تبلیغات
شــایعـــــــه - مطالب ابر نوروز
 
شــایعـــــــه
خشت زنی های مازیار شاهسون پور
درباره وبلاگ


maziar.sh110@gmail.com
salam@khunamun.ir
****
قوانین :
1 - اگر مسواک نزده اید ، دندان ها را مسواک کرده تا در حین خندیدن ، باعث وحشت اطرافیان نشوید.
2 - اگر از نوشته ها خوشتان نیامد ، فحش و نفرینش را نثار گرانی قیمت کرایه ، ماست ، آب ، دوغ ، گوجه ، شیر و ... کرده و اگر حوصله تان شد ، انتقادتان را در نظرات به اینجانب بگویید و یا با کفتر ( کبوتر ) نامه بر به ایمیل های ذکر شده بفرستید .
*** نفرین نویسنده پشت سر افراد زیر است :
بدون نظر از وبلاگ خارج شوند ، مطالب این وبلاگ را روی دیوار مردم بنویسند ، مطالب این وبلاگ را در دستشویی ها با صدای بلند مرور کنند ، مفسدین اقتصادی و ...

************************
هرکس مطالب این وبلاگ را به نام خودش و یا بدون ذکر منبع کپی کند ، در آن دنیا سوسک محشور خواهد شد .

***********************
به همه نظرات تو این وبلاگ جواب می دیم ، اگه دیر شد ، لطفا فحش و نفرین نثار نکنید ، شاید نویسنده دار فانی وداع گفته باشد .

مدیر وبلاگ : مازیار شاهسون پور
مطالب اخیر

سال که نو شد ! تقی - نقی - اصغر آقا - مِستِر چنگیز - کاترین اشتون و ... بیاید همه دست در دست هم بدیم و یه سال جدید رو شروع کنیم! بعضی وقتا اضافه کردن یه لبخند به گوشه لب خودش کلی تغییره و اگه بدونید که چقدر تاثیر گذاره !!!
 بیاید از سرجامون بلند شیم و به آینده ای که دوست داریم نگاه کنیم !! خوشبختی همین بغله .ایناهاش ! پاشو تا ببینیش !





نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، قصه های هزار و یک روز شایعه، 
برچسب ها : عید، نوروز، 1393، تبریک،
لینک های مرتبط :
اخبار شایعه ای :

به گزارش خبرگزاری بی بی سی کلاغ ، این دانشمندان که بعد از کلی دام پهن کردن و انجام عملیات جاسوسی ، موفق به دستگیری عمو نوروز شده بودند ، با انجام آزمایشات خون و ادرا.... ( به دلایل اخلاقی سانسور شد ) ، نسبت عمو نوروز را با یک شخصیت ترکی کشف کرده و پرده از راز ناگفته عمو نوروز که هزاران سال خود را ایرانی تبار نامیده بود ، برداشتند . عمو نوروز در مصاحبه با یک شبکه خارجی ، در حالی که صورتش شطرنجی شده و ندامت و پشیمانی از ظاهرش می بارید ، گفت  : " من اغفال شدم ، من باید همون خیلی سال پیش می گفتم که ایرانی نیستم ، آره من ترکی هستم ، الان هم در صحت عقل و دور از هر شکنجه ای  اعتراف... اِ آقا چرا سیخونک می زنی ، گفتم که ... " در پی انتشار این خبر ، یک مسئول فرهنگی ایرانی واکنشی صریح و قاطعانه در قبال این حرکت ترکیه انجام داده  و در گفت و گو با بی بی سی  کلاغ اذعان داشت : " ای دل غافل ! دیدید؟ من از همون اول هم متوجه لهجه ترکی عمو نوروز  شده بودما ، اما گفتم ریا نشه .... " وی همچنین در رابطه با مولانا گفت : " البته قبل از اینکه این رفقای ترکیه ای ما بگن ، من فهمیده بودم که مولانا ترکه و ایرانی نیست ، من نشونه های ترکیه ای بودن اون رو از لابلای اشعارش کشف کرده بودم .... البته ناگفته نمونه که یه کشفیات جدیدی هم در مورد فردوسی دارم که بعدا افشاگری خواهم کرد .... "





نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، 
برچسب ها : ترکیه، شایعه، مولوی، مولانا، ترک، خبر، نوروز،
لینک های مرتبط : عید نوروز هم ترکی شد،
-    مامان نمیای خرید ؟
مادر سرشو از لابلای خرت و پرتای انباری کوچیک خونه بیرون آورد و با دستمال گردگیری سیاه شده ای که تو دستش بود ، عرقشو پاک کرد که البته این کارش باعث شد یه خط سیاه رو پیشونیش بیافته  ، رو به دختر کرد و گفت : میبینی که کلی کار مونده ، هنوز باید همه وسایل تو انباری رو تمیز کنم ، فردا هم سال تحویله... شما با باباتون برید.
- دختر به مامانش که با این خط سیاه رو پیشونیش عینهو کماندوهای ارتش شده بود ، نگاه کرد و گفت : آخه مامان تو هم بیای بهتــ...
- راستی تو چرا داری میری؟بدو بیا کمک کارت دارم!
- بابا ! بابا ! من دم در منتظرتونم ، سریع بیاید.
-    - مادر به دخترش نگاه کرد و با لبخند ، واژه تکراری " ای تنبل " رو تکرار کرد .
-    خانم نمیای ؟ چاییت سرد شد ، تازه این فیلم اکشنه به جاهای حساسش رسیده ...
-    نه حاجی ، باید لباسای بچه هارو آماده کنم . آخه فردا که میان می خوام عیدیاشون آماده باشه ...راستی تو با داری پای فیلم تخمه می خوری پیرمرد ؟ مگه دکتر نگفت برات ضرر داره ...
*********************
مامان ! مامان ! مامان ! ما برگشتیم ...
-    مادر دختر کوچولوشو بغل کرد و گفت : سلام دخترکم ، بیا ببینم چیا خریدی ؟
-    دختر کوچولو بدون ترس از دستمال سیاه گردگیری ای که دست مامانش بود ، پرید تو بغلش و گفت : من که چیزی نخریدم ، آخه خودتون گفتید امسال باید بیش تر صرفه جویی کنیم . منم که لباسام هنوز نو بودن مامانی...
-    راستی بریم ببینیم آبجی و داداشی چه چیزای خوشگلی خریدن ؟
*********************
-    خانم جون چرا اینهمه زحمت کشیدید؟ بچه ها بیاین سر سفره بشینین و عیدیای امسالتون رو ببینید . الان سال تحویل می شه ها !
-    مادربزرگ با لبخند همیشگیش عیدی بچه ها رو که با حوصله کادو کرده بود بهشون داد و هرکدومشون رو جدا یه ماچ مادربزرگی کرد...
-    اِ مامان ! پس عیدیِ من چی شد ؟
-    مادربزرگ بلافاصله یه شکلات چپوند تو دهن پسرش و یه ماچ مادرونه کرد و به یاد اون همه لباسی که تو طولِ این همه سال عمرِ پسرش براش دوخته بود افتاد...
-    مامان ! مامان ! مامان نیگا کن مامان بزرگ چی برام دوخته ! چه لباس خوشگلیه ! تازه شلوارم داره . مال آبجی و داداشی شلوار نداره ...
-    مادربزرگ نوه شیرینشو بغل کرد و گفت : آخه برای همتون به یه اندازه پارچه گرفتم ، اما چون تو کوچولوتری ، اضافه پارچتو شلوار کردم ...
-    پدربزرگ که تا الان داشت قرآن می خوند ، سرشو بالا آورد و رو به پسرش گفت : بیا ، بیا این آیه رو بخون ! آره همین آیه 24 و 25 سوره یونس ! من که خوندم یاد حرفای اون مجریِ ماهواره افتادم که درباره آزادی و خوشبختی و ایران و ... صحبت می کرد.دلم می خواست اینارو می خوند تا عین یه مشت محکم از خدا بخوره تو فَکِش ...
-    دخترک که انگار چیز جدیدی کشف کرده بود پرسید : اِ بابا بزرگ ! مگه شما ماهواره نگاه می کنید ؟ آخه خانوم معلممون می گه ماهواره خیلی بده !!!
-    پدربزرگ مِن و مِن کنون خواست درباره خانوم معلم نوه اش حرف بزنه ، اما پشیمون شد و به جاش گفت : خب من فقط کانالای خوبشو نگا...

آغاز سال یک هزار و سیصد و نود و یک
.
.
.
.
راستی بابا بزرگ ، خدا مهربونه که ! مُشت تو فک کسی نمی زنه ...

 
 




نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، 
برچسب ها : نوروز، عید، هدیه، عیدی، خرید، قرآن،
لینک های مرتبط :



 

* خانم اون ساک رو ببند بریم سفر ...
- اِ کجا ؟ مگه نمی خوای سال تحویل تو خونه باشی ؟
* نه خانم . بدو سریع جمع کن تا فک و فامیل پیش دستی نکردن و سرمون خراب نشدن ! بلیط اتوبوس گرفتم که سال تحویل خونه اصغر آقا اینا باشیم .
- باشه ، پس برو یکم گوشت و مرغ اینجور چیزا بخر تا یه چیزی واسه تو سفرمون درست کنم ...
1 ساعت بعد : * بیا خانوم  ، اینم خریدایی که داشتی .
- اینا چی هستن ؟ کو بقیش؟
* خانوم تو این گرونی این ماست و پیازی که گرفتم خیلی  مقوی تر از گوشته . تازه الان باید ساده زیست باشیم.خوب نیست اسراف کنیم . ایشالا خونه اصغر آقا اینا جبران می کنیم ...
چند ساعت بعد تو اتوبوس :
* می گم خانوم یادته چند تا از دوستای دختر عمه بابات نزدیکای خونه اصغر آقا اینا بودن ؟ به نظرت با پول عیدیایی که ازشون می گیریم می تتونیم اون میز و صندلیا که خوشت اومده بود رو بخریم ؟
- نه اقا زشته ! من  با اونا رودربایستی دارم ، روم نمی شه ازشون عیدی بگیرم . اووووم ،  اما اگه قول می دی با پول عیدیا همون میز و صندلیا رو بخری ، باشه فدا سرت . اصلا هرچی آقامون بگه . رودربایستی یعنی چی !
.
.
.
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف ( صدای مشت و لگد و پاره آجر که به در می خوره )
* خانوم چرا درو باز نمی کنن ؟ نکنه روز سال تحویلی رفتن خونه کسی ؟ نکنه فهمیدن ما داریم میایم و عمدا درو باز نمی کنن؟اره همینه ، حالا بهشون نشون می دم
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف
# آقا چته ؟ می خوای درو بشکنی چرا خودتو اذیت می کنی ؟ یه بولدوزر خبر می کردی. بعدشم وقتی بعد از این همه به در و دیوار کوبیدن تو درو باز نمی کنن ، یعنی کسی خونه نیست !
* آقا شرمنده ! نمی خواستم سال  تحویلی اذیتتون کنم . آخه ما مسافریم . سال تحویل قرار بود خونه این اصغر آقا اینا باشیم . شما خبر ندارید کجان؟
# ای آقا دیر اومدی ! دیروز همچین با عجله دست زن و بچه هاشو گرفته بود ، چند تا ساکم زده بود زیر بغل و انگاری رفتن سفر . البته ما که فضول نیستیم ولی عیال شنیده بود که می رن خونه یکی از فامیلاشون که کارمنده . فکر نکنی ما قصد فضولی داشتیما ، اما انگار کلی خرت و پرت به این کارمندا دادن ، اونا هم واسه خاطر همین داشتن می رفتن خونه اونا ! ...
* ای داد بیداد ! می بینی خانوم ؟ نگفتم باید زودتر راه می افتادیم ؟ اینا رفتن شهر ما . فکر کردن خونه ما خبریه ! ولش کن . اینم از فامیل ! بریم خونه اکبر اینا . رفیق قدیمیمه . تازه کاسبم هست ! بهتره ...
***************************
تق تق تق – دنگ بوف دنگ بوف ( صدای مشت و لگد و پاره آجر که به در می خوره )
# آقا نزن ! خونه نیستن .
* آقا چرا نیستن ؟ سال تحویلی کجا رفتن ؟
# اونجور که اکبر آقا می گفت رفتن خونه یه دوست قدیمی که کارمنده . این روزا اوضاع کارمندا خوبه دیگه ...


******************************
.
.
.
* خانم به نظرت الان اکبر و اصغر آقا پشت در خونه ما سفره هفت سین پهن کردن ؟  یا اونا هم رفتن تو پارکی ، جایی ؟ باز خدا صاحب این پارکو خیر بده که رادیو رو روشن  کرد تا بفهمیم کی سال تحویل می شه ...

آغاز سال یک هزار و سیصد و نود و یک

خانوم ببین ماست و پیاز با یکم علفِ تازه چه خوشمزه می شه . بیا امتحان کن ...


نویسنده : مازیار شاهسون پور









نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، قصه های هزار و یک روز شایعه، 
برچسب ها : طنز، عید، نوروز، کارمند، گران، سفر، هزینه، سال نو، چتر، خانه، عید دیدنی،
لینک های مرتبط :
اخبار شایعه ای :
اطلاعیه صنف کارگران شهرداری به کاندیداهای انتخابات : " دوستان عزیز و قشنگ خودم ، ای شما شفتالوها و افتخار سازان آیندهِ این مرز و بوم . ای شما که قراره بعد از انتخاب شدنتون ، حقوق ما و کارگرامون رو زیاد کنید ، خواستیم کلی از این اقدامات آینده تون تشکر کنیم و البته بگیم حالا که دارید رقابت سالم انتخاباتی می کنید ، موقع پاره کردن عکس رقبا ، لطفا از سطل آشغال استفاده کنید .
خبر : نماینده سوسه در زباله دانی  حوزه انتخاباتی

**********
آگهی بازرگانی :
آیا استفاده از فیس بوک غیر اسلامی آزارتان می دهد ؟ آیا به دنبال جنس حلال و پاکیزه فیس بوک می گردید ؟ آیا از دیدن خانم های بد حجاب و بی حجا... اذیت می شوید ؟ نسخه حلال فیس بوک به زودی در اختیارتان قرار خواهد گرفت . از  جمله قابلیت های فیس بوک حلال : کشیدن اتوماتیک روسری ، مقنعه و چادر بر روی سر خانم های بد حجاب ، سانسور کردن عکس های زشت و بی ناموسی ، تبدیل جملات بی ادبی و ناراحت کننده به جملات گل و بلبلی و ...
********
یک مسئول : بعد از گذشت این همه وقت از حبابی شدن قیمت سکه ، تصمیم گرفتیم یک مسابقه بادکنک بازی با حباب های ایجاد شده برای کودکان زیر 60 سال راه بیاندازیم . جوایز این سری از مسابقات که در مرحله های بعد قرار است به عنوان یک بازی جهانی شناخته شود ، یک عدد سکه ، به صورت ماهانه برای پرداخت به همسر مطلقه فرد پیروز یا اطرافیان وی مشخص شده است.
******
اعتصاب ماهی ها و سایر موجودات دریای خزر در اعتراض به ساخت جزیره در این دریا :
تعداد کثیری از ماهی های دریای خزر در واکنش به ساخت جزیره در این دریا در مقابل دفتر نمایندگی سازمان ملل ( خونه آقا کوسهه) تجمع کردند و فریاد مرگ بر جزیره سر دادن . همچنین این ماهی ها تهدید کردن که اگر درخواستشان اجرا نشود ، دیگر هیچ کرم آویزان به قلابی را نخورده و زیر سنگ ها قایم می شوند تا ساکنین خشکی از گرسنگی بمیرند ! همچنین این مجمع با انتشار بیانیه ای فرار مغزهای بسیاری از این ماهی ها را از جمله پیامدهای ساخت این جزیره برشمردند.
خبر : دلقک ماهی و رفقا

اشاره به خبر ساخت جزیره در دریای خزر که موجب مرگ هزاران گونه موجودات دریایی خواهد شد !


************

در پی پیگیری های خیلی خفن و زد و بندی عوامل خبرگزاری بی بی سی کلاغ ، بالاخره یکی از مسئولین اظهار کرد که قراره یارانه ها رو زیاد کنند ! این مسئول که به عوامل شایعه مستقیما اشاره نکرد ، گفت :
از بس عده ای از فلک زدگان به ما مراجعه کردند و گفتند که زیر بار مشکلات مالی از قبیل مهریه ( با قیمت سکه ای 800 هزارتومن ) ، گوشت،شیر،پنیر،خیار،گوجه ، سیخ و سوزن و.... قرار گرفته اند ، تصمیم گرفتیم یارانشون رو  زیاد کنیم .
البته این بنده خدا اشاره نکرد که همزمان با زیادتر شدن مبلغ یارانه ، قرار است چقدر بر قیمت اجناس ذکر شده اضافه شود؟!

خبر : یک خبرنگار بیچاره که همسرش  تازگی ازش جداشده

*****************
یک مقام مسئول به یک مقام مسئول دیگه گفت : آقا دَمِ عیدی باید قیمت همه چیزو مثل قبلا ثابت نگه داریم ! به گزارش خبرگذاری بی بی سی کلاغ به نقل از آبدارچی یکی از رفقای دوست این مقام مسئول ، همواره ثابت نگه داشتن قیمت ها از جمله مهم ترین کارهایی بوده که این عزیزان از جان و دل گذشته انجام داده اند .در همین راستا یکی دیگر از مسئولین که کمی هم به خبرگزاری بی بی سی کلاغ وابسته است گفت :
اگر به من رای بدید ، قول می دم قیمتا رو واسه عید سال بعد ثابت نگه دارم ! به جون خودم راست می گم!

خبر : از نوچه های عمو نوروز


به چاپ رسده در روزنامه قدس ( هفته نامه سوسه ) --- البته با یه کوچولو سانسور!!

نوشته مازیار شاهسون پور


برای مشاهده هفته نامه سوسه اینجا کلیک کنید






نوع مطلب : بساز بفروشیِ فرهنگی، چاله ، چوله اجتماع، ماشین لباسشویی سیاسی، خبرگذاری بی بی سی کلاغ ، تصویر دونی، 
برچسب ها : ماهی، جزیره، دریای خزر، خزر، انتخابات، رقابت، پاره کردن، عکس، رقبا، فیس بوک، حلال، حباب، قیمت، سکه، یارانه، افزایش، عید، نوروز، ثبات، ثابت، اقلام، جنس،
لینک های مرتبط :





پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه