شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar.sh110@gmail.com
salam@khunamun.ir
****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر

مجری: با سلام . در حضور یکی از کارشناسان خبره در زمینه سبد کالا هستیم تا برخی ابهامات در این زمینه را از ذهن سبد جوی مخاطبین پاک کنیم.

جناب کارشناس لطف می کنید علت اینکه داخل سبد ها برنج خارجی گذاشته شده بود رو بگید ؟

کارشناس : این یکی از استراتژی های کاری بود .چون چند وقتی بود بازار گلاب و زعفرون کم شده بود ، می خواستیم مردم مجبور بشن برای پختن این برنج از گلاب و زعفرون استفاده کنن ! بد کردیم به فکر اقتصاد داخلی و فراهم کردن شرایط برای نوآوری خانم ها تو پخت غذا بودیم ؟تازه استراتژی فرهنگی هم داشتیم ، یه مدت بود فیلمای هندی آبکی شدن ، گفتیم یکم برنج ازشون بخریم شاید رو کیفیت فیلماشون تاثیر بذاره!

مجری : به نظرتون بهتر نبود پولشو به مردم می دادید ؟

کارشناس : که چی بشه ؟ گناه کردیم زیر قیمت بازار سبد جور کردیم ؟

دیریرینگ ...( زنگ تلفن )

کارشناس : می بخشید ، یه لحظه .... ( ها؟چیه ؟ ...آره 200 کیلو ازون روغن درپیتی ها بذار برام ! نه فقط برنج زیمباموه دارم ... آره می شه خوردش ! به هفته بذاری خیس بخوره ، از برنج هندی هم بهتر میشه !...)

مجری : خب بینندگان عزیز زندگیتون سبد بارون باشه ...خدانگهدار






نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، چاله ، چوله اجتماع، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، رسانه جادویی ( کلیپ و ... )، 
برچسب ها : سبد کالا، طنز، کاریکاتور، مسئولین، برنج، هندی،
لینک های مرتبط :

آقا یعنی چی؟ من از شما می پرسم !! این همه جنس به درد نخورِ بنجل و زپرتی تو این کشور تولید می شه هیچ کی هم پیگیری نمی کنه !!! پس این مسئولین کجان ؟ از تو ماشین هسته انبه میندازی بیرون ، یارو سرش می شکنه !!!! قبلا کله قندم می نداختیم بیرون چیزی نمی شد ! آخه چین تا کجا در کشور ما نفوذ کرده؟؟؟!!
مسئولین رسیدگی کنند !!!






نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها : مسئولین، چینی، کیفیت، آدم، جنس، طنز،
لینک های مرتبط :

قاضی : بگو جَوون . چی شده ؟

جَوون : آقای قاضی من اومدم از دولت و همه مسئولین این ور آبی و اونور آبی و کسایی که هنوز مسئول نشدن شکایت کنم ! می خوام همشونو بکشم پای میز محاکمه !

قاضی : آخه چرا ؟! مشکلت چیه ؟ در حقت بی عدالتی شده ؟

جَوون : آخ زدید به هدف آقای قاضی ! من یه زن داشتم که خیلی هم دوسش داشتم ! زنم فقط یکم ایراد داشت و اونم اینکه اصلا راز نگهدار نبود و اصلا به فکر ابروی من نبود !هروقت میگرفتمش زیر بار کتک پا می شد می رفت خونه باباش اینا و بعد داداشای قلچماقش حسابی کتکم می زدن ! آخرش به زور ازم طلاق گرفت آقای قاضی ! من دیگه طاقت ندارم ! نمی تونم نبودشو تحمل کنم ! از وقتی رفته همش دارم غذای بیرون می خورم و مجبور شدم یه کیسه بوکس بخرم !

قاضی : پسرم علت شکایتت این بود؟! حالا با مسئولا چیکار داری تو ؟

جَوون : آقای قاضی آخه مسئولایی که نتونن زنای یه کشورو مطیع و حرف گوش کن و راز دار بار بیارن ، چطور می خوان کشورداری کنن ؟ اصلا آقای قاضی اگه زن من برنگرده به خودم ترقه وصل می کنم و می رم بالا برج میلاد تا ایران از وسط بترکه !!!

 مسئولین رسیدگی کنند !!!!!










نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، ماشین لباسشویی سیاسی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها : مسئولین، سیاسی، رسیدگی، طلاق،
لینک های مرتبط :

یکی از کارشناسان زبده ، متفکر و متوهم شایعه امروز در حالی که از حمام با عجله به اتاق ما دویده بود و البته قسمتی از بدنش پوشش اسلامی نداشت (بـــــــــــــــوق) گفت : " یافتم ، یافتم ! بعضی از مسئولا مغزشون کمتر از شکمشون کار می کنه !! این یه رابطه علمی .... " ( در اینجا دهانش را بستیم که سرمان را بیش از این به باد ندهد )...خلاصه بعد از کشف این ماجرا دیدیم همچین بیراه هم نگفته ، برای مثال این نخست وزیر اسراییل که رو به دوربین رسانه ها ایستاده و هی ایران رو تهدید به گاز گرفتن ، لگد زدن و انگشت در چشمانش کردن می کند !! ایشان چند روز پیش عمل جراحی خفنی ( فتق) رو پشت سر گذاشته اند . عوامل حاضر در اتاق عمل افشا کردند که به جای مغز در بدن ایشون یه هارد پر از فیلمای ترسناک بوده که این دوست عزیز ما جاشو با یه هارد پر از فیلمای رومانتیک هندی عوض می کنه!!!

( مازیار : کسی این هارد منو ندیده ؟؟؟ بابا فیلم هندی کجا بوده ، هارد من پر از فیلمای جنگی بود !!! )

خب می گفتیم ، نمونه دیگه همین کارشناس شایعه ای خودمان که بعد از انتخابات اعلام کرده" آقا اصلا فتنه وجود خارجی نداشته ، اصلا هرچی بوده زیر سر همین ماهواره بوده ! ماهواره چندتا از جوونای ما رو تحت کنترل درآورد و یه اتفاقی افتاد! وگرنه ما مسئول فتنه گر نداریم که !!" (بـــــــــــــــــوق)

حرف ماهواره شد ، یکی از مسئولانمون بر طبق نظرسنجی ! اعلام کردند کسانی که به جناب رییس جمهور ، دکتر روحانی رای داده اند اصلا ماهواره نداشتند !! خب حرف شما مثل حرف خیلی از مسئولین دیگه حتما از روی سند و مدرکه (اصلا سابقه نداره که مسئولی بی سند حرف بزنه ! نا سلامتی ایشون مسئولن و ما عوام و معلومه که ما خیلی چیزها رو نمی دونیم )تازه اگه ایشون از ما هم نظرسنجی می کرد ، ماهواره که سهله ...

آقا ما اصلا تو غار زندگی می کنیم !

 

منابع خبری که در این برنامه مارا یاری کردند :

عمل جراحی فتق نخست وزیر اسراییل با موفقیت انجام شد !

یک مسئول از حضور برخی مسئولین در فتنه خبر داد ( به دلیل ترس از جانمان لینک این خبر را نمی گذاریم ! )

یک مسئول : افرادی که کمتر ماهواره می بینند به روحانی رای می دهند !



                                              





نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : خبر، طنز، مسئولین، روحانی، ماهواره، اسراییل،
لینک های مرتبط :

اخبار شایعه ای :

یک نشریه خارجی منتشر کرد : " بر طبق اخبار خیلی خیلی موثقی که به دست ما رسیده الان ایران به تصرف آمریکا و اسرائیل درآمده و البته بین آمریکائییان و اسرائیلیان بر سر نام گذاری این کشور اختلاف نظر است ... هم چنین در ادامه خبری که به دستمان رسیده گفته شده است که موقع تقسیم کردن سهم نیز این دو کشور با اختلاف مواجه شده اند و نمی دانند که نصفه بزرگ ایران را کدام یک بردارند . در ادامه این خبر آمده علی بابا بعد از دیدن اختلاف نظر دزدان بغداد .... ببخشید انگار ادامه اخبار موثقمان هنوز آماده بیان نشده ، پس با ما باشید در برنامه ها و اخبار موثق دیگرمان ...

 

*********

 یک مسئول در مصاحبه ای با خبرنگار بی بی سی کلاغ بیان کرد : " آقا یعنی چی که به بیکار جماعت پول مفت و بیمه بیکاری بدیم ؟ اصلا کسی که بیکار شد دیگه جزو افراد جامعه نیست ، ما خودمون هزار تا مشکل داریم که نمی دونیم به کدومش برسیم . خود من به شخصه هنوز پاداشمو نگرفتم ، منی که این همه آشنا دارم باید دیرتر از رییس اون اداره که جدیدا بهش گیر داده بودید چرا این همه پاداش گرفته ، باید پاداش بگیرم ، بعد شما می گی بریم به هر بیکار نفری دویست هزار تومن بدیم ؟!!!!!!!!!! وای که چقدر شما بی مروت و نامردید !!!تازه اگه الان بخوایم به همه ازین بیمه ها بدیم ، واسه انتخابات بعدی شعاری نمی مونه بدیم که ....ای بابا نمی شه که همه طرح ها رو یه دفعه اجرا کرد !!! "

نویسنده : مازیار شاهسون پور

به چاپ رسیده در روزنامه قدس (هفته نامه سوسه )






نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، 
برچسب ها : بیمه بیکاری، بیکاری، مسئولین، هدیه، نشریه خارجی، حمله به ایران، آمریکا، اسرائیل، شایعه،
لینک های مرتبط : توقف طرح بیمه بیکاری، یک نشریه :آمریکا و اسرائیل 4شنبه به ایران حمله می کنن !،

همراه با کارشناس همه چیز دان :

به بهانه پاداش های صد میلیونی جناب آقای مدیر عامل شرکت " یه جایی " مزاحم این آقای همه چیزدان شدیم ، بلکه مخ خاموش و از کار افتاده ما رو که قدرت درک و حساب این پولا رو نداره روشن کرده و مارو از فیض معلوماتشون بهره مند کنند .

جناب همه چیز دان : دِ آخه اینم شد سوال ؟ الان دیگه هر بچه دبستانی و حتی پیش دبستانی هم می دونه کسی که مدیر می شه جزو شما عوام الناس ها نیست !!! یعنی واقعا فکر می کنی اینجور پاداشا رو باید بیان بدن به امثال تو که فرتی بری یه روزنامه باز کنی و انتشارات بزنی و هی تند و تند مطلب و کتاب و اعلامیه بدی بیرون و ادعای روشن فکریت اونجای استکبار جهانی رو مستفیظ کنه !! ( به جهت روشن سازی افکار عمومی ، منظور چشم و چال استکبار جهانی می باشد – نویسنده ) تازشم باید چشم و دهن این زبون بسته های از همه جا بی خبر رو پر کرد یا نه ؟ وگرنه تویی که واسه یه وام 2-3 میلیونی باید عالم و آدم رو جلوی بانک رژه ببری و به شهادت بگیری رو چه به توان اختلاس و فساد اقتصادی و ...

خب حالا خیلی هم سخت نگیر ، به هر حال دنیا دو روزه ، هرچی کمتر بخوری سالم تر می میری ، تو هم دیگه زیادی ادعات نشه و عَلَمِ روشن فکری و حقوق بشر نگیر دستت ، وگرنه مجبور می شم از هدیه جناب آقای مسئول به شما خبرنگارا هم پرده برداری کنم ....

نویسنده: مازیار شاهسون پور





نوع مطلب : ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : هدیه، مسئول مخابرات، صد میلیون، اختلاس، مسئولین، وام، طنز، کارشناس، مازیار، شاهسون پور،
لینک های مرتبط :
* به عنوان مقدمه باید بگم که مدیران ما که به هیچ وجه من الوجوه اهل سوتی دادن و خدایی نکرده گوش شیطون کر اشتباه نیستند . اما ما قشر فرنهیخته ( متضاد فرهیخته ) همیشه دنبال یک چیز کوچیکی هستیم که از کوه کاه بسازیم ، این شد که متن زیر پا به عرصه زندگی گذاشت تا گوشه ای از قدر ناشناسی ما قشر آسیب رسان ( متضاد آسیب پذیر ) بر همگان آشکار گردد...
 
سکانس اول :
با عجله خودم رو رسوندم پشت تریبون و همینطور که از حضار تشکر می کردم که چقدر صبورن و گل و جیگر و ... هستن ، تو جیبم دنبال متن سخنرانی بودم . بالاخره پیداش کردم و شروع کردم به سخنرانی . نمی دونم چرا این ... ( مدیر برنامم رو منظورمه ) عین شتر مرغی که خیال پرواز داشته باشه بال بال می زد و یه اشاره هایی می کرد ؟! همینطور که داشتم پر شور و هیجانی سخنرانی می کردم و کم کم اوج می گرفتم ، متوجه خنده های حضار شدم  و شستم خبردار شد که خبراییه . یه لحظه به پلاکارد پشت سرم نگاه کردم و خشکم زد ....
صد مرتبه به این نویسنده متنای سخنرانیم گفته بودم که وقتی یه متن رو می ذاره تو جیبم ، متن سخنرانی قبلی رو برداره ...!

سکانس دوم : برای شرکت تو یکی از همایشهای خارجی دعوت شده بودیم .قرار بود تو این همایش به  نتایج خیلی مهمی برسیم ( البته قبلا متن نتایجی که قرار بود به  اونا دست پیدا کنیم برامون ارسال شده بود ، اما به هر حال هرچیزی نسخه اصل و اورجینالش بهتره )
بعد از جلسه اول ، همه دعوت شدیم به ناهار . سر میز به خاطر اینکه اطرافیامون ( همون خارجیا ) متوجه نشن به فارسی شروع کردیم به بدگویی از میزبان و کیفیت پایین غذا و مسئول کچلشون و .... آخرای ناهار بود که مترجممون سر صحبت رو با نفر کناری باز کرد و ازش درباره شغلش پرسید . اونم نه برداشت ، نه گذاشت  به زبان شیرین فارسی گفت : من مترجم فارسی میزبان هستم !

سکانس سوم : کلی زحمت کشیده بودم که متن سخنرانیم رو ترجمه کنم و به زبون خارجی برای خارجیا حرف بزنم . آخه اینجوری تاثیرش زیاد تره و معلوم می شه که من آدم کم سوادی نیستم . روز موعود بود و منم گرم یک سخنرانی کاملا خارجی بودم .دهن همه هم باز مونده بود و در ابهت من فرو رفته بودن . همچین سخنرانیم زیبا شده بود که حتی یک نفر هم سوالی براش پیش نیومد و منم خدا رو شکر کردم که کسی سوالی نکرد ، چون جواباشون رو هنوز ترجمه نکرده بودم . وقتی داشتیم از سالن خارج می شدیم ، مترجم یکی از حاضرین اومد پیشم و گفت : اگه میشه متن سخنرانیتون ، البته نسخه فارسیش رو بدید ، می خوایم برای همه تکثیر کنیم . همچین ذوق کردم از این همه توجه !!!






نوع مطلب : چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : مدیر، سوتی مدیران، سوتی، مسئولین، کاریکاتور مدیر،
لینک های مرتبط :





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic