تبلیغات
شــایعـــــــه - مطالب ابر عید
 
شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar.sh110@gmail.com
salam@khunamun.ir
****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر
داستان از اونجایی شروع می شه که آدمیزاد به بهشت دل بست ! وقتی دل بستگی با غرور و خودبزرگ بینی مخلوط بشه انسان به فرامین آفریدگار خودش هم گوش نمی کنه ! چه برسه به حرف مادر زن یا مادر شوهرش!
خلاصه این انسان سرکش رو با کمربند هم سیاه و کبود کنی جواب نمی ده مگه اینکه اون دل بستگی رو ازش بگیری و بهش جایگزینی برای اون دل بستگی بدی!
بیایید دل بستگی هامون رو رنگ و لعاب خدایی بدیم ! لازم نیست از دنیا دست بکشیم، کافیه بابت هرچیزی که به دست میاریم خدارو شکر کنیم و بابت چیزهایی که از دست میدیم ناامید از لطف خدا نشیم!

اسم این میشه بندگی!!!




مخلص همتونم هستیم!
واسه این عید، قربانی خواستید ما در خدمتیم!




نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، جِدیات مازیار، 
برچسب ها : عید قربان، عید، بندگی، غرور،
لینک های مرتبط :

سال که نو شد ! تقی - نقی - اصغر آقا - مِستِر چنگیز - کاترین اشتون و ... بیاید همه دست در دست هم بدیم و یه سال جدید رو شروع کنیم! بعضی وقتا اضافه کردن یه لبخند به گوشه لب خودش کلی تغییره و اگه بدونید که چقدر تاثیر گذاره !!!
 بیاید از سرجامون بلند شیم و به آینده ای که دوست داریم نگاه کنیم !! خوشبختی همین بغله .ایناهاش ! پاشو تا ببینیش !





نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، قصه های هزار و یک روز شایعه، 
برچسب ها : عید، نوروز، 1393، تبریک،
لینک های مرتبط :
ولوله ای برپا شده بود . جلسه پشت جلسه . سایه ها دیده میشد و اما انسان ها ، نه !! صدای پچ پچ و شمشیرهای در حال تیز شدن فضا را غبارآلود کرده بود ... نیاز نبود که مشام خیلی تیزی داشته باشی که حس کنی این بو را !! " بوی توطئه " !!!
جانشین محمد (ص) مشحص نبود و هر کس که قدرتی داشت برای رسیدن به این سمت تلاش می کرد .... گو اینکه شیطان هم اضافه کاری برداشته بود...
تمام چشم ها به دنبال میراث محمد که چه عرض کنم ، به دنبال میراث اسلام دوخته شده بود که با صبر ، استقامت و خون دل محمد و یاری خداوند عزوجل به دست آمده بود و حال که جهان به برکت اسلام در آرامش فرو می رفت ، باردیگر صدای ناقوس شیاطین به گوش می رسید !!! ابرها برای مخفی کردن آفتاب به راه افتاده بودند که .... خداوند با دیگر پیغمبرش را آگاه کرد : " اگر برای خود جانشینی انتخاب نکنی ، رسالت ات را ناتمام گذاشته ای " اینبار پیام خدا بسیار محکم و قاطع و نشان دهنده این بود که باید هرچه سریع تر اجرا شود . به اطرافش نگاه کرد .کدام یک ؟
کدام یک می توانست آنقدر  در محبت خداوند غرق شده باشد که  دنیا در چشمانش حقیر و عشوه های آن برایش بی معنا باشد ؟
کدامیک آنقدر از حکمت ها آگاه بود که بتواند مشکلات رو در روی انسان ها را حل کند ؟
و کدامیک بود که قدرت ایستادگی در برابر طغیان های  شیطان های انسان نما را داشت ؟
انتخابش را کرد ... همگان را در آخرین سفر حج جمع کرد ، بر بالای منبر دست ساز رفت و شروع کرد : " ... من کنت مولاه فهذا علی مولاه.... "
از این انتخاب عرش و تن دشمنان با هم لرزیدند . اما عرش نه به علت ترس و خشم ، بلکه به علت پایکوبی ملائک از این انتخاب شور برپا نمودند "....
و اینک ما هم به خود میلرزیم ، نه از شادی و نه ازترس ، از غصه ! غصه غباری که بر دلمان نشسته و نمی شنویم طنین الهی پیامبر را که هنوز ما را به بیعت فرا می خواند ....

عید غدیر بر همگان مبارک


13/8/91

 نویسنده : مازیار شاهسون پور







نوع مطلب : قصه های هزار و یک روز شایعه، جِدیات مازیار، 
برچسب ها : غدیر، عید، خم، داستان، کوتاه، امام علی، بیعت،
لینک های مرتبط :
-    مامان نمیای خرید ؟
مادر سرشو از لابلای خرت و پرتای انباری کوچیک خونه بیرون آورد و با دستمال گردگیری سیاه شده ای که تو دستش بود ، عرقشو پاک کرد که البته این کارش باعث شد یه خط سیاه رو پیشونیش بیافته  ، رو به دختر کرد و گفت : میبینی که کلی کار مونده ، هنوز باید همه وسایل تو انباری رو تمیز کنم ، فردا هم سال تحویله... شما با باباتون برید.
- دختر به مامانش که با این خط سیاه رو پیشونیش عینهو کماندوهای ارتش شده بود ، نگاه کرد و گفت : آخه مامان تو هم بیای بهتــ...
- راستی تو چرا داری میری؟بدو بیا کمک کارت دارم!
- بابا ! بابا ! من دم در منتظرتونم ، سریع بیاید.
-    - مادر به دخترش نگاه کرد و با لبخند ، واژه تکراری " ای تنبل " رو تکرار کرد .
-    خانم نمیای ؟ چاییت سرد شد ، تازه این فیلم اکشنه به جاهای حساسش رسیده ...
-    نه حاجی ، باید لباسای بچه هارو آماده کنم . آخه فردا که میان می خوام عیدیاشون آماده باشه ...راستی تو با داری پای فیلم تخمه می خوری پیرمرد ؟ مگه دکتر نگفت برات ضرر داره ...
*********************
مامان ! مامان ! مامان ! ما برگشتیم ...
-    مادر دختر کوچولوشو بغل کرد و گفت : سلام دخترکم ، بیا ببینم چیا خریدی ؟
-    دختر کوچولو بدون ترس از دستمال سیاه گردگیری ای که دست مامانش بود ، پرید تو بغلش و گفت : من که چیزی نخریدم ، آخه خودتون گفتید امسال باید بیش تر صرفه جویی کنیم . منم که لباسام هنوز نو بودن مامانی...
-    راستی بریم ببینیم آبجی و داداشی چه چیزای خوشگلی خریدن ؟
*********************
-    خانم جون چرا اینهمه زحمت کشیدید؟ بچه ها بیاین سر سفره بشینین و عیدیای امسالتون رو ببینید . الان سال تحویل می شه ها !
-    مادربزرگ با لبخند همیشگیش عیدی بچه ها رو که با حوصله کادو کرده بود بهشون داد و هرکدومشون رو جدا یه ماچ مادربزرگی کرد...
-    اِ مامان ! پس عیدیِ من چی شد ؟
-    مادربزرگ بلافاصله یه شکلات چپوند تو دهن پسرش و یه ماچ مادرونه کرد و به یاد اون همه لباسی که تو طولِ این همه سال عمرِ پسرش براش دوخته بود افتاد...
-    مامان ! مامان ! مامان نیگا کن مامان بزرگ چی برام دوخته ! چه لباس خوشگلیه ! تازه شلوارم داره . مال آبجی و داداشی شلوار نداره ...
-    مادربزرگ نوه شیرینشو بغل کرد و گفت : آخه برای همتون به یه اندازه پارچه گرفتم ، اما چون تو کوچولوتری ، اضافه پارچتو شلوار کردم ...
-    پدربزرگ که تا الان داشت قرآن می خوند ، سرشو بالا آورد و رو به پسرش گفت : بیا ، بیا این آیه رو بخون ! آره همین آیه 24 و 25 سوره یونس ! من که خوندم یاد حرفای اون مجریِ ماهواره افتادم که درباره آزادی و خوشبختی و ایران و ... صحبت می کرد.دلم می خواست اینارو می خوند تا عین یه مشت محکم از خدا بخوره تو فَکِش ...
-    دخترک که انگار چیز جدیدی کشف کرده بود پرسید : اِ بابا بزرگ ! مگه شما ماهواره نگاه می کنید ؟ آخه خانوم معلممون می گه ماهواره خیلی بده !!!
-    پدربزرگ مِن و مِن کنون خواست درباره خانوم معلم نوه اش حرف بزنه ، اما پشیمون شد و به جاش گفت : خب من فقط کانالای خوبشو نگا...

آغاز سال یک هزار و سیصد و نود و یک
.
.
.
.
راستی بابا بزرگ ، خدا مهربونه که ! مُشت تو فک کسی نمی زنه ...

 
 




نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها : نوروز، عید، هدیه، عیدی، خرید، قرآن،
لینک های مرتبط :




نوع مطلب : تصویر دونی، رسانه جادویی ( کلیپ و ... )، 
برچسب ها : یارانه، عیدی، عید، بوس،
لینک های مرتبط :
اخبار سوسه ای :
به گفته یک منبع آگاه با خبرنگار سوسه ، به دلیل تکراری شدن ماهی قرمز در پای سفره هفت سین ، از موجودات آب زی دیگری استفاده خواهد شد . این منبع آگاه تشریح کرد : " چون ماهی قرمز دیگه از مد افتاده ، ما کلی جایگزین براش پیدا کردیم . مثلا تو مرحله اول سمندر لرستانی برای تنگ های کوچیک ماهی خیلی خوبه . تازه  کلاس هم داره ، چون یه  موجود بین الملی و کمیابه تازه ممکنه منقرض هم بشه ! پس ببینید شما می تونید یه موجود به این با کلاسی رو تو تنگ آب با خودتون داشته باشید ! ( ناگفته نمونه درمورد قیمتش  با هم کنار میایم ) . " همچنین این منبع آگاه برای تکراری  نشدن سمندر لرستانی و این احتمال که ممکن است بعد از مدتی این موجود نایاب شود ، از جایگزینی اسب آبی ، نهنگ ، کوسه ، سفره ماهی ، نِمو و ... به جای این موجود کوچک خبر داد .

(خبر مرتبط : قاچاق سمندر برای تُنگ های سفره هفت سین )
***************

یک مقام آگاه توصیه کرد :
دوستان عزیز از خج کردن بیهوده یارانه بپرهیزید . چرا که این شب عیدی به پول یارانه که چه عرض کنم ، چند تا وام مسکن هم برای خرید عید نیاز خواهید داشت . پس لطف کنید و در مصرف یارانه خود صرفه جویی کنید .

(خبر مرتبط : خب معلومه دیگه ، همه اخبار با این خبر مرتبطن . بازم منبع می خواین ؟ )





نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
برچسب ها : رایانه، عید، صرفه جویی، خرید، سمندر، لرستانی، انقراض، قاچاق، فروش، تنگ ماهی، ماهی قرمز،
لینک های مرتبط :



 

* خانم اون ساک رو ببند بریم سفر ...
- اِ کجا ؟ مگه نمی خوای سال تحویل تو خونه باشی ؟
* نه خانم . بدو سریع جمع کن تا فک و فامیل پیش دستی نکردن و سرمون خراب نشدن ! بلیط اتوبوس گرفتم که سال تحویل خونه اصغر آقا اینا باشیم .
- باشه ، پس برو یکم گوشت و مرغ اینجور چیزا بخر تا یه چیزی واسه تو سفرمون درست کنم ...
1 ساعت بعد : * بیا خانوم  ، اینم خریدایی که داشتی .
- اینا چی هستن ؟ کو بقیش؟
* خانوم تو این گرونی این ماست و پیازی که گرفتم خیلی  مقوی تر از گوشته . تازه الان باید ساده زیست باشیم.خوب نیست اسراف کنیم . ایشالا خونه اصغر آقا اینا جبران می کنیم ...
چند ساعت بعد تو اتوبوس :
* می گم خانوم یادته چند تا از دوستای دختر عمه بابات نزدیکای خونه اصغر آقا اینا بودن ؟ به نظرت با پول عیدیایی که ازشون می گیریم می تتونیم اون میز و صندلیا که خوشت اومده بود رو بخریم ؟
- نه اقا زشته ! من  با اونا رودربایستی دارم ، روم نمی شه ازشون عیدی بگیرم . اووووم ،  اما اگه قول می دی با پول عیدیا همون میز و صندلیا رو بخری ، باشه فدا سرت . اصلا هرچی آقامون بگه . رودربایستی یعنی چی !
.
.
.
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف ( صدای مشت و لگد و پاره آجر که به در می خوره )
* خانوم چرا درو باز نمی کنن ؟ نکنه روز سال تحویلی رفتن خونه کسی ؟ نکنه فهمیدن ما داریم میایم و عمدا درو باز نمی کنن؟اره همینه ، حالا بهشون نشون می دم
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف
# آقا چته ؟ می خوای درو بشکنی چرا خودتو اذیت می کنی ؟ یه بولدوزر خبر می کردی. بعدشم وقتی بعد از این همه به در و دیوار کوبیدن تو درو باز نمی کنن ، یعنی کسی خونه نیست !
* آقا شرمنده ! نمی خواستم سال  تحویلی اذیتتون کنم . آخه ما مسافریم . سال تحویل قرار بود خونه این اصغر آقا اینا باشیم . شما خبر ندارید کجان؟
# ای آقا دیر اومدی ! دیروز همچین با عجله دست زن و بچه هاشو گرفته بود ، چند تا ساکم زده بود زیر بغل و انگاری رفتن سفر . البته ما که فضول نیستیم ولی عیال شنیده بود که می رن خونه یکی از فامیلاشون که کارمنده . فکر نکنی ما قصد فضولی داشتیما ، اما انگار کلی خرت و پرت به این کارمندا دادن ، اونا هم واسه خاطر همین داشتن می رفتن خونه اونا ! ...
* ای داد بیداد ! می بینی خانوم ؟ نگفتم باید زودتر راه می افتادیم ؟ اینا رفتن شهر ما . فکر کردن خونه ما خبریه ! ولش کن . اینم از فامیل ! بریم خونه اکبر اینا . رفیق قدیمیمه . تازه کاسبم هست ! بهتره ...
***************************
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف ( صدای مشت و لگد و پاره آجر که به در می خوره )
# آقا نزن ! خونه نیستن .
* آقا چرا نیستن ؟ سال تحویلی کجا رفتن ؟
# اونجور که اکبر آقا می گفت رفتن خونه یه دوست قدیمی که کارمنده . این روزا اوضاع کارمندا خوبه دیگه ...


******************************
.
.
.
* خانم به نظرت الان اکبر و اصغر آقا پشت در خونه ما سفره هفت سین پهن کردن ؟  یا اونا هم رفتن تو پارکی ، جایی ؟ باز خدا صاحب این پارکو خیر بده که رادیو رو روشن  کرد تا بفهمیم کی سال تحویل می شه ...

آغاز سال یک هزار و سیصد و نود و یک

خانوم ببین ماست و پیاز با یکم علفِ تازه چه خوشمزه می شه . بیا امتحان کن ...


نویسنده : مازیار شاهسون پور









نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، قصه های هزار و یک روز شایعه، 
برچسب ها : طنز، عید، نوروز، کارمند، گران، سفر، هزینه، سال نو، چتر، خانه، عید دیدنی،
لینک های مرتبط :
اخبار شایعه ای :
اطلاعیه صنف کارگران شهرداری به کاندیداهای انتخابات : " دوستان عزیز و قشنگ خودم ، ای شما شفتالوها و افتخار سازان آیندهِ این مرز و بوم . ای شما که قراره بعد از انتخاب شدنتون ، حقوق ما و کارگرامون رو زیاد کنید ، خواستیم کلی از این اقدامات آینده تون تشکر کنیم و البته بگیم حالا که دارید رقابت سالم انتخاباتی می کنید ، موقع پاره کردن عکس رقبا ، لطفا از سطل آشغال استفاده کنید .
خبر : نماینده سوسه در زباله دانی  حوزه انتخاباتی

**********
آگهی بازرگانی :
آیا استفاده از فیس بوک غیر اسلامی آزارتان می دهد ؟ آیا به دنبال جنس حلال و پاکیزه فیس بوک می گردید ؟ آیا از دیدن خانم های بد حجاب و بی حجا... اذیت می شوید ؟ نسخه حلال فیس بوک به زودی در اختیارتان قرار خواهد گرفت . از  جمله قابلیت های فیس بوک حلال : کشیدن اتوماتیک روسری ، مقنعه و چادر بر روی سر خانم های بد حجاب ، سانسور کردن عکس های زشت و بی ناموسی ، تبدیل جملات بی ادبی و ناراحت کننده به جملات گل و بلبلی و ...
********
یک مسئول : بعد از گذشت این همه وقت از حبابی شدن قیمت سکه ، تصمیم گرفتیم یک مسابقه بادکنک بازی با حباب های ایجاد شده برای کودکان زیر 60 سال راه بیاندازیم . جوایز این سری از مسابقات که در مرحله های بعد قرار است به عنوان یک بازی جهانی شناخته شود ، یک عدد سکه ، به صورت ماهانه برای پرداخت به همسر مطلقه فرد پیروز یا اطرافیان وی مشخص شده است.
******
اعتصاب ماهی ها و سایر موجودات دریای خزر در اعتراض به ساخت جزیره در این دریا :
تعداد کثیری از ماهی های دریای خزر در واکنش به ساخت جزیره در این دریا در مقابل دفتر نمایندگی سازمان ملل ( خونه آقا کوسهه) تجمع کردند و فریاد مرگ بر جزیره سر دادن . همچنین این ماهی ها تهدید کردن که اگر درخواستشان اجرا نشود ، دیگر هیچ کرم آویزان به قلابی را نخورده و زیر سنگ ها قایم می شوند تا ساکنین خشکی از گرسنگی بمیرند ! همچنین این مجمع با انتشار بیانیه ای فرار مغزهای بسیاری از این ماهی ها را از جمله پیامدهای ساخت این جزیره برشمردند.
خبر : دلقک ماهی و رفقا

اشاره به خبر ساخت جزیره در دریای خزر که موجب مرگ هزاران گونه موجودات دریایی خواهد شد !


************

در پی پیگیری های خیلی خفن و زد و بندی عوامل خبرگزاری بی بی سی کلاغ ، بالاخره یکی از مسئولین اظهار کرد که قراره یارانه ها رو زیاد کنند ! این مسئول که به عوامل شایعه مستقیما اشاره نکرد ، گفت :
از بس عده ای از فلک زدگان به ما مراجعه کردند و گفتند که زیر بار مشکلات مالی از قبیل مهریه ( با قیمت سکه ای 800 هزارتومن ) ، گوشت،شیر،پنیر،خیار،گوجه ، سیخ و سوزن و.... قرار گرفته اند ، تصمیم گرفتیم یارانشون رو  زیاد کنیم .
البته این بنده خدا اشاره نکرد که همزمان با زیادتر شدن مبلغ یارانه ، قرار است چقدر بر قیمت اجناس ذکر شده اضافه شود؟!

خبر : یک خبرنگار بیچاره که همسرش  تازگی ازش جداشده

*****************
یک مقام مسئول به یک مقام مسئول دیگه گفت : آقا دَمِ عیدی باید قیمت همه چیزو مثل قبلا ثابت نگه داریم ! به گزارش خبرگذاری بی بی سی کلاغ به نقل از آبدارچی یکی از رفقای دوست این مقام مسئول ، همواره ثابت نگه داشتن قیمت ها از جمله مهم ترین کارهایی بوده که این عزیزان از جان و دل گذشته انجام داده اند .در همین راستا یکی دیگر از مسئولین که کمی هم به خبرگزاری بی بی سی کلاغ وابسته است گفت :
اگر به من رای بدید ، قول می دم قیمتا رو واسه عید سال بعد ثابت نگه دارم ! به جون خودم راست می گم!

خبر : از نوچه های عمو نوروز


به چاپ رسده در روزنامه قدس ( هفته نامه سوسه ) --- البته با یه کوچولو سانسور!!

نوشته مازیار شاهسون پور


برای مشاهده هفته نامه سوسه اینجا کلیک کنید






نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، تصویر دونی، 
برچسب ها : ماهی، جزیره، دریای خزر، خزر، انتخابات، رقابت، پاره کردن، عکس، رقبا، فیس بوک، حلال، حباب، قیمت، سکه، یارانه، افزایش، عید، نوروز، ثبات، ثابت، اقلام، جنس،
لینک های مرتبط :





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه