شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar.sh110@gmail.com
salam@khunamun.ir
****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر




نوع مطلب : تصویر دونی، 
برچسب ها : عکس، فتوکاتور، خنده دار، شاد، نظامی، پاسخ نظامی، حمله، تهدید، شایعه، دشمن، طنز،
لینک های مرتبط :

با سلام خدمت جناب اقای مسئول محترم :

اینجانب مازیار مشتی آباد هسته ای با هزاران امید و آرزو گاو و گوسفندای پدریمو فروخته و مدتیه تو رشته تاثیر نخود و لوبیا در انرژی هسته ای تو یکی از دانشگاه های چلغوز آباد مشغول به تحصیل ام .جناب آقای مسئول محترم بذارید خدمت انورتون تعریف کنم ماجرای اون شبیو که حاج ممد قلی خان با عجله و شتابون وارد ده شد و گفت که الان نون تو هسته و انرژی هاش قایم شده ( نهفته ) ، گفت تو شهر هرکی که کارای هسته ای کرده باشه رو استخدام می کنن ، البته اینم گفت که یکمی پولم واسه گرفتن مدرک معتبر لازمه . خب منم که از وقتی چشم باز کردم تو باغچه و باغمون هسته به دست بودم ...

جناب آقای مسئول محترم از وقتی همه دانشمندا و هسته ای ها رو دارن ترور می کنن، من  و چندتایی از این بچه های ده پایین و بالا که تو کارهای هسته ای بودیم همه امیدمون رو از دست دادیم .آخه قرار بود ما به جاهای خیلی بالا برسیم .چند روز پیش همون حاج ممد که قبلا خدمتتون عارض شدم اومده بود و می خواست مارو به زور برگردونه ده . آخه می گفت اون آقا مسئول محترم دیگه گفته " هر دانشمندی که ترور کنید ، خیالمونم نیست چون تو دانشگاها کلیشونو داریم "به خاطر همینم حاج ممد هول برش داشته که حالا دشمن کافر نامرد آدرس ما رو یادگرفته و خدایی نکرده...

اما ما خیالمون راحته که شما آقای مسئول محترم از همه ما حفاظت می کنید . البته نمی گم که برامون محافظ  و ماشین ضد گلوله و این چیزایی که فقط تو شان شما مسئولین محترمه برامون بگیریدا !! نه !! من ازین اشتباها نمی کنم و اصلا غلط بکنم که ازین حرفا بزنم ، آخه بالاخره شمای مسئول که اینهمه به درد کشور می خورید و اگه شما نباشید همه چیز لنگ می شه و اصلا اونوقت کی می مونه که با این دشمنای نامرد کل کل کنه ، ما که از بچگی زبونمون می گرفت و کل کل یاد نگرفتیم ...تازه ما که سیاست بلد نیستیم ، اگه به ما اینهمه پول بدن ، خدایی نکرده همه رو خرج این دانشگاه و علم و کشور می کنیم و تهش چیزی نمی مونه ، اصلا من از همون بچگی هم نمی تونستم پول واسه خودم پس انداز کنم .... خلاصه آقای مسئول ما به محافظ... نه اصلا به محافظم نیاز نداریم ، شما خودتون یه تنه همه رو حریفید ، ما هم که داریم بر می گردیم ده....

امضاء

مازیار مشتی آبادی و جمعی از اهالی هسته آباد و دانشگاه چلغوزآباد اینا





نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : ترور، دانشمندان، هسته ای، طنز، کاریکاتور، محافظت، محافظ، مطلب، مازیار، دانشگاه،
لینک های مرتبط :




نوع مطلب : تصویر دونی، رسانه جادویی ( کلیپ و ... )، 
برچسب ها : مسابقه، طنز، فتوکاتور، عکس، خنده دار، قو، شاد، دریاچه،
لینک های مرتبط :
بچه سرشو بالا آورد و از پدرش که زل زده بود به صفحه تلویزیون پرسید :

بابا زور تو به جومونگ می رسه ؟

پدر خودش رو کج و راست کرد و با یک ژست ، که یعنی کمی از جومونگ نداره جواب داد : آره پسرم ، چی فکر کردی ؟ این جومونگ همش فیلمه .

بچه : نه بابا تو زورِت به جومونگ نمی رسه ، آخه جومونگ کلی خونه و شهر فتح کرده ، اما تو اون روز به مامان می گفتی زورت نمی رسه یه دونه خونه بخری.

پدر نگاه متعجبی به فرزندش کرد و با خودش فکر کرد به جای بچه جاسوس تربیت کرده و بهتره از این به بعد اتاقشون رو به سیستم ضد جاسوسی مجهز کنه ، بعد به بچه گفت : این موضوع فرق می کنه . اولا این فیلمه ! اون بازیگره هم مثل ما خونه نداره ، تازه نگاه کن چه لاغره ، من زورم خیلی ازش بیشتره ، تازه جومونگم که واقعی نبوده ، کُره ای ها واسه گول زدن ما این فیلما رو ساختن وگرنه ما خودمون کوروش داریم که هم واقعیه هم زورش زیاد بوده.

بچه : نه بابا ، سعید می گفت این بازیگره خیلی پولداره ، آخه همه دوسش دارن ، تازَشَم  جومونگ تیرکمون داره ، از دور کوروشو می کشه . پس زورش بیشتره.راستی.... شپپپپپلللق

( در این جا پدر با یک پس گردنی حرف بچه را قطع و جواب منطقی همه سوالات بچه را می دهد)

چند وقت بعد...

مامان امروز خانم همسایه رو دیدم که وقتی آقای همسایه خونه نبود ، رفت بیرون .

مامان : عزیزم خب حتما رفته خرید .

بچه : نه مامان ، تو اون فیلمه که ماهواره گذاشته بود اون خانمه هر وقت شوهرش خونه نبود می رفت پیش یه آقاهه ، خانم همسایه ما هم حتما رفته پیش یه آقایی ...

مادر : نه عزیز من ، اینا که تو دیدی فیلمه . واقعی که نیست . تازه تو اون فیلمه اون آقاهه داداش خانمه بود !

بچه : اگه داداشش بود چرا وقتی شوهرش فهمید هردوشون رو زد ؟

مادر : مشقاتو نوشتی بچه ؟مگه 2 ماه دیگه امتحان نداری؟ نمی خوای درس بخونی ؟ برو سر درس و مشقت .

بچه : مامان خب من باید حواسم به خانم همسایه باشه . آخه نمی خوام کتک بخوره و بعد طلاق بگیره و با بچشون از این جا بره .

مامان : پس مشکل تو بچشونه . اِ نگاه کن خانم همسایه با سبد خریدش اومد . دیدی گفتم ؟

بچه : کاش تو کوچه  رو نگاه می کردیم ببینیم اون آقاهه واسش آورده ؟ مثل تو اون فیلمه که ... شپپپللق

مامان : اینو زدم که بفهمی به جای این کارا باید بری درس بخونی ...








نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، قصه های هزار و یک روز شایعه، 
برچسب ها : کودک، تربیت، ماهواره، تلویزیون، برنامه، طنز، خنده، دعوا، کاریکاتور، سوال، پرسش، پاسخ، جواب،
لینک های مرتبط :
از وقتی آق حمید گفته بود امسال به خاطر رایانه ها ( یارانه ها – اصلاح : نویسنده ) مطمئنا مردم کمتر نذری  و مخصوصا " شُله " می دن ، ول وله ای تو جمعمون راه افتاده بود . نا سلامتی این آق حمید بچه زرنگمونه و خیلی چیزا سرش می شه .ما هم که شُله خونمون کم شده بود ، تصمیم گرفتیم هرجور شده شله گیر بیاریم ، حتی اگه تو این راه تلفات بدیم ( این تاثیر فیلم های اکشنیه که تلویزیون خودی و بی خودی می ذاره – اصلاح : آق حمید ) .

وحید لانچیکو ( از وقتی رفته باشگاه مجبورمون کرده به جای وحید خروس جنگی اینجوری صداش کنیم ) که تهِ هرچی کار زوری و زورگیری و بزن بزنه  نظرش این بود که ... ( به دلیل داشتن صحنات خشونت آمیز انتهای جمله سانسور شد – نویسنده )
البته من خودم  از بزن بزن خوشم نمیاد نا سلامتی الات تو قرن بیستم و در اوج دکومراسی داریم زندگی می کنیم ، تازشم آقا بزرگ همیشه می گه خشونت روزی  رو حروم می کنه مخصوصا تو مال نذری !!! ( اصلاحات : آقا معلم محل) البته هر سال روش وحید لانچیکو ( نانچیکو –استاد باشگاه وحید اینا ) بیش تر از همه روشا  جواب می ده ، نه که شاعرم گفته : تا نباشد چیزکی ، فرمان نبرند ... ( ا – چیزکی = چوب تر ، 2 – بقیه مطلب به علت رعایت شئونات حذف شد )

یه شب که ماه رفته بود اون کنج ، منج های آسمون و ستاره های دور و برش چشمک زنون لبخند می زدن صدای وحشتناکی منو از رویاهای خودم بیرون آورد ، اول فکر کردم ازین هواپیماهای تپل سقوط کرده  اما بعدش دیدم که نه ! یکی در خونمون رو با کیسه بوکس اشتباه گرفته ، جلدی پریدم پایین و درو وا کردم که اگه حواسم نبود یکی از مشتای مسعود قرقی که انگار سوزنش گیر گرده بود و مدام در می زد ، خورده بود تو فک ام ( البته بر خلاف لقبش عینهو خرس قطبی می مونه) . از حرفای مسعود قرقی که جاسوس گروهمونه و عشق فیلم جاسوسیه ، معلوم شد که مسجد محل فردا قراره نذری بده ، اونم چی ؟ ..." شُله "

هممون در مسجد جمع شده بودیم ، آق حمید با یه نیمچه سطل که سهم من و خودش رو توی اون می ریخت ، وحید لانچیکو که نمی خواست چیزی جلو دست و پاشو بگیره ! یه ظرف کوچیک آورده بود و مسعود قرقی هم که هیچی نمی تونست جلو دست و پاشو بگیره یه قابلمه گنده !!!! منتظر واستاده بودیم که یه هو در مسجد واز شد و برادران بسیجی عینهو کمک کنندگانِ به قحطی زده های سومالی  شروع کردن به پر کردن ظرفای مردم . با چنگ و دندون و التماس پنجه بوکس ، آجر ، زنجیر و نانچیکوِ وحید ( که حالا بدون اینا شده بود وحید خالی نه وحید لانچیکو – نظر  یکی از اهالی محل) رو ازش گرفتیم  خیرِ سرمون دم در مسجد بودیم آخه !

یه صف تشکیل داده بودیم  که اول وحید بعدش مسعود قرقی بعد من و آق حمید توش بودیم ( وحید راه بازکن بود و مسعود گشاد کننده راه - ...) من که با وجود مسعود نفهمیدم راهمون چه جوری باز شد، اما سر و صدای مردم نشون می داد که شانس آوردیم وحید رو خعل سلاح کردیم ....

راستش اصلا دلم راضی نبود که شله ای که اینجوری به دست آوردیم رو بخورم آخه صدای آقا بزرگ با کیفیتی باربی تو گوشم بود  ( منظور دالبی یا همان وضوح بالاست – اصلاح : آقا مهندس مغازه دار )

خسته و گشنه و دست خالی برگشتم خونه ، سهمم رو دادم به وحید که اگه نمی دادم می خواست از مردم اونجا به زور ... همینکه در رو باز کردم یه بویی همچین هیپوفیزَم ( هیپنوتیزم - نامعین)کرد که نفهمیدم چه جوری رسیدم به آشپزخونه  و اون قابلمه گنده رو رو اجاق دیدم . زوق کردم و پریدم جلو خان جون که این از کجا اومده؟؟؟!! ( در اینجا معلوم می شود که گرسنگی چه تاثیری بر هیجانات دارد – توضیح : دکترِ علی – دانشجوی روانشناسی محل )

خان جون ( خانم جان – نویسنده ) با محبت نگام کرد و گفت : نذریه دیگه !! امام حسین به فکر شکم گُشنت بوده !!!

نویسنده مازیار شاهسون پور در تاریخ90/8/15

data:image/jpeg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBhQSDxUQEBIUFQ8QFBQVFA8PFBAQFA8VFBQVFBUUFBQXHCYeFxkjGRQVHy8gIycqLCwsFR4xNTAqNSYrLSkBCQoKBQUFDQUFDSkYEhgpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKSkpKf/AABEIAOEA4QMBIgACEQEDEQH/xAAcAAABBQEBAQAAAAAAAAAAAAAAAQMEBQYCBwj/xABJEAABAwICBgUIBwYEBQUAAAABAAIDBBEFIQYSMUFRYQcTcYGRIiMyUnKhscEVQkNi0eHwFDNTgpKiJDSDsnOjs8LxFhdUY5P/xAAUAQEAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA/8QAFBEBAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAP/aAAwDAQACEQMRAD8A9xQhCAQhCAQhCAQhCAQhCAQk1lAxHH6enF554o+Uj2NJ7ATcoLBCyc3SfQjJkj5Twghmk8CG2TDulCH6tLWu/wBAN/3OCDZoWK/90Y/rUdaP9KM/B6cj6VKP7QVEfOWnlA8WgoNihUmH6bUUxtFVQlx+qXhjv6XWKuQ8HMbOIQdIQhAIQhAIQhAIQhAIQhAIQhAIQhAIQhAIQhAISErHY7p7aR1NQMFRVDJz72gp+cjxtP3Rmg1FfiUcEZkmkbHG3a+QhoHisfU9Ij5Tq4dTOkb/APKqLwQ9rRbWf3WVZDo6ZZBPXSGpn2gPFoYuUUWwdpum8f00pKLyZX60o2QQ2c7v3N70Ds1DV1H+brZCD9hSD9mjHK7fLd2kpINGKaHyhFG075JLOceZe8knxXneJ9K1XO7q6OMRg7NRpllPfsHgq52imIVPnKhzgD/HkcT3MF7e5B6hU6S0UWT6qIW+q1wPuaqybT/Dx9vf2WPPyWPpejP+JKeYY0D3m6sWdG0Fs+sJ469r+AQWj+kChP2rv/zehml1G/0ahov62s34hVw6NYDkBJf2z+Ccf0SREfvJGHdYtf43HzQWMlPDOMjFKD7D0xDBLTG9NNNBbdG8lnfG+7fcqGr6KJmeVBOCd2sHRnxbdQJJsTo/3jXPjHrDrm29oZjvQel4b0o1MRDauJs7N8sFopBzMZ8l3cQt1gGl9NWDzEoLx6ULrskZ2sOfeLheCUemUMuUrTE8/W9Jh+YUmppsxIx2YzZNE4gjgWvbmg+jLpV5Bov0sSQkRV95ItgqWDzjP+I0ZPHMZ9q9Xoq6OaNssT2vjeLtewhwI7UEhCEIBCEIBCEIBCEIBCEIBCEIBcSyhoLnEBrQSXE2AAzJJ3BK99hfcNp4LzHHsbdikpgicRhkTrPe24Nc9pza0/wgfFA9i2ksuIuMNI50VACWvqm5SVfFsN/RZuLt6ctT0FNrOLYYGf3H4ucfFRsZxyDD6frJLAAWjhZYGQjYGjcBx2BeUSz1eMVN3G0bdwuI4G8AN7veUFrpH0mVFW/9noWujicbDUzml7SPRHIeK60f6L3PIkrHEXzMTDmfaf8Ah4rYaN6KRUrLMbd59KR3pO/AcloGiyCDheAxQN1YY2sH3Rme07Sps9MC21s9oXfWJymbrvDL2vvQVWqEt1dT6OXN+s935pv/ANNH+J/b+aCNQ21b77qSn6bAi0W6z3fmn/oU+v7vzQV5aE2+nBVhUYWWtLta+qL2ttVd1iDM49oFT1AJLNSQ/aR+Se8bD3rA4ho/V4cS5h6yn32Fxb7zN3aF7LrqPVNbbPw4oPIqbEWTjyPJk2mMnbzad6tdGdLp8Pl1ojrQuN5Kdxsx/Meo7n4rvSTQBztaopgGSel1Y8kO9n1SszTV5eTHKNWZuWY1dYjcRucg+mdHNJYa2ATwOu3Y5hyfE7e143H4q2BXzJo7pNNQVInhPKSI5Nmb6ruBG47ivojR7SCKsp21EDrsdtB9KNw2scNxH4ILO6VIgIFSJUiAulSIQKhCEAkJSqj0v0jFFSPnIu/JkTN8krsmNA7c+wFBmNPsedNL9GU7iLgOq5W7YozmIgfWfv5dqgVVbDQ0pkeA2KJoDWDa4/VY3mfzUPAKExsLpXa08rjJNIfrPdmc+AvbuXnWluOPxGsbBBnDG7VjG5x2OlPL5dqBkCfF60veSGDaR6MDNzWjefic16ng2ERwRiOJoDW+J4kneVC0dwVlNC2Ng2Zudve7eSrnXQP6yQyKOZVz1iCR1ik4W/zzO35FVuupeFP8+zt+RQauQpvWSPdkm9ZA8Hp3XUTWXTJEBiT/ADL/AGSsx1i0OJu8y/2Ssk6535cB+KCQ6rzsMz7l3G3O7sz7h2KEIGjjl70+JEEl4uFidNdDhODNCLVDeGXWAbjz4FbASJJDcIPFIZy8FrxaVlw4HIm2R71pejzTZ2H1Q1yTSzENmZwzsJAOI94vyRpzo8WO/a4vSv5xo3j1gOW9ZSpNwHjYdvI70H1zDMHtDmkFrgCHDMOBzBB4WTi8n6ENM+tiOHyu85CC6Ek+lH9Zn8pN+w8l6wgRCVIgEIQgVCEIEJXk+mWJ/teKdUDenw8WI3OqH7T/ACtsO269I0hxYU1JNUu2Qxud2kDyR3mwXjej0ZEYc8+cmc6WRx3ukOsSfcgY0/x7qKXqWG0tTcXG1rB6R79neVXdHmBajP2h48uTJv3Wfn8lnsWnNdiRA/dh2o3kxm0/Er0yjiDWhoyDQAByCCwa6y5MiZdImzIgkGRJ1ijdYjXQSesUvCX+fZ2n4FVfWKXhMvn2dvyKDYOkukDk01dIHdXmlsmUd6BrFpSIJN9mlZRk4OYWlxaW0EnsnYsWyXyjbtt8UFj1iOsUVst0vWIJYkXXWqEZgNpTD6m/Z8UHWIgPBBFxstxXmeI4d1MzovqOzYeR2eGxela2Sz+luF60PWD04zrfy7/ke5BisCxp9HWR1EeT4ng22aw2Fp7QSO9fWWGV7Z4WTRm8crWvaeThdfIeKR5h3rfFe7dBGkPXULqZxu+mdlx1H5jwcHeKD09CVCBEJUIBCEIPPemOvtSQ0w21U7QebI/Ld79VYTEa/qaSWQbQwhva7yQr3parNbE4It0MDn25yOt8GhYfTSptRtaPtJB4NBPxQQ+j+ju98p3WaDzO34e9ehNdksloTDq0zT6xJ99vktI6RA+6VNmRMOkXHWIJPWI6xRusR1iCT1ikYVLepjHP5FV3WJ7A5L1UZ5n4FBvw5GumA9Gugf10a6j9ajrkDeLv8xJ7JWLkzIOxavGJ/wDDyeyVinVKB4VBGRSGqP8A4TMsoI5ruN+SA62+1dNkUd4seS7Y3igm0xueQS1rQ5pB2EEHsIzTcb7LqR+SDzPFqXVY5u+N3zt+C1HQdi/VYqIyfJqGOjI5+m33t96rsdp/PSD12377fkqLRKv6ivp5v4c0bj2B4JHgCO9B9ehKuWldIBCEIBIUqQoPB+kipvjU/wByOBnZ5Acf9yx+m0144G+2fgFoekd9saqvai/6ESyOlctxDya74oNfo5lTRAeo33i/zVm+RUej03mGDgxvwCs3vQOOkXPWJhz0mugkB6XXUXrU8IXkXDHkHYQ1xBQdPfkpmAn/ABDDzPwKrnwS7on97XfgpOCxSioYXMcGgm5LSAMjvQbzrUhkUQPRdBMSqFrJddAYwf8ADyeyViytViz3GCQNuXFpsBndY/8AZ5v4T/6XIOnWtzRHIuTTyb4pM/uuKae1zCNYFt9msCL+KCX1iOsUbXRroJrZV2XqEx6d6zJBTYqy87eYt+vFYVh1ZRyd81u3+VOCsHL+9PtH4oPsbCpdaCJ/rRsPi0FSlXaN/wCSp/8AgQ/9NqsUAhCEAkKVCD546WY9XGZ/vthd/wAprf8AtWGxt12RnhcfNemdOlHq18Uu6WG3exxHwcF5nXjWh9lwPjkgv8Fm8ywj1R7svkrJ1UePis7o7N5q3qkj5/NWz3oHnVhTZqDxUdz0mugkB60ui2L/AGDz7B572rKB6cZJYgg2I2HgUHpwcgFVWDYp10d/rtycOfHvViHIHtZGsmgUusgc1kayb1kayDvWSFybLkhcgKipDGF7jZrRclefYniJmkLzs2NHqt3BWmk2L67uqafIYfKI+s7h2BZ1zkD7Kg7inW1hUDWXWugsWVp4LqSoJG1QGPTjpMkEmgF3l3qgnwF1gIzrSdrvmt+12pRyyn1HW7XeSFjdGKEzVsEQ2ySxt/qe0X96D64weLVp4merFGPBgCmLljbZbgukAhCEAhCEHmPTrhevRRVAGcEtj7Mot/ua3xXh8HlAt9YEd+73r6o0qwYVVFPTHbLG4N5OGbD/AFAL5RlBZIWkWc0kEcCDmPEIOsBn1XuYd+feP17lodbJZepdqSiVuw5/iFoIZbjkUDjiuLocuLoHmuTgKjtKdaUFlheIGKQPGzY4cRv71uYZg5oc03aRcFedMWg0bxPVPVOPku9G+48O/wCKDVApbrgFKg6uglIuSUCkqpx/Fuqj1Wnzj9n3Rvcp1XUiNhe7Y0ePABYWuq3SPL3bTu4DcAgjOcmXlduKZcgCUBy4JQCgkMK6cb2A2kgDvyTTSrTRqiMs97eTHn/McgP1wQNabS9TRRwj0pXD+lmZ99kdCWE9dizH2u2BrpDyLRZv9zmqg07xUTVjmtN44B1bbbDb0j4/Bev9AOj/AFdJJVuHlTu1Gn7jMz4uP9qD1cJUgSoBCEIBCEIEK+dOmnRf9mrzOweZqryAjYH3843xs7+ZfRizPSBooK+hfDYdczy4Tl6YB8nscCR38kHy5GddmrvGY+YUzCajLUO1uzs4KuqYnRSFrgWuaSLHIgjIg8wck7r7JG7d/I/gg0BK5ITNLUBwv7uCfIQI1PNKasu2oH2p9hUdpTzSg2WC4l1rLH025HnwcrMLDUNWY3h7d20cRvC2dPOHtD2+i4XCB5ISkVTj+J6jNRp8t/8Aa3j2lBU4/ifWP1GnyGHb6x4qlenHFMvKBt5TLinHFNFBwumoQSgXPYMycgBvJ2LVV0ww7Di64/aJbtbxMjhmexo/Wa40PwK/+LmsI2AlhdkMgdZ55AXssTpppIaypLm3EEfkxN5XzcRxcfkgr8Ewt9TUxwRjWkleGjfmTv8AivrvA8KbTU0dPH6ELA0c7bT3m5715L0D6FaoOIzNzN2QA94e8f7R/MvaAECoQhAIQhAIQhAJClSFB4n029H2ZxGBuTv37R9R2QEvYdh52O8rxiGYsNjs2EL7OqIWvaWPaHMcCHNcLhwORBHBfOPSn0aOopTNAC6kkPknaYzmerf8jv2bUGPgm1TrNzad363q3hmDhcbFl6eoLTy3j9b1Z009vKabt3j8UF1ZdAJinqQ7Z4cFJCDppTrU2F21A80q3wLE9R2o4+Q85fdd+apgugUG3rKwRsL3btg4ncFjKmpL3F7vScf0PgnaqvdI1rXHJgt28zzsopQcOTT04U25A04LiycIXDkHJV5ovou6pcJHgiBp7OsI3DlxKn6O6EuktNVeREPK6t2RcBvf6rf1kqzTjpDbqmjoDaMDVfOzK42FkVtjee/dxQMdImmbXA0NKfMsylkZskI2Rt+6N/Ejkqro60JfiNW1gBELLOlktkxgPxOwfkqnRnRmWtqGwwtuXHbsa0b3OO5o3lfUOh2i8VBTNgiFztkkIAMj7Zk8twG4ILuho2RRtijaGxxtDWtGxoAsApC4a5dAoFQhCAQhCAQhCAXLilJTchQNySKrxMMkjdFK0OjeLOY7MOBUmqlsqDEKyyDxfT/o6NO8zU93U5N77XRfdfxHB3isGyR0bssjvB39o3r3+vxDaNx2g7CvO9ItGY3kuis0+psH8vDs2IMvS1bXnbqP7cj2FW8L3DJw7ws1V4c+M2IOXLMdoTlFi8keQOs31XZju4INW1ydaVW0OkULsngxnj6TfEK9pqaOQXY9rvYcPggjhdBTvoN253iPwSfQMu7VPeR8kEJclWY0bmO5n9R/BPwaHTO2uYOzWd8ggoiU24rZwaCNGcsptvtqsHibpJcawuh+ux8g3Reff/VsHiEFBhmi885uGajD9eTyR3DaVpTQUWGM66qkBlt5OsLvcf8A64xs7fesjjnTBK8FlHGIWn7R9nyd31W+9YOeaSd5e9zpJHbXvJcfEoNPpf0jTVl4o7xUv8Np8qTnI7f2bO1VOj2jUlVIGMHk73HINHEngpWEaN3IdKbDhv7h+K3mF1DYmhkYDW8t54k7yg2uh2Dw0MXVxC73W15SLOefkBuC11PWX3rzyixPmtFh9ag2EUqkNKqaOW6soigfQkCVAIQhAIQhAhTUidKbeEFXWjJZjEwVrqmJUdfRXQYLEGlUNSwrdVuF33KlqcI5IMZVUwd6Qv8AJUtZo+Dm3b4Fb2bCDwUR+FHgg82qMIe3d45KLqOYb5tPEXHvC9MfhXJRZcBadrfDJBi6bSWpj9Cd/YTrfFWMXSDWN+0afajYfkriXRVh3H3FR3aHt/Q/NBFPSXW7nsH+m1MTdINc4f5hzfYDGfAKeNDm/oH8U7Hom0bvcEGUqsUmm/eSySe09zvdsXEWHvdsHj+C3Eej7R9XxUqPCrbAgx9No/63h+SuKWgazYFetwvkn2YUeCCpjaVOp2lWMWEHgp9PhHJA1QNOS1OGBQ6PCuS0FDQWQWtCFbxKDSw2VjGEDrUqQJUAhCEAhCEAuSF0hAw9ihzUt1Ylq4LEFFPh6r5sJ5LUuiTTqdBj5cG5KJJgvJbZ1GOCadQoMM/BeSZdgnJbt2Hjgmzho4IMI7BOS5+hOS3RwwcEhwwcEGF+hOSPoTktz9GckfRg4IMQ3BOScbgnJbUYYOC6GGjggxzcE5J+PBOS1ow8cE62gCDLx4NyUyHCOS0LaNOtpkFRBhvJWMNJZTGwpwMQNxxp4BKGpbIFQhCAQhCAQhCAQhCAXKEIEKQpEIEK4KEIOSuShCBCuUIQCEIQKukIQKF0EIQdhdBCEHQSoQgUJUIQCEIQCEIQf//Zبرای دانلود فایل PDF این مطلب ، اینجا کلیک کنید




با ارسال یک ایمیل به آدرس ایمیل وبلاگ ، از به روز شدن وبلاگ آگاه شوید








نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، قصه های هزار و یک روز شایعه، 
برچسب ها : شله، نذری، محرم، داستان، طنز، گروه، بچه ها، خودمونی، قدیمی،
لینک های مرتبط :
پیام بازرگانی و بازاریابی شایعــــه ای :

تا حالا شده که مثل نویسنده این مطلب بحران شخصیتی گرفته و دلتون بخواد که یک مشت بیکار هی بهتون ابراز علاقه کنن ؟
تا حالا شده که دلتون بخواد همه بهتون توجه کنن و بابت هر کلمه تون ( حتی توهیناتون ) بهتون تند و تند بگن احسنت ( همون ایول خودمون ) ؟
اگه تا حالا همچین حس هایی براتون پیش اومده می تونید خودتون رو به یه روانپزشک معرفی کنید یا خودکشی کنید و یا بدتر از اون : ازدواج کنید " . اما متاسفانه همه این  راه ها پر هزینه و دارای سختی های فراوانی هستند ، پس می تونید راهکار شایعه ای مارو امتحان کنید : " یه وبلاگ پرطرفدار بسازید "




توضیحات :

حجم :چهار و خورده ای مگابایت
مدت زمان : دو دقیقه و یه خُرده
فرمت برنامه دانلود شده : :FLV
نرم افزار نمایش دهنده :  Km پلیر ، FLV پلیر ، مدیا پلیر کلاسیک و هر چرند پلیر دیگری


برای دانلود اینجا کلیک کنید


برای مشاهده به صورت آنلاین اینجا کلیک کنید



برای دیدن تصاویر مربوط به همین کلیپ می تونید سری هم به ادامه مطلب بزنید






ادامه مطلب


نوع مطلب : تصویر دونی، رسانه جادویی ( کلیپ و ... )، 
برچسب ها : کلیپ، طنز، آموزش، وبلاگ نویسی، وبلاگ ساختن، پربیننده، مشهور، شهرت، خنده دار، وبلاگ عشقولانه، عکس،
لینک های مرتبط : سازنده این کلیپ،

در این دنیای به این بزرگی ، کلی گشتیم و به قول امروزیا " سِرچ " کردیم تا بالاخره پیداش کردیم . یه کارشناس خیلی مودب و هنرمند . ( اگه بخوام از هنرش بگم ممکنه خیلی خیلی مسحورش بشید و حتی ممکنه خواستار دیدارش بشید ، پس به جای تعریف ماجرای اون روز تو اون کافه سنتی.... استغفرالله ، قلیون که غیر قانونیه... ) . خب این هم شما واین هم توصیه های آقای مودب !!!
*
خب  برای شروع باید خدمت همه شما بینندگان و شنودگان و خوانندگان عزیز عارض شوم که اصولا ادب چیز خوبیه ، اصلا ادب خیلی باحاله ، اگه شما از راز این ادب آگاه بودید و می دونستید من با همین قانون و راز چه ازدواج هایی ( بـــــــــــــوق)

( اِهِم ، اِهِم  نویسنده)   .


*
آها خب کلا این ادب چیز مفیدیه ، حالا که نمی ذارن از مثال های خودم براتون بگم ، یه مثال می زنم از ماجرای بی ادبی بازیکن پرسپولیس که به دلایل غیراخلاقی از آوُردن نام اش معذورم ! اگه فرد مذکور بعد از زدن گل به تیم حریف توسط هم تیمیش ، به جای اون حرکات زشت و زننده که نمونش حتی تو ماهواره و اینترنت غیر ملی هم پیدا نمی شه ، دستان هم تیمی مذکور را به گرمی فشار می داد و مثل این جملات را بلغور می کرد ( ببخشید ، بیان می کرد ) : (  هی جَک ! این گُل زیبا و به یاد ماندنی را به تو ، خانواده ، دوستداران ، جریان غیر انحرافی ، جمیع لیدر های قُلدر و علی پروین تبریک عرض می کنم و امیدوارم در آن دنیا با سوباسا و کاکرو محشور شوی !! ) این همه مشکل براش پیش نمیومد و ...

حالا که به اهمیت این موضوع پی بردید ، گام به گام مراحل زیر رو برای رسیدن به نسخه اورجینال ادب انجام بدید  :

1 - هزار مرتبه جملات " من ادب دارم " و " آن مرد با ادب آمد " رو به عنوان مشقِ روز بنویسید و هربار که که خواستید به کسی توهین کنید ، اول یه فحش آبدار به خودتون بدید ....

2 - ممکنه خدایی نکرده شما جزو اون دسته باشید که برای شوخی هم به اطرافیان توهین می کنید ، پس همواره یک بسته فلفل قرمز یا آدامس نیکوتین دار یا سیگار یا تریاک و یا کراک با خودتون حمل کنید و قبل از هربار توهین از اون مصرف کنید تا به مرور زمان کلا همه چیز فراموشتون بشه و مودب بشید.

3 - در نظر داشته باشین که آب دارترین توهین ها هم نمی تونن مثل یک مشتِ خوب ، تاثیر گذار باشن . در نتیجه به جای توهین های مختلف ، فنونِ رزمی رو یاد گرفتته و به هنگام دعوا ، شوخی و ... به کار ببندین .

4 - اگه هیچ کدوم از روش های بالا جواب نداد ، خودتون رو یک ماه به تخت ببندید و غذا هم نخورید تا قدرت حرف زدن از شما سلب بشه اینجوری بعد از یک ماه حسابی زهر بی ادبی از تنتون خارج می شه .

در آخر اگر بعد از انجام تمام مراحل بالا همچنان زنده اید و نفس می کشید ، شیوه های مذکور را برای افزایش فرهنگ ، ادب و هنر تبلیغ و ترویج کنید.

نوشته شده در آبان ماه 90







نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها : ادب، مودب شدن، آداب، کاریکاتور، طنز، حرکت زشت، پرسپولیس، شیث رضایی، توهین، فحش،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    ...   4   5   6   7   8   


پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic