><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">من دیگه روزه نمیگیرم</span></p></li></ul><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">باشه نگیر، هر طور راحتی...</span></p></li></ul><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">انتظار نداشتم اینقدر راحت و سرد باهام برخورد کنه، احساس می کردم الان کلی ازم دلیل میپرسه و سعی میکنه قانعم کنه که روزه بگیرم، اما هیچ کاری نکرد .</span></p><p dir="rtl" style="text-align: center; line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://khunamun.ir/wp-content/uploads/2017/06/rooze.jpg" alt=""></span></p><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">دلیل محکم و عقلانی هم دارم، روزه بهم فشار میاره، جسمم هم نمیتونه تحمل کنه، خب خدا هم گفته اگه نمیتونید نگیرید دیگه.</span></p></li></ul><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">یه نگاه معمولی بهم انداخت، یه لبخند ملیح زد و راهشو کشید و رفت. عجب آدمیه، چرا هیچ کاری نمیکنه که جلوی منو بگیره، انگار احساس میکردم حتما اون باید تصمیم منو تایید کنه، پس دنبالش راه افتادم:</span></p><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">خب روزه مال زمونای قدیم بود دیگه، الان ما نمیتونیم بشینیم تو خونه عبادت کنیم، الان باید کار کرد، مطالعه کرد، تلاش کرد… روزه آدمو ضعیف میکنه!</span></p></li></ul><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">این دفعه حتی نگاهم نکرد، روشو کرد سمت پیرمردی که سعی داشت یه سینی پر از میوه بذاره رو گاریش، رفت سمتش و یه یا علی گفت و سینیو گذاشت رو گاری و با یه لبخند از پیرمرد جدا شد.دیگه داشت حرصم در میومد، یعنی من اینقدر بی ارزش بودم که بهم توجه نمی کرد؟ راهشو به سمت باغای کنار خیابون کج کرد، رسیدیم جلوی 2 تا باغ که یکی درختای بلند و تنومندی داشت و یکی درختای ضعیف تری داشت...اما هردوشون به نظر میرسید میوه دارن… رفتم سمت اون باغی که درختای تنومند داشت و زیر یکی از درختا نشستم.عجب سایه ای داشت، ازینجا می شد بهتر دید با اینکه هر دوتا &nbsp;درخت میوه دارن، اما واقعا میوه های این باغ خیلی درشت تر و بهتر بودن…</span></p><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">میبینم که خودت جوابتو پیدا کردی.</span></p></li></ul><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">متوجه منظورت نمیشم.به چی جواب دادم؟</span></p></li></ul><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">ببین، تو اومدی زیر درختی نشستی که سایه بهتری داشت، درختی که احساس کردی میشه بهش تکیه کرد! خب فرق اینا چیه ؟ اون باغ دیگه هم درخت داره، سایه هم داره، اما تو اینو انتخاب کردی فرق اون باغ اینه که باغبونشا توی تغذیه درختاش دقت نکرده، وقت نذاشته برای درختاش و به توصیه های پیر باغبونا عمل نکرده! درختای این باغ بدون آفت رشد کردن، تغذیه مناسب داشتن، توی سختیا ازشون مراقبت شده و هر چیزی بهشون داده نشده! ماجرای روزه تو هم همینه ! تو برای روحت باید وقت خرج کنی، بهش استقامتو یاد بدی و جلوی ورود آفت ها رو بگیری با روزه گرفتن علاوه بر اینا بدنت رو از مشکلات تغذیه ای یک سال گذشته پاک کنی! اون وقت نتیجش میشه چیزی که بقیه میتونن از سایه و محصول تو استفاده کنن….</span></p></li></ul><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;">&nbsp;</p><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;">مازیار شاهسون پور - خرداد 1396</span></p><div><span style="font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><br></span></div></span> text/html 2017-05-14T16:51:00+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور رییس جمهور من کیه ؟ http://shayea.mihanblog.com/post/236 <span id="docs-internal-guid-210ea4a6-07d9-8baf-8844-6eb6f36bf59f"><div style="text-align: center;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://khunamun.ir/wp-content/uploads/2017/05/fu10832.jpg" alt=""></font></div><div style="text-align: center;"><span style="font-size: 14.6667px;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><br></font></span></div><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">آقا، عزیز دل، برادر، اخوی، بیا یه لحظه</font></span></p></li></ul><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">جانم با منی ؟ </font></span></p></li></ul><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"># نه آقا سمت اونا نری ها، اونجا بری دورت دیوار میکشن</font></span></p><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">یعنی چی، چرا مشتری ما رو بُر میزنی؟ آقای گلم بیا اینور تا تو فساد غرق نشدی</font></span></p></li></ul><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">-- آقا کجا میری سمت اونا نرو، اونا فقط حرف می زنن، بیا اینجا برنامه های عملی ما رو ببین...تو خوابتم اینقدر رویاهای شیرین نمیبینی.</font></span></p><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"># هووووی چرا مشتری ما رو میگیری؟ معلومه دیگه شما همیشه کارتون همین بوده! اصلا آقا ببین اینا همشون خالی بندن،نیگا تو غرفه ما چقدر آدم اندیشمند داریم ؟</font></span></p><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">عه اون آقا عصبی طلبکاره رو می شناسم، عه اون بنده خدا همون خیییلی پولداره نیست ، عه اونم که …</font></span></p></li></ul><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"># آقا چی داری میگی؟ اصلا معلومه شما اینکاره نیستی، بیا راهو نشونت بدم، اول یکی ازین برگه ها رو بردار کلید زندگیت باز میشه</font></span></p><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">شما باز خیال روشن فکری برت داشت، کاری نکن بگم اونجا اونروز ...</font></span></p></li></ul><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"># میخوای اصلا من بگم اون اداره، اون موقع…</font></span></p><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">-- آخ جون رسوا بازیه؟ منم بازی</font></span></p><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">آقا امکانش هست از برنامه کاندیداتون هم یکم توضیح بدید ؟ </font></span></p></li></ul><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">برو آقا اونور من کل اینارو بخوابونم بعد</font></span></p></li></ul><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"># عمرا اگه بتونی، ببین چیکارت کنم…</font></span></p><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">-- ریفیقِ مو ره تهدید موکونی ؟ الااان میاام برات</font></span></p><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">(...)</font></span></p><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><br></font><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">()آقای گلم یه لحظه میای ؟</font></span></p><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">حاج آقا منکه همینجوریشم گیج شدم، اینا به قدر کافی از کاندیداهاشون گفتن… حالا شما کاندیداتون کیه؟</font></span></p></li></ul><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">() پسر عزیزم، می خوای بدونی کاندیدای من کیه ؟ کاندیدای من کسیه که از پیرایی مثل من مشورت میگیره اما کارو میده به جوونایی مثل تو که انرژی دارن و خلاقیت… کاندیدای من با آدمای پولدار نمیگرده که هواشو داشته باشن، بلکه خودش هوای اونایی رو داره که نیاز به حمایت دارن. یه کشور برای قوی بودن باید ریشه قوی داشته باشه، ببین کی می تونه ریشه کشورتو قوی کنه، کیه که فکرش فقط قدرت خودش نیست، فکرش نشون دادن کساییه که دیده نشدن و اطرافش دانشمندا گرفتن که کشور رو بسازن نه کاسبایی که اونو بفروشن …</font></span></p><ul style="margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;"><li dir="rtl" style="list-style-type: disc; font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline;"><p dir="rtl" style="line-height: 1.38; margin-top: 0pt; margin-bottom: 0pt;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">ممنون حاج آقا، اما نگفتید نظر شما با کدوم … عه حاج آقا حاج آقا رفتید ؟</font></span></p></li></ul><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif"><br><br></font><p dir="rtl" style="line-height:1.38;margin-top:0pt;margin-bottom:0pt;text-align: right;"><span style="font-size: 11pt; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif">نویسنده مازیار شاهسون پور - بهار 1396 </font></span></p><div><span style="font-size: 11pt; font-family: Arial; background-color: transparent; vertical-align: baseline; white-space: pre-wrap;"><br></span></div></span> text/html 2016-04-06T18:17:46+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور شکیرا توییترو خالی کن که دارم میام http://shayea.mihanblog.com/post/235 <font size="2">پشت ترک موتور ممد سیبیل نشسته بودیم و همیجور حیرون و ویرون تو خیابونا میگشتیم، لامصب از بس تو پارک نشستیم یا رفتیم در مغازه رفقا تلپ شدیم خسته شدیم، البته تفریح واس ما جوونا خیلیه ها، مثلا همین دیروز با چند تا از بچه ها پاشدیم رفتیم از بالا پل عابر پیاده آب ریختیم رو سر مردم یا مثلا ...اوووم اوووم دقیقا بقیه&nbsp;</font><a href="www.shayea.mihanblog.com" target="_blank" title=""><font color="#000000">تفریحا&nbsp;</font></a><font size="2">یادمون نمیاد، اما خیلی ما شادیم...آها کجا بودیم، داشتیم با این ممد سیبیل می رفتیم و رو ترک موتورش همچین با این تلگرام مخ ملتو تیلیت میکردیم و خودمونو یه بار دکتر، یه بار خواننده و یه بار خلبان معرفی میکردیم که یه هو یه کلیپ دیدیم از برنامه نود که داشت درباره اون خواننده بد حجابه صحبت می کرد( در اینجا منظور راوی حضرت اشرف شکیرا می باشد-نویسنده) آخ داغ دلمون تازه شد! آی جیگرمون سوخت! این ....(بــــــوق) کل عشق ما که دیدن فوتبال بدون سانسوره رو خراب کرده! دیگه طاقتمون تموم شد، گفتم ممد بزن کنار که تفریح تمومه، الان جاشه که به جای این همه تفریح، همه انرژیمونو بذاریم و با یکی از بزرگترین دشمنای طرفدارای فوتبال ایرانی بجنگیم و از صحنه روزگار حذفش کنیم... شبکه اجتماعیمونو بازکردیم، رفتیم تو صفحش، یه مطلب خیلی مفهومی پیدا کردیم و شروع کردیم، با نام و یاد فوتبال، بـــــــــــــــــــــــــــــــوق (متاسفانه به دلیل عدم انطباق این مطلب با قوانین اخلاقی، از انتشار آن معذوریم- نویسنده)</font><div><font size="2">فکر کنیم کامنت مارو ببینه خودش صحنه فوتبالو برای همیشه ترک می کنه! ها داداش ما اینیم و همه&nbsp;</font><a href="www.shayea.mihanblog.com" target="_blank" title=""><font color="#000000">قلبمون</font>&nbsp;</a><font size="2">برای خدمت به جامعه می تپه...فعلا تا صحنه آفرینی های دیگه خدانگهدارتون لوتیا</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: left;"><font size="2"><b>از طرف یک همیشه تو صحنه</b></font></div><div style="text-align: left;"><font size="2"><b><br></b></font></div><div style="text-align: center;"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/119/354687/570773_379.jpg" alt=""></div> text/html 2015-10-24T10:53:30+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور این حسین کیست .... http://shayea.mihanblog.com/post/234 <font size="2">اخبار زیادی به گوشش میرسید...حکومت تا گردن در لجن زار فساد فرو رفته بود، حکام و فرماندهان رشوه خوار و حرام خوار روز به روز عرصه را بر مردم تنگ تر کرده و آزادی آنان را به یغما برده بودند.چه میشد کرد؟ از خلیفه فاسدی چون یزید، حکام بهتری انتظار نمیرفت.</font><div><font size="2">گهگاهی برای شاگردانش از آزادی، برابری و دانش های گوناگون میگفت تا اینکه از حاکم خبر رسید : اگر با خلیفه بیعت نکنی، عرصه را برتو تنگ خواهیم کرد.</font></div><div><font size="2">دست به مهاجرت زد، اما همچنان به دنبالش بودند...یک مرد 57 ساله چه شوری دارد برای نشان دادن خود و یا جدل برای قدرت.به خصوص اگر از دانش هم بهره ای برده باشد.اما یک نفر باید کاری می کرد.یک گلو باید ندای آزادی را طلب میکرد.پس رهسپار دیار کوفه شد تا با کمک مردمی که قول همراهی داده بودند آزادی را بازستاند...دریغا که هیچ گاه خبری از یار و یاوری نشد...</font></div><div><font size="2">شاید اگر من به جای او بودم از ترس جانم با خلیفه بیعت می کردم، چه بسا که در این دوره زمانه به خاطر جان که چه عرض کنم به خاطر دو لقمه نان، کمر جلوی هر فردی خم میکنیم...اراده می خواهد بر سر هدفت بایستی و با خون خود به آنان آزادی بیاموزی..</font></div><div><font size="2">دوست عزیزم که هیچ اعتقادی نداری و دوست عزیز دیگرم که خیلی اعتقاد داری، بیایید قبل از اینکه حرفی در این باره بزنیم، فقط ۵ دقیقه به راهی که حسین ابن علی در آن قدم بر داشت، هدف اش و اراده اش فکر کنیم...</font></div><div><font size="2">ارادتمند...مازیار</font></div><div><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><img src="http://www.yasinmedia.com/gallery/details/islamic-wallpapers_39/__17/___9/hosse_ebn_ali_by_montazerart-d4hqlan_20150925_1796299439.jpg" alt="تصویر زیبای محرم - حسین بن علی"></div> text/html 2015-01-31T20:29:59+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور مستند سرگذشت ماهواره های ایران http://shayea.mihanblog.com/post/233 <div align="center"><font size="2">چه به سر ماهواره امید آمد ؟<br><br>هرآنچه که از سرگذشت زندگی پر فراز و نشیب ماهواره های ایران باید بدانید در<br><b>مستند ماهواره های ایران</b></font><br><br>زمان کلیپ :9 دقیقه<br>حجم : حدود 40 مکابایت<br><br>[http://www.aparat.com/v/bOnu2]<br><br><br><br> </div> text/html 2015-01-17T10:58:33+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور داعش، اسلام و پنجره نگاه شما http://shayea.mihanblog.com/post/232 <div align="center"><img src="http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/119/354687/pic1393/islamwindowpersian.jpg" alt="" align="bottom" border="0" height="871" hspace="0" vspace="0" width="617"></div> text/html 2014-10-04T09:55:50+01:00 shayea.mihanblog.com مازیار شاهسون پور داعش درون خود باشید http://shayea.mihanblog.com/post/231 <div style="text-align: right;"><span style="font-size: small;">داستان از اونجایی شروع می شه که آدمیزاد به بهشت دل بست ! وقتی دل بستگی با غرور و خودبزرگ بینی مخلوط بشه انسان به فرامین آفریدگار خودش هم گوش نمی کنه ! چه برسه به حرف مادر زن یا مادر شوهرش!</span></div><div style="text-align: right;"><font size="2">خلاصه این انسان سرکش رو با کمربند هم سیاه و کبود کنی جواب نمی ده مگه اینکه اون دل بستگی رو ازش بگیری و بهش جایگزینی برای اون دل بستگی بدی!</font></div><div style="text-align: right;"><font size="2">بیایید دل بستگی هامون رو رنگ و لعاب خدایی بدیم ! لازم نیست از دنیا دست بکشیم، کافیه بابت هرچیزی که به دست میاریم خدارو شکر کنیم و بابت چیزهایی که از دست میدیم ناامید از لطف خدا نشیم!</font></div><div style="text-align: right;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><b>اسم این میشه بندگی!!!</b></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><font size="2"><br></font></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;"><img hspace="0" border="0" align="baseline" vspace="0" src="http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/119/354687/pic1393/shahsavan.jpg" alt=""></div><div style="text-align: center;"><br></div><div style="text-align: center;">مخلص همتونم هستیم!</div><div style="text-align: center;">واسه این عید، قربانی خواستید ما در خدمتیم!</div>