شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar.sh110@gmail.com
salam@khunamun.ir
****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر

همراه با کارشناس همه چیز دان :

به بهانه پاداش های صد میلیونی جناب آقای مدیر عامل شرکت " یه جایی " مزاحم این آقای همه چیزدان شدیم ، بلکه مخ خاموش و از کار افتاده ما رو که قدرت درک و حساب این پولا رو نداره روشن کرده و مارو از فیض معلوماتشون بهره مند کنند .

جناب همه چیز دان : دِ آخه اینم شد سوال ؟ الان دیگه هر بچه دبستانی و حتی پیش دبستانی هم می دونه کسی که مدیر می شه جزو شما عوام الناس ها نیست !!! یعنی واقعا فکر می کنی اینجور پاداشا رو باید بیان بدن به امثال تو که فرتی بری یه روزنامه باز کنی و انتشارات بزنی و هی تند و تند مطلب و کتاب و اعلامیه بدی بیرون و ادعای روشن فکریت اونجای استکبار جهانی رو مستفیظ کنه !! ( به جهت روشن سازی افکار عمومی ، منظور چشم و چال استکبار جهانی می باشد – نویسنده ) تازشم باید چشم و دهن این زبون بسته های از همه جا بی خبر رو پر کرد یا نه ؟ وگرنه تویی که واسه یه وام 2-3 میلیونی باید عالم و آدم رو جلوی بانک رژه ببری و به شهادت بگیری رو چه به توان اختلاس و فساد اقتصادی و ...

خب حالا خیلی هم سخت نگیر ، به هر حال دنیا دو روزه ، هرچی کمتر بخوری سالم تر می میری ، تو هم دیگه زیادی ادعات نشه و عَلَمِ روشن فکری و حقوق بشر نگیر دستت ، وگرنه مجبور می شم از هدیه جناب آقای مسئول به شما خبرنگارا هم پرده برداری کنم ....

نویسنده: مازیار شاهسون پور





نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : هدیه، مسئول مخابرات، صد میلیون، اختلاس، مسئولین، وام، طنز، کارشناس، مازیار، شاهسون پور،
لینک های مرتبط :

اخبار شایعه ای :

یک مسئول با تدبر و فهیم در مصاحبه با خبرگزاری بی بی سی کلاغ راجع به وضعیت محاکمه این نامردای فراریِ پرونده اختلاس گفت :

درسته که دستمون بهشون نمی رسه ، اما بصورت غیابی که می تونیم محاکمشون کنیم ، اصلا به نظر من غیابی باید اعدامشون کنیم ، حتی اگه شده همه مردم رو بسیج کنیم که بهشون فحش بدن و نامه های غیر اخلاقی براشون بفرستن ، اینجوری لااقل نمی ذاریم خارج بهشون خوش بگذره و کیف دنیا رو ببرن و اونوقت خودشون میان تسلیم می شن ....

*************

یک فرد آگاه در حالی که از شدت خوشحالی در پوست خود نمی گنجید به دفتر بی بی سی کلاغ مراجعه کرد و گفت : " دوستای عزیز بالاخره تونستیم گرونی رو ریشه کن و کنیم و کلی از خوراکی هارو ارزون  کنیم !! " همچنین وی در حالی که لیوان شربت نیم خورده سردبیر را سر می کشید در پاسخ به سوال خبرنگار هاج و واج ما گفت : " بنده ناشکر به شماها می گن دیگه !! آقا دیروز باقالی 650 تومن بود ، امروز 640 تومن شده ، به نظر شما این نشون دهنده همت مضاعف مسئولای میوه جات برای ریشه کن کردن گرونی نیست ؟؟؟!!! "







نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
برچسب ها : محاکمه، خاوری، غیابی، طنز، کاریکاتور، میوه، قیمت، گران، ارزان، خلیج فارس، persian gulf،
لینک های مرتبط :

نیازمندی های شایعه ای :

به تعدادی کارگر قوی هیکل ، مسلط به  رایانه ، زبان انگلیسی و آلمانی و آشنا به کار با تمام وسایل مکانیکی و غیر مکانیکی ( از بیل و کلنگ مکانیکی گرفته تا بیلچه و قیچی و ... ) جهت یک پروژه کند و کاری خیابان  نیازمندیم . کارگران سوسول که از ابتدای کار تقاضای تجهیزات ایمنی می کنند با ذکر یک اردنگی اخراج خواهند شد . همچنین کارگران باید توان طول دادنِ پروژه های محوله را برای افزایش سود دهی کارفرما داشته باشند !

*********

به چند عدد مورچه به جهت جابجایی آشغال های یک اتاق دانشجویی و چند عدد سوسک فعال برای پاک سازی سنگ توالت خانه ای دانشجویی نیازمندیم ، در ضمن به موجودات مذکور حق بیمه نیز تعلق خواهد گرفت و در صورت کشته شدن ،  قطع عضو  و یا شیمیایی شدن ناشی از تشعشعات موجود در مکان نامبرده خانواده آن ها از بیمه مادام العمر و خود آن ها از بیمه بیکاری بهره مند خواهند شد .






نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها : خلیج فارس، دانشجو، خوابگاه، خانه دانشجویی، طنز، کاریکاتور، کارگر، مورچه، کارفرما، سوسک، ایمنی، وسایل، persian gulf،
لینک های مرتبط :
در محضر دوکتر آگاهیانِ شایعه آبادی :
شرط می بندم نمی دونستید که سیب واسه دیابت خوبه ! البته منظور من از این سیب وارداتیا که طعم آب و اسانس سیب می ده نیست ها !! سیب باید سیب باشه نه ساندیس ! البته از اونجا که الان قیمت قند و شکر و شیرینی جات و صد البته میوه جات مهم  ترین باعث و بانیِ سکته های قلبی و عروقی هستن ، توصیه پزشکی من اینه که نیازی نیست خیلی خرج کنید ، فقط کافیه یه رژیم غذایی بگیرید و آب ونون بخورید . به سیب هم دیگه نیازی ندارید ! فقط ممکنه کمبود ویتامین بگیرید که اونم چیزی نیست ، بالاخره ما هم باید نون در بیاریم یا نه؟؟ !!!

***********
اخبار ناگهانی : یکی از خبرنگاران طنزکده شایعه پس از شنیدن خبر افزایش مبلغ یارانه ها از شدت خوشحالی دچار زخم معده شدید و مشکلات جانبی معده ، روده و شنوایی شد . بر طبق اخباری که تا الان رسیده است حال وی رو به بهبودی گزارش شده بود که با شنیدن عدم اجرای فعلی این قانون دوباره به کما رفته است . البته ناگفته نماند که چند روز پیش یکی از همکاران ، در خواب ، وی را در حالی که در صف خودپرداز برای برداشت یارانه انبوه و خیلی زیادِ وعده داده شده ایستاده بوده است ، رویت کرده ...







نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
برچسب ها : سیب، خواص، دیابت، تاثیر، گرانی، واردات، دکتر، طنز، خنده دار، یارانه، مرحله دوم، خبر،
لینک های مرتبط :
یکی از مسئولین خیلی محترم در گفت و گو با خبرنگار ما جناب آقای سوسه ایان ، در حالی که حسابی شاکی بود گفت : آقای سوسولیان یعنی چی که هرجا می شینید و  پا می شید حرف از این چندرغاز پاداشی که به ما دادن می زنید ؟ یعنی به نظر شما این صد میلیون ناقابل حق من نبوده ؟؟؟! منی که این همه سال یخ  حوض شکستم و خون دل خوردم ؟ اصلا نمی بینید که گوشیاتون همه جا آنتن می ده و همه چقدر راضین از ما ؟؟؟؟خودم با همین جفت دستام همه این کارا رو کردم ، حالا تو هرجا می شینی غیبت منو می کنی ؟ وقتی این ماه که قبض تلفن ثابت و همراهت 2 برابر اومد می فهمی !!!!





نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : پاداش، رییس مخابرات، 100 میلیون، صد میلیون، طنز، کاریکاتور، مدیر، مخابرات، خبرگزاری ها،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391
این مطلب قبل تر به مناسبت روز معلم نوشته شده ، از اونجا که متنی لایق تر برای این روز زیبا نداشتم ، دوباره به مناسبت این روز گرامی این  متن رو به همه معلمای عزیز تقدیم می کنم

روز معلم نزدیک بود و من و بچه ها می خواستیم به تلافی همه شرارت ها و اذیت هایی که به سر معلممون درآورده بودیم ، یه جشن بزرگ واسه آقا معلم بگیریم
.آقا معلم خیلی خوب و مهربون و صبوره . وقتی اذیتش می کنیم هیچی بهمون نمی گه . مثلا اون روزایی که زیر صندلیش بمب بودار میذاشتیم، یا به جای برف شادی ، کف میریختیم رو سرش یا صندلیشو شل می کردیم ، فقط نگاهمون می کرد و با یک لبخند جوابمون رو می داد . اما دیگه بسه ! باید یک بار واسه همیشه بهش بفهمونیم که چقدر دوستش داریم و برای همین همه بسیج شدیم و ریاست کارها با من شد .من که شرور ترین دانش آموز کلاسم و اما خیلی آقا معلم رو دوست دارم . آخرای کلاس بود ، بیکار بودیم و داشتیم نقشه می کشیدیم ، همه مراحل باید محرمانه انجام می شد ، آخه من اعتقاد شدیدی به کارهای فوق سری و عملیات های سرعتی دارم . ( این جمله رو دیشب تو فیلمی که بابا از دوستش گرفته بود شنیدم ،  مثلا داشتم درس می خوندم ، اما عجبب فیلم باحالی بود  بعدش کلی بزن بزن راه انداختم با داداش کوچیکه )

تو همین افکار بودم که ناصر خپله ( این اسمیه که من روش گذاشتم ، البته مامان می گه اسم گذاشتن کار خوبی نیست ) بلند از آقا معلم پرسید : " آقا از چه کادوهایی خوشتون میاد ؟ " .. اگه نزدیکم بود چنان می زدم پس گردنش که نفهمه از کجا خورده پسره زبون نفهم . فکر کنم آقا معلم فهمید . خیره بودم به آقا معلم و منتظر عکس العملش . عینکش رو جابه جا کرد و گفت :

" محمدی واسه من بهترین کادو اینه که شما موفق بشید و به آرزوهاتون برسید "

اولش فکر کردم که آقا معلم فهمیده و منظورش این بوده که هرچه سریع تر کادو ها رو آماده کنیم و نقشه رو اجرا کنیم ، اما بعد دیدم که نه حرف آقا معلم درسته ، پس بهترین کادو اینه که ما تو این عملیات موفق بشیم و اونو خوشحال کنیم . چیزی که آرزوی همه ماست .

تو راه برگشت سعید هی بهم می گفت بهتره فلان کار کنیم ، بهتره این کارو بکنیم و همش دستور می داد ، اصلا نمی فهمید که من فرمانده گروهم ، اگه جانشینم نبود ، می زدم پس کلش ، اما بهش گفتم : " نه به نقشه ای که من طراحی کردم عمل می کنیم "

آخه نقشم خیلی حساب شده بود ( اصل نقشه مخلوطی از چندتا فیلم ساخته شده بود که من به صورت ماهرانه ای به هم پیوندشون دادم ).

از امروز حسابی همه با هم مشغول تهیه تدارکات بودیم ، البته پول زیادی نداشتیم و برای این جشن مجبور بودیم از امکانت خودمون استفاده کنیم . پدرام همش می گه من نقش جومونگ رو بازی می کنم ، هرچی بهش می گم که تو نقشه من جومونگ وجود نداره و به جاش آرش کمانگیر داره ، گوش نمی کنه ( آخه جدیدا همه DVD های جومونگ رو دیده و یه تیرکمون تاشو هم خریده ، خیلی جو گرفتتش ) ...

بالاخره روز جشن رسید . همه تجهیزات تو کلاس نصب شدن و بچه ها همه تو آماده باشن ( منم شنل مخصوصم رو که مامان واسم دوخته و منو شبیه یه فرمانده ایرانی قدیمی می کنه پوشیدم و بچه ها رو رهبری می کنم ).

در کلاس باز شد و آقا معلم وارد شد . با فریاد من عملیات آغاز شد که ....

وای خدای من ، بچه ها قاطی کردن و ...( همینکه آقا وارد شد ، محمود که هول شده بود ،  بستنیه آقا معلم رو ریخت جلو پا آقا معلم ، آقا هم که پاش لیز خورده بود در حالی که به زمین می خورد دستشو دراز کرد تا پرده ای که کشیده بودیم رو بگیره که یاعث شد هم پرده – چادر مامان وحید – پاره بشه و هم چوب پرده – چوب جاروی سرایدار – بخوره تو سر آقا معلم ، اما ماجرا به همین ختم نشد و پدرام که تو حال وهوای جومونگ بود تیرشو شلیک کرد ، اما تیری که باید به بادکنک پر از گل می خورد ، مستقیم نشست وسط پیشونی آقا معلم – شانس آوردیم که سر تیر ازین چسبکا داشت – اما همه اینا به کنار حسین کوری – لنز عینکش شبیه ته لیوان چایی خوریه بابامه - هم به کنار که بی توجه به قضایا ، انگار نفهمیده آقا معلمه کف کلاس خوابیده با ظرف پر از بستنی – که بابای ممد بستنی ، آورده بود – روی آقا معلم افتاد و کت و شلواره خوشگل و نویی که معلوم بود تازه خریده رو...

نقشه قشنگم چی شد . برای اولین بار می خواستم اذیت رو کنار بذارم و آقا معلم رو که اینهمه کمکمون می کنه تا موفق بشیم و به آرزوهامون برسیم رو خوشحال کنم . اما ...

آقا معلم بلند شد و کتش رو درآورد و گذاشت رو میز ، کیف و وسایلش رو هم همینطور ، بعد در حالی که با نگاه محبت آمیز همیشگیش به چهره وحشتزده و متعجب ما خیره شده بود گفت : " می دونم که این دفعه دیگه شوخی نکردید و می خواستید من رو خوشحال کنید ، هرچند که معلومه برای اجرای برنامتون تمرین نکرده بودید ، اما واقعا زیباترین لحظه رو به من هدیه کردید ، خاطره ای که این سال آخر تدریس ، هیچ وقت فراموش نمی کنم ، برگذاری یک جشن اشرافی اونم توی یک کلاس مملو از دانش آموزای شیطون که هیچ وقت با هم متفق نبودن . کارتون واقعا عالی بود .هرچند که... راستی مدیریت این کار با کی بود ؟ "

من با قیافه ای شرمنده بلند شدم و گفتم " ما آقا "

آقا معلم با چهره ای که تعجب و تحسین توش جمع شده بود بهم نگاه کرد و من از اینکه اون دفعه که نمره کم گرفته بودم و لاستیک ماشین آقا رو پنچر کرده بودم ، واقعا پشیمون شدم .

تقدیم به همه معلم های ایران ، که با صبری قابل تقدیر در راه تربیت شاگردانی استوار و موفق تلاش می کنند.

مازیار شاهسون پور

بهار 90



http://media.farsnews.com/Media/9002/ImageNews/900212/34_900212_L600.jpg

منتشر شده در سایت ایران جوک

نویسنده : مازیار شاهسون پور




نوع مطلب :
برچسب ها : روز معلم، داستان، طنز، هدیه، نقشه، شیطون، معلم، خنده دار،
لینک های مرتبط :
این کتاب که مجموعه ای از مطالب قدیمی وبلاگ طنزکده شایعه می باشد ، با فرمت مخصوص موبایل آماده دانلود است . با کلیک بر روی متن زیر به صفحه ای منتقل می شوید که در آنجا باید رو گزینه دریافت کلیک کنید ... به همین سادگی... حجم فایل بسیار کم می باشد.


دانلود فایل

نوع فایل : jar
نرم افزار های مورد نیاز : winrar
حجم :
103 کیلو بایت






این کتاب در سایت معتبر " هستی دانلود " منتشر شده است . برای مشاهده سایت مذکور و احتمالا دانلود چند تا برنامه دیگه در کنار این کتاب الکترونیکی ، اینجا کلیک کنید






نوع مطلب : رسانه جادویی ( کلیپ و ... )، 
برچسب ها : موبایل، کتاب، ebook، for mob، طنز، داستان، طنزیجات، خنده دار، الکترونیکی، دانلود،
لینک های مرتبط :

تبلیغات انتخاباتی :

به دکتر مازیار خانِ بیکارالدوله رای دهید !! دارنده دکترای دفاع از حقوق موجودات آبزی از شعبه اینترنتیِ دانشگاه واکسفورد !!

سوابق مدیریتی :  مدیر بخش شیردوشیِ گاو داری ... ، مدیر بخش سفره آرایی شرکت ... مدیر بخش غنی سازی اورانیوم کارخانه قند ... ، مدیر بخش کارپردازی ( شَرخری ) شرکت ... و بالاخره مدیر شرکت خیلی معتبر عمو جون و شرکا !!

شعارهای تبلیغاتی :

عمو زنجیر باف ... بعله ... زنجیر منو بافتی ؟ ....بعله ... پشت کوه انداختی؟...بعله ... مازیار اومده ... چی چی آورده ؟ ... یارانه و بیانیه دفاع از حقوق سیبیلویان آسیب پذیر ....

من برای اصلاح آمده ام !! من جامعه را پر از سلمونی و آرایشگاه خواهم کرد ! من همه را اصلاح می کنم ! به من می گن مازیار اصلاح کن !!!

دستمال من زیر درخت رای گیری گم شده ! سواد داری ؟ بعله ! بی سوادی ؟ نه خیر ! پس تو یه  کاندیدای مردمی هستی !!

 






نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، چاله ، چوله اجتماع، بساز بفروشیِ فرهنگی، 
برچسب ها : انتخابات، رای، کاریکاتور، طنز، وعده، خالی بندی، مدرک، کاندیدا، تحصیلات، سوابق، شعار تبلیغاتی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic