شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar.sh110@gmail.com
salam@khunamun.ir
****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر

چند روز پیش آقا گوسفند زبل اطلاعاتی پیدا کرد که قابل خوردن نبوده و مزه گلاب به روتون می داده ! این شد که آقا گوسفند عزیزمون این اطلاعات رو برای حفظ و نگهداری به ما سپرد . ما هم که امین و راز نگهدار همه هستیم ، گفتیم این اطلاعات رو با چند نفر دیگه هم درمیون بذاریم تا حفاظت از اون راحت تر بشه .... وجدانا شما هم مثل ما رازدار باشید !

چند وقت قبل مدیر اداره گوسفند پروری که با حفظ سمت رییس شرکت مرغ بازان و کارخونه گاو سَقُط کنی هم هست ، توسط آقای گیریان که کارمنده اداره گیربازارانه ، جلسه ای خصوصی داشته که ما براتون متن این جلسه رو به صورت کاملا محرمانه فاش می کنیم :

 

فوق سری !!!

·         آقای ......... سریع لو بده کی تورو مدیر اینجاها کرده ؟

-          بابا آقای گیریان ، من به خاطر لیاقتامه که مدیر اینجاها شدم ، وگرنه اون اولش منم یه کارمند ساده بودم که فقط مدیر اداره متعلقات حیوانات اهلی فامیلمون بود . همین ! من با لیاقتامه که تونستم به این جایگاه برسم ...

·         همین لیاقتاته که باعث شده 2 تا از شرکتا ورشکسته بشه و یکیشون هم به جای گاو ، خر نِفله شده تحویل ملت بده ؟

-          آقا اولا ما هنوز اعلام ورشکستگی نکردیم ، پس ورشکسته به حساب نمیایم ! تازه مگه من که همش تو جلساتم ، چند تا دست و پا و دهن و معده دارم که بخوام کار چند جا رو انجام بدم ؟ جدیدا هم که داریم شرکت مرغ بازان رو توسعه می دیم ، مجبورم هی سفرای کاری به جزایر قناری برای واردات کفتر چاهی و کفتر کاکل به سر داشته باشم !

·         به ما گفتن تو کلی پارتی بازی کردی و آدمای متخصصو بیرون کردی ! تازه کلی مزایا از این سه جا گرفتی ! خودت خجالت نمی کشی ؟

-          آقا کی گفته من پارتی بازی کردم ! اینا همش شایعات و دسیسه چینی عوامل بیگانست ! نکنه شما هم از مازیار شاهسون پور که قیافش شبیه شایعست این اخبارو گرفتید ؟ بعدشم ما خانوادتا مدیریت و تخصص تو خونمونه ! به خاطر همین همه افراد فامیلمون متخصصن ! منم که همیشه به نیروهای متخصص خیلی بها دادم ، مجبور شدم اونارو استخدام کنم ! من این کارا رو فقط برای ریشه کن کردن فقر و بیکاری کردم !!! بعدشم مگه من چقدر پول در میارم که اینقدر گیر میدید ؟ من خودم زیر خط فقرم ! به خاطر همینه که مجبورم چند جا کار کنم  .

·         یعنی واقعا فکر نمیکنی که الان جای چند تا متخصص رو گرفتی و داری حقوق چند نفر رو می خوری؟

-          من که خودم تمایلی به ریاست ندارم ، اما وجدانم نمیزاره تا وقتی نیروهای متعهد و با صفایی مثل من هستن ، نیروهای تازه به دوران رسیده و جو گیری رو که هی دنبال تغییرات و ایده های جدید و اینجور سوسول بازیا هستن رو استخدام کنیم !

·         چرا شما پول بیت المال رو ...

-          دیگه داری خیلی تند میریا ! چرا به این مغازه و آقایون .... ( بــــــــوق ) گیر ندادید که اینقدر همه چیو گرون کردن! اما اشکال نداره ، من از جدیتت تو کار خوشم اومده ، اگه خواستی یه شغل توپ تو شرکتام واست دارم ! نگران چند شغله شدن هم نباش ، اگه کسی چیزی گفت ، خودم لو میدم که رییست آقای خیلی گیریان دیگه کجاها کار میکنه !

 





نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، چاله ، چوله اجتماع، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
برچسب ها : مدیران دو شغله، حذف مدیران چند شغله، مدیر، سیاسی، طنز،
لینک های مرتبط : چند شغله ها بسشونه !، مجلس : مدیرای چند شغله برن که ما اومدیم،
یکی از مسئولین خیلی محترم در گفت و گو با خبرنگار ما جناب آقای سوسه ایان ، در حالی که حسابی شاکی بود گفت : آقای سوسولیان یعنی چی که هرجا می شینید و  پا می شید حرف از این چندرغاز پاداشی که به ما دادن می زنید ؟ یعنی به نظر شما این صد میلیون ناقابل حق من نبوده ؟؟؟! منی که این همه سال یخ  حوض شکستم و خون دل خوردم ؟ اصلا نمی بینید که گوشیاتون همه جا آنتن می ده و همه چقدر راضین از ما ؟؟؟؟خودم با همین جفت دستام همه این کارا رو کردم ، حالا تو هرجا می شینی غیبت منو می کنی ؟ وقتی این ماه که قبض تلفن ثابت و همراهت 2 برابر اومد می فهمی !!!!





نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : پاداش، رییس مخابرات، 100 میلیون، صد میلیون، طنز، کاریکاتور، مدیر، مخابرات، خبرگزاری ها،
لینک های مرتبط :
* به عنوان مقدمه باید بگم که مدیران ما که به هیچ وجه من الوجوه اهل سوتی دادن و خدایی نکرده گوش شیطون کر اشتباه نیستند . اما ما قشر فرنهیخته ( متضاد فرهیخته ) همیشه دنبال یک چیز کوچیکی هستیم که از کوه کاه بسازیم ، این شد که متن زیر پا به عرصه زندگی گذاشت تا گوشه ای از قدر ناشناسی ما قشر آسیب رسان ( متضاد آسیب پذیر ) بر همگان آشکار گردد...
 
سکانس اول :
با عجله خودم رو رسوندم پشت تریبون و همینطور که از حضار تشکر می کردم که چقدر صبورن و گل و جیگر و ... هستن ، تو جیبم دنبال متن سخنرانی بودم . بالاخره پیداش کردم و شروع کردم به سخنرانی . نمی دونم چرا این ... ( مدیر برنامم رو منظورمه ) عین شتر مرغی که خیال پرواز داشته باشه بال بال می زد و یه اشاره هایی می کرد ؟! همینطور که داشتم پر شور و هیجانی سخنرانی می کردم و کم کم اوج می گرفتم ، متوجه خنده های حضار شدم  و شستم خبردار شد که خبراییه . یه لحظه به پلاکارد پشت سرم نگاه کردم و خشکم زد ....
صد مرتبه به این نویسنده متنای سخنرانیم گفته بودم که وقتی یه متن رو می ذاره تو جیبم ، متن سخنرانی قبلی رو برداره ...!

سکانس دوم : برای شرکت تو یکی از همایشهای خارجی دعوت شده بودیم .قرار بود تو این همایش به  نتایج خیلی مهمی برسیم ( البته قبلا متن نتایجی که قرار بود به  اونا دست پیدا کنیم برامون ارسال شده بود ، اما به هر حال هرچیزی نسخه اصل و اورجینالش بهتره )
بعد از جلسه اول ، همه دعوت شدیم به ناهار . سر میز به خاطر اینکه اطرافیامون ( همون خارجیا ) متوجه نشن به فارسی شروع کردیم به بدگویی از میزبان و کیفیت پایین غذا و مسئول کچلشون و .... آخرای ناهار بود که مترجممون سر صحبت رو با نفر کناری باز کرد و ازش درباره شغلش پرسید . اونم نه برداشت ، نه گذاشت  به زبان شیرین فارسی گفت : من مترجم فارسی میزبان هستم !

سکانس سوم : کلی زحمت کشیده بودم که متن سخنرانیم رو ترجمه کنم و به زبون خارجی برای خارجیا حرف بزنم . آخه اینجوری تاثیرش زیاد تره و معلوم می شه که من آدم کم سوادی نیستم . روز موعود بود و منم گرم یک سخنرانی کاملا خارجی بودم .دهن همه هم باز مونده بود و در ابهت من فرو رفته بودن . همچین سخنرانیم زیبا شده بود که حتی یک نفر هم سوالی براش پیش نیومد و منم خدا رو شکر کردم که کسی سوالی نکرد ، چون جواباشون رو هنوز ترجمه نکرده بودم . وقتی داشتیم از سالن خارج می شدیم ، مترجم یکی از حاضرین اومد پیشم و گفت : اگه میشه متن سخنرانیتون ، البته نسخه فارسیش رو بدید ، می خوایم برای همه تکثیر کنیم . همچین ذوق کردم از این همه توجه !!!






نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : مدیر، سوتی مدیران، سوتی، مسئولین، کاریکاتور مدیر،
لینک های مرتبط :





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات