شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar.sh110@gmail.com
salam@khunamun.ir
****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر

1 - از میوه های آبدار مثل هنوانه ، خربزه (لرز آور ) ، کاکتوس در لیست پذیرایی  و در چایی ها و شربت هایتان از قرص فوروزماید ( ادرار آور ) استفاده کرده و سپس درب توالت را قفل و پلمپ کنید ... دوربین عکاسی تان را دم دست نگهدارید !!!

2 -ساعت خانه را دستکاری کرده و پس از ورود مهمان ها دائم به ساعت نگاه کرده و بگویید : اِ اِ اِ چه زود گذشت ...

3 - اسکناس های نو و تا نخورده 50 ریالی قدیمی را جهت حفظ  و ترویج فرهنگ اصیل ایرانی عیدی دهید !!! و البته اسکناس های 10 هزار تومانی را جهت حماسه اقتصادی عیدی بگیرید !!

 4 - قبل ورود مهمان ها نیم کیلو سیر خورده تا آخرین سلول بدنتان هم بوی سیر بگیرد ، سپس با همین عطر دل انگیز به استقبال مهمان هایتان بروید ...

توصیه های ایمنی را جدی بگیرید
                                                                  حتی شما دوست عزیز !!!!

اگر ادامه سری روش های فوق را می خواهید با ما تماس بگیرید :

maziar.sh110@gmail.com
maziar_sh110@yahoo.com
بخش نظرات

http://www.golagha.ir/uploads/news/articles/89-12/nazanin-eid1.jpg




نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها : عید دیدنی، مهمان آزاری، مهمان نوازی، طنز، کاریکاتور،
لینک های مرتبط :



 

* خانم اون ساک رو ببند بریم سفر ...
- اِ کجا ؟ مگه نمی خوای سال تحویل تو خونه باشی ؟
* نه خانم . بدو سریع جمع کن تا فک و فامیل پیش دستی نکردن و سرمون خراب نشدن ! بلیط اتوبوس گرفتم که سال تحویل خونه اصغر آقا اینا باشیم .
- باشه ، پس برو یکم گوشت و مرغ اینجور چیزا بخر تا یه چیزی واسه تو سفرمون درست کنم ...
1 ساعت بعد : * بیا خانوم  ، اینم خریدایی که داشتی .
- اینا چی هستن ؟ کو بقیش؟
* خانوم تو این گرونی این ماست و پیازی که گرفتم خیلی  مقوی تر از گوشته . تازه الان باید ساده زیست باشیم.خوب نیست اسراف کنیم . ایشالا خونه اصغر آقا اینا جبران می کنیم ...
چند ساعت بعد تو اتوبوس :
* می گم خانوم یادته چند تا از دوستای دختر عمه بابات نزدیکای خونه اصغر آقا اینا بودن ؟ به نظرت با پول عیدیایی که ازشون می گیریم می تتونیم اون میز و صندلیا که خوشت اومده بود رو بخریم ؟
- نه اقا زشته ! من  با اونا رودربایستی دارم ، روم نمی شه ازشون عیدی بگیرم . اووووم ،  اما اگه قول می دی با پول عیدیا همون میز و صندلیا رو بخری ، باشه فدا سرت . اصلا هرچی آقامون بگه . رودربایستی یعنی چی !
.
.
.
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف ( صدای مشت و لگد و پاره آجر که به در می خوره )
* خانوم چرا درو باز نمی کنن ؟ نکنه روز سال تحویلی رفتن خونه کسی ؟ نکنه فهمیدن ما داریم میایم و عمدا درو باز نمی کنن؟اره همینه ، حالا بهشون نشون می دم
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف
# آقا چته ؟ می خوای درو بشکنی چرا خودتو اذیت می کنی ؟ یه بولدوزر خبر می کردی. بعدشم وقتی بعد از این همه به در و دیوار کوبیدن تو درو باز نمی کنن ، یعنی کسی خونه نیست !
* آقا شرمنده ! نمی خواستم سال  تحویلی اذیتتون کنم . آخه ما مسافریم . سال تحویل قرار بود خونه این اصغر آقا اینا باشیم . شما خبر ندارید کجان؟
# ای آقا دیر اومدی ! دیروز همچین با عجله دست زن و بچه هاشو گرفته بود ، چند تا ساکم زده بود زیر بغل و انگاری رفتن سفر . البته ما که فضول نیستیم ولی عیال شنیده بود که می رن خونه یکی از فامیلاشون که کارمنده . فکر نکنی ما قصد فضولی داشتیما ، اما انگار کلی خرت و پرت به این کارمندا دادن ، اونا هم واسه خاطر همین داشتن می رفتن خونه اونا ! ...
* ای داد بیداد ! می بینی خانوم ؟ نگفتم باید زودتر راه می افتادیم ؟ اینا رفتن شهر ما . فکر کردن خونه ما خبریه ! ولش کن . اینم از فامیل ! بریم خونه اکبر اینا . رفیق قدیمیمه . تازه کاسبم هست ! بهتره ...
***************************
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف ( صدای مشت و لگد و پاره آجر که به در می خوره )
# آقا نزن ! خونه نیستن .
* آقا چرا نیستن ؟ سال تحویلی کجا رفتن ؟
# اونجور که اکبر آقا می گفت رفتن خونه یه دوست قدیمی که کارمنده . این روزا اوضاع کارمندا خوبه دیگه ...


******************************
.
.
.
* خانم به نظرت الان اکبر و اصغر آقا پشت در خونه ما سفره هفت سین پهن کردن ؟  یا اونا هم رفتن تو پارکی ، جایی ؟ باز خدا صاحب این پارکو خیر بده که رادیو رو روشن  کرد تا بفهمیم کی سال تحویل می شه ...

آغاز سال یک هزار و سیصد و نود و یک

خانوم ببین ماست و پیاز با یکم علفِ تازه چه خوشمزه می شه . بیا امتحان کن ...


نویسنده : مازیار شاهسون پور









نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، قصه های هزار و یک روز شایعه، 
برچسب ها : طنز، عید، نوروز، کارمند، گران، سفر، هزینه، سال نو، چتر، خانه، عید دیدنی،
لینک های مرتبط :





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات